قبل فهرست بعد


في سبيل الله يعني كاري كه مانند ساختن مسجد منفعت عمومي ديني دارد ، يا مثل ساختن پل و اصلاح راه كه منفعتش به عموم مسلمانان مي رسد و آنچه براي اسلام نفع داشته باشد به هر نحو كه باشد .

هشتم :

ابن السّبيل يعني مسافري كه در سفر در مانده شده و احكام اينها در مسائل اينده گفته خواهد شد .

( مسأله 1922 ) احتياط واجب آنست كه فقير و مسكين بيشتر از مخارج سال خود و عيالاتش را از زكوه نگيرد و اگر مقداري پول يا جنس دارد فقط به اندازه كسري مخارج يك سالش زكوه بگيرد .

( مسأله 1923 ) كسي كه مخارج سالش را داشته اگر مقداري از آن مصرف كند و بعد

شك كند كه آنچه باقي مانده به اندازه مخارج سال او هست يا نه ، نمي تواند زكوه بگيرد .

( مسأله 1924 ) صنعتگر يا مالك يا تاجري كه در آمد او از مخارج سالش كمتر است ، مي تواند براي كسري مخارجش زكوه بگيرد ، و لازم نيست ابزار كار يا ملك يا سرمايه خود را به مصرف مخارج برساند .

( مسأله 1925 ) فقيري كه خرج سال خود و عيالالتش را ندارد ، اگر خانه اي دارد كه ملك او است و در آن نشسته ، يا مال سواري دارد چنانچه بدون اينها نتواند زندگي كند ، اگر چه براي حفظ آبرويش باشد ، مي تواند زكوه بگيرد و همچنين است اثاث خانه و ظرف و لباس تابستاني و زمستاني  و چيز هايي كه به آنها احتياج دارد و فقيري كه اينها را ندارد اگر به اينها احتياج داشته باشد ، مي تواند از زكوه خريداري نمايد .

( مسأله 1926 ) فقيري كه ياد گرفتن صنعت براي او مشكل نيست ، بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد و با گرفتن زكوه زندگي نكند . ولي تا وقتي مشغول ياد گرفتن است ، مي تواند زكوه بگيرد .

( مسأله 1927 ) به كسي كه قبلاً فقير بوده و مي گويد فقيرم ، اگر چه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند ، مي شود زكوه داد .

( مسأله 1928 ) كسي كه مي گويد فقيرم و قبلاً فقير نبوده ، يا معلوم نيست فقير بوده يا نه ، اگر از ظاهر حالش اطمينان پيدا شود كه فقير است مي شود به او زكوه داد .

( مسأله 1929 ) كسي كه بايد زكوه بدهد ، اگر از فقيري طلبكار باشد ، ميتواند طلبي را كه از او دارد ، بابت زكوه حساب كند .

( مسأله 1930 ) اگر فقير بميرد ، انسان مي تواند طلبي را كه از او دارد بابت زكوه حساب كند .

( مسأله 1931 ) چيزي را كه انسان بابت زكوه به فقير مي دهد لازم نيست به او بگويد كه زكوه است ، بلكه اگر فقير خجالت بكشد ، مستحب است بطوري كه دروغ نشود به اسم پيشكش بدهد ولي بايد قصد زكوه نمايد .

(مسأله 1932 ) اگر به خيال اينكه كسي فقير است به او زكوه بدهد ، بعد بفهمد فقير نبوده يا از روي دانستن مسأله به كسي كه ميداند فقير نيست زكوه بدهد ، چنانچه چيزي را كه به او داده باقي باشد بايد از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر از بين رفته باشد ، پس اگر كسي كه آن چيز را گرفته مي دانسته يا احتمال مي داده كه زكوه است ، انسان بايد عوض آن را از او بگيرد وبه مستحق بدهد ولي اگر به غير عنوان زكوه داده نمي تواند چيزي از او بگيرد و بايد از مال خودش زكوه را به مستحق بدهد و در همه صور مي تواند از مال خودش زكوه را بدهد و از كسي كه گرفته مطالبه نكند .

( مسأله 1933 ) كسي كه بدهكار است و نمي تواند بدهي خود را بدهد ، اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد ، مي تواند براي دادن قرض خود زكوه بگيرد ، ولي بايد مالي را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد ، يا اگر در معصيت خرج كرده ، از آن معصيت  توبه كرده باشد ، كه در اين صورت از هم فقرا مي شود به او داد .

(مسأله 1934 ) اگر به كسي كه بدهكار است و نمي تواند بدهي خود را بدهد زكوه بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، چنانچه آن بدهكار فقير باشد مي تواند آنچه را به او داده بابت زكوه حساب كند ، ولي اگر چيزي را كه گرفته در شرابخواري يا بطور آشكارا در معصيت صرف كرده و از معصيت خود توبه نكرده ، بنابر احتياط واجب بايد چيزي را كه به او داده بابت زكوه حساب نكند .

( مسأله 1935 ) كسي كه بدهكار است و نميتواند بدهي خودرا بدهد ، اگر چه فقير نباشد ، انسان مي تواند طلبي را كه از او دارد ، بابت زكوه حساب كند .

( مسأله 1936 ) مسافري كه خرجي او تمام شده ، يا مركبش از كار افتاده ، چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد و نتواند با قرض كردن يا فروختن چيزي خود را به مقصد برساند ، اگر چه در وطن خود فقير نباشد ، ميتواند زكوه بگيرد . ولي اگر بتواند در جاي ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزي مخارج سفر خود را فراهم كند ، فقط به مقداري كه به آنجا برسد ، مي تواند زكوه بگيرد .

( مسأله 1937 ) مسافري كه در سفر رمانده شده و زكوه گرفته بعد از آنكه به وطنش رسيد ، اگر چيزي از زكوه زياد مانده باشد ، در صورتي كه بدون مشقّت نتواند بقّيه را به صاحب مال يا نائب او برساند ، بايد آن را به حاكم شرع بدهد و بگويد آن چيز زكوه است .

 

شرايط كساني كه مستّحق زكاتند

 

( مسأله 1938 ) كسي كه زكوه مي گيرد بايد شيعه دوازده امامي باشد و اگر از راه شرعي شيعه بودن كسي ثابت شود و به او زكوه بدهد ، و زكوه تلف شود بعد معلوم شود شيعه نبوده بايد دوباره زكوه بدهد .

( مسأله 1939 ) اگر طفل يا ديوانه اي از شيعه فقير باشد ،انسان مي تواند به ولي او زكوه بدهد ، به قصد اينكه انچه رامي دهد ملك طفل يا ديوانه باشد.

(مسأله1940) اگر به ولي طفل يا ديوانه دسترسي ندارد ، مي تواند خودش يا به وسيلةيك نفر امين ،زكوه را به مصرف طفل يا ديوانه برساند وبايد موقعي كه زكوه را به مصرف انان مي رساند ،نيت زكوه كند.

(مسأله1941) به فقيري كه گدايي ميكند ،مي شود زكوه داد ،ولي به كسي كه زكوه را در معصيت مصر ف مي كند نