قبل فهرست بعد


قبر  بگذارند  و  به  پهنا وارد قبر كنند و در موقع وارد كردن پارچه اي روي قبر بگيرند و نيز جنازه  را  به  آدمي از تابوت بگيرند ووارد قبر كنند و دعاهائي كه دستور داده شده ، پيش از دفن  بخوابانند  و  بعد  از آنكه ميت را در لحد گذاشتند ، گره هاي كفن را باز كنند و صورت

ميت  را  روي  خاك  بگذارند و بالشي از خاك زير سر او بسازند وپشت ميت خشت خام يا كلوخي  بگذارند كه  ميت به پشت برنگردد و پيش از آنكه لحد را بپوشانند دست راست را به  شانة  راست  ميت  بزنند و  دست چپ را  به  قوت بر شانة چپ ميت بگذارند و دهان را

نزديك گوش او ببرند و به شدت حركتش دهند و  سه  مرتبه  بگويند : اِسمع اِفهم يا فُلانَ بنَ فُلانِ و بجاي فلان بن فلان اسم ميت و پدرش را بگويند  مثلاً اگر اسم او محمد و اسم پدرش علي است سه مرتبه بگويند : اِسمَع  اِفهم يا مُحّمدَ بنَ عليّ پس  از آن بگويند : هَل انتَ علي العهدِ الذي فارقتَنا عليهِ مِن شهادهِ اَن لا الهَ الا اللُه وحدهَ لا شريكَ لهَ  و انّ محمداً صَلي اللُه عليهِ و آلهِ عبدهُ و رسولهُ و سيدُ النببينَ وخاتمُ  المرسلينَ  و  انّ علياً    اميُرالمؤمنينَ و سيد الوصيينَ و امامٌ افترضَ الُله طاعتهُ عَلي العالَمين و انّ الحسنَ و الحسينَ  و  عليّ  بن  الحُسين و محمدَ بن عليّ و جعفرَ بن محمدٍ ومُوسي بن جعفرٍ و علي بن مُوسي و محمدَ بن  عليّ  و  عليّ  بن مُحمدٍ و الحسنَ بن  عليّ  و القائمَ  الحُجهَ  المهديّ صلواتُ اللِه عليهِم ائمهُ المؤمنينَ و حججُ الِله علَي الخلقِ اجمَعين  و  ائمتكَ  ائمهُ  هديً بكً ابرارٌ يا فُلان بن فُلانٍ و بجاي فلان بن فلان اسم ميت و پدرش  رابگويد

و بعد بگويد : اِذا اتاكَ الملكانِ المُقربانِ رسولينِ مِن عندالِله تباركَ و تَعالي و  سئلاكَ عَن  ربكَ و  عَن  نبِيكَ  و  عن  دينك و عن كتابكَ و عن قبلتكَ و عن ائمتكَ فلا تخَف  و  لا تحزَن  و  قُل في جَوابهما اللُه ربي  و  محُمدٌ  صلي اللُه عليهِ و آله نبِيي و الاسلامُ ديني و القُرآنُ كتابي و الكعبهُ قبلتي و اميرُالمؤمنينَ عليُّ  بنُ  ابي  طالبٍ اِمامي و الحسنُ بنُ عليُّ  المُجتبي اِمامي و الحُسينُ بنُ عليّ الشهيدُ بِكربلا اِمامي و عليٌ زينُ العابدينَ امامي  و مُحمد االباقرُامامي وجعفرٌ الصادقُ امامي و مُوسي الكاظمُ  امامي و عليٌ الرضا اِمامي و محمدٌ الجوا دُ  امامي و عليُ الهادي اِمامي و الحسنُ العسكريُ اِمامي و الحجهُ المنتظرُ امامي هُولاء صلواتُ  الِله  عليهِم  اجمعينَ  ائمّتي  و  سادتي  وقادَتي و شُفعائي بهِم اتَولي و مِن اَعدائهم اتبراءُ  في  الدّنيا و  الاخرهِ ثُم اعلَم  يا  فُلان  بن  فُلان  و  بجاي فلان بن فلان اسم ميت و پدرش  را  بگويد  بعد بگويد : اِن اللَه تباركَ و تعالي نعمَ الربُ و انّ مُحمداً صَلي اللُه عليه و آلهِ نعمَ الرسولُ و انّ عليّ بن ابي طالبٍ و اولادهُ المعُصومينَ الائمهَ الاثني عشَر نعمَ الائمهُ و ان  ما جاءَ  بهِ  محمدٌ صلي الُله عليهِ و آلهِ حقٌ و انّ الموتَ حقٌ و سُوال منكرٍ و نكيرٍ في القبرِ حقٌ و البعثَ حقٌ و النُشور حقٌ و الصراطَ حقٌ و الميزانَ  حقٌ  و تطايُر الكتُب حقٌ و انّ الجنهَ حقٌ  و  النارَ  حقٌ  و  انّ  الساعهَ  آتيهٌ لاريبَ فيها و انّ اللَه يبعثُ مَن في القُبور

پس بگويد : افهمتَ  يا فُلانُ و بجاي فلان اسم ميت را بگويد پس از آن بگويد : ثبتكَ اللهُ بالقولِ الثابتِ و  هداكَ اللهُ  الي صراطٍ  مُستقيم عَرف اللُه بينكَ و  بينَ اوليائكَ في مُستقرً من رحمتهِ پس بگويد اللهُم جافِ الارضَ عن جنبيهِ و اصعَد بروُحهِ اليكَ  و  لقنهُ منكَ  بُرهاناً   اللهُم  عفوكً عفوكً . 

(مساله630) مستحب  است كسي كه ميت را در قبر مي گذارد ، با طهارت و سر برهنه و پا برهنه باشد و از طرف پاي ميت از  قبر  بيرون  بيايد  و  غير  از  خويشان  ميت  كساني  كه حاضرند ، با پشت دست ، خاك بر قبر بريزند و بگويند : اِنا للِه و اِنا اليهِ راجعُونَ .

اگر ميت زن است كسي كه با او  محرم  مي  باشد  او را در قبر بگذارد و اگر محرمي نباشد خويشان او را در قبر بگذارند .

(مساله631)مستحب  است  قبر را مربع يا مربع مستطيل بسازند و به اندازة  چهار انگشت از زمين بلند كنند و  نشانه اي روي آن بگذارند كه اشتباه نشود و روي قبر آب بپاشند و بعد از پاشيدن  آب كساني كه حاضرند ، دستها را بر قبر بگذارند و انگشتها را باز كرده در خاك فرو برند و هفت مرتبه سورة مباركه انا انزلناه بخوانند و براي ميت طلب آمرزش كنند و اين دعا ر ا بخوانند :

اللهّم  جافِ  الارضَ  عن  جنبيهِ و اصعَد اليكَ  روحهَ  ولقهِ منكَ  رضواناً  و  اسكِن قبرهُ من رَحمتكَ ما تُغنيهِ به عنَ رحمَهِ مَن سواكَ  .

(مساله 632)  پس  از  رفتن  كساني  كه  تشيع جنازه كرده اند ، مستحب است ولي ميت يا كسي كه از طرف ولي اجازه دارد ، دعاهائي را كه دستور داده  شده  ، به ميت تلقين كند .

(مساله633)بعد  از  دفن مستحب است صاحبان عزا  را  سر سلامتي دهند ، ولي اگر مدتي گذشته  است  كه  به  واسطة  سر  سلامتي  دادن  ، مصيبت يادشان مي آيد ، ترك آن بهتر است و نيز مستحب است تا سه روز براي اهل خانة ميت غذا بفرستند  و  غدا  خوردن  نزد آنان و در منزلشان مكروه  است .

(مساله634)مستحب است انسان  در  مرگ خويشان ، مخصوصاً در مرگ فرزند صبر كند و هر وقت ميت را يا د مي كند اِنا للِه و اِنا الَيهِ راجعُونَ  بگويد ، و براي  ميت  قرآن  بخواند  و سر قبر پدر و مادر از خداوند حاجت بخواهد و قبر را محكم بسازد كه زود خراب نشود .

(مساله635)جايز نيست ، انسان در مرگ كسي صورت و بدن را بخراشد و  به  خود   لطمه بزند .

(مساله636)پاره كردن يقه در مرگ ، غير پدر و برادر جايز نيست .

(مساله637)اگر  مرد  در مرگ زن يا فرزند يقه يا لباس خود را پاره كند يا اگر زن در عزاي ميت  صورت  خود را بخراشد بطوري كه خون بيايد يا موي خود را بكند ، بايد يك بنده آزاد كند ، يا ده فقير را اطعام دهد ، و يا آنها را بپوشاند و اگر نتواند بايد سه روز روزه بگيرد ،

بلكه اگر خون هم نيايد بنابر احتياط واجب ، به اين دستور عمل نمايد .

(مساله 638)احتياط واجب آن است كه بر ميت صدا را خيلي بلند نكنند .

 

 

نماز وحشت

 

(مساله639)مستحب است در شب اول قبر ، دو ركعت نماز وحشت براي ميت  بخوانند و دستور آن اين است كه ، در ركعت اول بعد از حمد يك مرتبه آيه الكرسي و در  ركعت دومبعد از حمد ده مرتبه سوره اِنا انزلناهُ بخوانند و بعد از سلام نماز  بگويند  :  اللهّم   صلّ علي محّمدٍ و  آل محّمدٍ و ابعَث ثوابها الي قبرِ فلانٍ و بجاي كلمه فلان ،اسم ميت را بگويند .

(مساله 640)نماز وحشت را در  هر  موقع  از  شب اول قبر مي شود خواند ، ولي بهتر است در اول شب ، بعد از نماز عشا خوانده شود .

(مساله641)اگر بخواهند ميت را به شهر دوري ببرند ، يا به جهت ديگر دفن او تاخير بيفتد ، بايد نماز وحشت را تا شب اول قبر او تاخير بيندازند .

 

نبش قبر

 

(مساله642)نبش قبر  مسلمان ،  يعني  شكافتن  قبر  او  اگر چه طفل يا ديوانه باشد حرام است ، ولي اگر بدنش از بين رفته و خاك شده باشد ، اشكال ندارد .

( مساله 643 ) نبش  قبر امامزاده ها و شهداء و علماء و صلحاء اگر چه سالها بر آن گذشته باشد در صورتي كه زيارتگاه  باشد  حرام است ،   بلكه اگر زيارتگاه هم نباشد بنابر احتياط واجب ، نبايد آن را نبش كرد .

( مساله 644 ) شكافتن قبر در چند مورد حرام نيست :

اول :

آنكه ميت در زمين غصبي دفن شده باشد و مالك زمين راضي نشود كه در آنجا بماند.  

 

دوم : 

آنكه كفن يا چيز ديگري كه  با  ميت  دفن شده  ،  غصبي  باشد  و صاحب آن راضي نشود كه در قبر بماند و اگر چيزي از مال خود  ميت  كه  به  ورثه رسيده  با   او  دفن شود ، احتياط واجب آن است كه از نبش قبر خودداري  نمايند ، ولي اگر وصيت كرده باشد كه دعا

يا قرآن يا انگشتري را با او دفن كنند ، در صورتي  كه وصيتش  بيشتر  از  يك سوم مال او نباشد ، براي بيرون آوردن اينها ، نمي توانند قبر را بشكافند .

سوم :

آنكه ميت بي غسل يا بي كفن دفن شده باشد  يا  بفهمند  غسلش  باطل  بوده يا به غير دستور شرع كفن شده يا در قبر او را رو به قبله نگذاشته اند ،  در  تمام  اين  موارد  در صورتي شكافتن قبر جايز است كه موجب هتك احترام ميت نشود .

چهارم :

آنكه براي ثابت شدن حقي بخواهند بدن ميت را ببينند .

پنجم :

آنكه ميت را در جائي كه بي احترامي به اوست مثل قبرستان كفار يا جائي كه كثافت و خاكروبه مي ريزند ، دفن كرده باشند 

ششم  : 

آنكه براي يك مطلب شرعي كه اهميت آن از شكافتن قبر  بيشتر  است  ،  قبر  را بشكافند . مثلاً بخواهند بچه زنده را از شكم زن حامله اي كه دفنش كرده اند بيرون آورند .

هفتم  : 

آنكه  بترسند  درنده اي  بدن ميت را پاره كند ، يا سيل او را ببرد ، يا دشمن بيرون

آورد .

هشتم :

آنكه قسمتي از بدن ميت را كه  با  او  دفن  نشده  بخواهند دفن كنند ، ولي احتياط واجب آن است كه آن قسمت از بدن را طوري در قبر بگذارند كه بدن ميت ديده نشود .

 

غسلهاي مستحب

 

( مساله 645 ) غسلهاي مستحب در شرع مقدس اسلام بسيار است و از آن جمله است :

1 –

غسل جمعه ، و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر و بهتر است  نزديك ظهر بجا آورده شود و اگر تا ظهر انجام ندهد بهتر است كه بدون نيت ادا و قضا تا  عصر جمعه بجا آورد و اگر در روز جمعه غسل نكند مستحب است از صبح شنبه تا غروب ، قضاي  آن بجا آورد . و

كسي كه مي ترسد در روز جمعه آب پيدا نكند يا موفق نشود ، مي تواند روز پنجشنبه غسل را انجام دهد ، بلكه اگر در شب جمعه  غسل  را  به  اميد  آنكه  مطلوب  خداوند  عالم است بجاآورد ، صحيح است و مستحب است انسان در موقع غسل جمعه بگويد :

اَشهدُ اَن لا اِلهَ الا الُله وحدهُ لا شريكَ  له وانّ محمّداً عبدهُ و رسولهُ اللهّم صل عَلي مُحمدٍ و آل محمدٍ و اجعَلني منَ التوابينَ و اجعلنِي منَ المتُطهرينَ .

2 –

غسل شب  اول ماه رمضان و تمام شبهاي طاق مثل شب سوم و پنجم و هفتم ، ولي از شب  بيست و  يكم مستحب است همه شب غسل كند و براي غسل شب اول و پانزدهم و هفدهم و نوزدهم  و  بيست  و يكم و بيست و سوم و بيست پنجم و بيست هفتم و بيست و نهم  رمضان  ، بيشتر سفارش  شده است . و وقت غسلهاي شبهاي ماه رمضان تمام شب است و بهتر است  نزديك  غروب  آفتاب  بجا  آورده شود ، ولي از شب بيست ويكم تا آخر ماه  بهتر است غسل را بين نماز مغرب و عشاء بجا آورد  .  و  نيز  مستحب است  در  شب بيست و سوم غير از غسل اول شب ، يك غسل هم در آخر شب انجام دهد .

3 –

 غسل  روز  عيد فطر  و عيد قربان و وقت آن اذان صبح است تا غروب و بهتر است آن پيش از نماز عيد بجا آورد و  اگر  از  ظهر  تا غروب بجا آورد ، احتياط واجب آن است كه به قصد رجاء انجام دهد.

4 –

غسل شب عيد فطر و وقت آن از اول مغرب  است  تا  اذان  صبح  و  بهتر است در اول شب ، بجا آورده شود .

5 –

غسل روز هشتم و نهم ذي الحجه و در روز نهم بهتر است آن را نزديك ظهر بجا آورد.

6 –

غسل روز اول و پانزدهم و بيست و هفتم و آخر ماه رجب .

7 –

غسل روز عيد غدير و بهتر است بعد از طلوع آفتاب ، اول روز آن را انجام دهد .

8 –

غسل روز بيست و چهارم ذي الحجه .

9 –

غسل روز عيد نوروز و پانزدهم شعبان و نهم و هفدهم ربيع الاول و روز بيست و پنجم ذيقعده  ،  ولي  غسل  روز  پانزدهم  شعبان و غسلهاي ديگري كه تا آخر اين بند ذكر شده رجاء انجام دهد .

10 –

غسل دادن بچه اي كه تازه به دنيا آمده .

11 –

غسل زني كه براي غير شوهرش بوي خوش استعمال كرده است .

12 –

غسل كسي كه در حال مستي خوابيده .

13 –

غسل كسي كه جائي از بدنش را به بدن ميتي كه غسل داده اند رسانده .

14 –

غسل كسي كه در موقع گرفتن خورشيد و ماه نماز آيات را عمداً نخوانده ، در صورتي كه تمام ماه و خورشيد گرفته باشد .

15 –

غسل كسي كه براي تماشاي دار آويخته ، رفته و آن را ديده باشد ، ولي اگر اتفاقاً يا از  روي  نا چاري  نگاهش  بيفتد  يا  مثلاً براي  شهادت  دادن  رفته باشد ، غسل مستحب نيست.

( مساله 646 ) پيش  از  داخل شدن در حرم مكه ، شهر مكه ، مسجد الحرام ، خانة كعبه ، حرم  مدينه ، شهر مدينه مسجد پيغمبر ( صلي الله عليه و آله ) مستحب است انسان غسل كند و براي داخل شدن در حرم امامان ( عليهم السلام ) رجاءً غسل نمايد و اگر در يك روز چند  مرتبه مشرف شود يك غسل كافي است و كسي كه مي خواهد در يك روز داخل حرم مكه  و  مسجد الحرام  و  خانه كعبه شود اگر به نيت همه ، يك غسل كند كافي است و نيز اگر  در  يك  روز بخواهد داخل حرم مدينه و شهر مدينه و مسجد پيغمبر ( صلي الله عليه و آله ) شود  ،  يك  غسل  براي  همه كفايت مي كند  و براي زيارت پيغمبر و امامان از دور يا نزديك  و  براي  حاجت  خواستن  از خداوند  عالم و همچنين  براي توبه  و نشاط به جهت عبادت  و  براي  سفر  رفتن خصوصاً سفر  زيارت  حضرت سيد الشهداء  (  عليه السلام  ) مستحب است انسان غسل كند و اگر يكي از غسل هائي را كه در اين مساله گفته شد بجا آورد  و  بعد  كاري  كند  كه  وضو  را باطل مي نمايد مثلاً بخوابد ، غسل او باطل مي شود و مستحب است دوباره غسل را بجاآورد .       

( مساله 647 ) انسان مي تواند با غسل هاي  مستحبي كه  در  مساله 645 ذكر  شد  يعني غسلهائي كه استحباب آنها به خصوص ثابت است كاري كه مانند نماز ، وضو لازم دارد را ، انجام دهد .

( مساله 648 ) اگر  چند  غسل بر كسي مستحب باشد و به نيت همه يك غسل بجا آورد ، كافي است .

 

 

 

 

 

تيمم

 

در هفت مورد بجاي وضو و غسل بايد تيمم كرد:

 

اول : آنكه تهية آب به قدر وضو يا غسل ممكن نباشد .

 

( مساله 649 )  اگر  انسان  در  آبادي  باشد  ،  بايد  براي تهية آب وضو و غسل ، به قدري جستجو كند كه از پيدا شدن آن نااميد شود و اگر در بيابان باشد ، چنانچه زمين آن پست و بلند است و يا به واسطة درخت و مانند آن عبور در آن زمين مشكل است بايد در هر يك از

چهار  طرف  به اندازة پرتاب يك تير قديمي كه با كمان پرتاب مي كردند در جستجوي آب برود  و  اگر  زمين  آن  اين  طور نيست ، بايد در هر طرف به اندازة پرتاب دو تير ، جستجو نمايد .

( مساله 650 ) اگر  بعضي  از  چهار طرف هموار  و  بعضي ديگر پست و بلند يا عبور در آن مشكل  باشد  ،  بايد در طرفي كه هموار است به اندازة پرتاب دو تير و در طرفي كه اينطور نيست به اندازة پرتاب يك تير ، جستجو كند .

( مساله 651 ) در هر طرفي كه يقين دارد آب نيست ، در آن طرف جستجو لازم نيست .

( مساله 652 ) كسي  كه  وقت  نماز  او  تنگ  نيست و براي تهية آب وقت دارد ، اگر يقين دارد در محلي دورتر از مقداري كه بايد جستجو كند آب هست ، در صورتي كه مانعي نباشد و مشقت  هم  نداشته  باشد  ، براي تهية آب برود و اگر گمان دارد آب هست ، رفتن به آن محل  لازم  نيست ولي اگر اطمينان داشته باشد ، بنابر احتياط واجب بايد براي تهية آب به آن محل برود .

( مساله 653 )  لازم  نيست  خود انسان در جستجوي آب برود، بلكه مي تواند كسي را كه به گفتة او اطمينان دارد بفرستد و در اين صورت  اگر يك نفر از طرف چند نفر برود ، كافي است .

( مساله 654 ) اگر احتمال دهد كه داخل بار سفر خود ، يا در منزل يا در قافله آب  هست  ، بايد بقدري جستجو نمايد كه به نبودن آب يقين كند ، يا از پيدا كردن آن نا اميد شود .

( مساله 655 ) اگر پيش از وقت نماز جستجو نمايد و آب پيدا نكند و تا وقت نماز همان جا بماند ، لازم نيست كه دوباره در جستجوي آب برود .

( مساله 656 ) اگر  بعد  از  داخل  شدن وقت نماز جستجو نمايد و آب پيدا نكند و تا وقت نماز ديگر در همان جا بماند ، لازم نيست كه دوباره در جستجوي آب برود .

( مساله 657 ) اگر  از  درنده بترسد ، يا جستجوي آب بقدري سخت باشد كه نتواند تحمل كند  يا  وقت نماز بقدري تنگ باشد كه هيچ نتواند جستجو كند ، جستجو لازم نيست ، ولي اگر بتواند  مقداري  جستجو كند  به  همان  مقدار جستجو لازم است و اگر از دزد بر جان و مال  خودش  بترسد  ،  نبايد در جستجوي آب برود ولي اگر مالي كه احتمال مي دهد از بين برود  به  حسب  حال  او  قابل اعتنا نباشد و ترس ديگري هم نداشته باشد ، جستجوي آب واجب است .

(مساله 658 ) اگر درجستجوي آب نرود تا وقت نماز تنگ شود ، معصيت كرده ولي نمازش با تيمم صحيح است .

( مساله 659 ) كسي كه يقين دارد آب پيدا نمي كند ، چنانچه دنبال آب نرود و با تيمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه اگر جستجو  مي كرد  آب  پيدا  مي شد  ، بنابر احتياط واجب نمازش را اعاده يا قضا نمايد .

( مساله 660 ) اگر  بعد  از  جستجو آب پيدا نكند و با تيمم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد در جائي كه جستجو كرده آب بوده ، نماز صحيح است .

( مساله 661 ) اگر  بعد  از  داخل شدن وقت نماز ، وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوي خود را باطل كند نمي تواند وضو  بگيرد  چنانچه   بتواند بدون ضرر و مشقت وضوي خود را نگهدارد ، نبايد آن را باطل نمايد و همچنين است اگر بداند يا دو شاهد عادل يا يك عادل ، كه  قول  او  مفيد اطمينان باشد  ،  خبر دهند  كه  تهية آب  براي  او  ممكن نيست بلكه اگر احتمال صحيح عقلائي هم بدهد احتياط واجب آن است كه وضوي خود را باطل نكند .

(مساله662) اگر  پيش  ا ز وقت نماز  وضو  داشته باشد   و  بداند  يا دو شاهد عادل يا يك عادل  كه  گفتار او اطمينان آور باشد كه خبر دهند اگر وضوي خود را  باطل كند  ،  تهية  آب براي  او  ممكن نيست  ، چنانچه بتتواند بدون ضرر و مشقت وضوي خود را نگه دارد واجب

آن است كه آن را باطل نكند . و نيز اگر احتمال عقلاني دهد احتياط واجب آن است كه وضو را باطل نكند .



قبل فهرست بعد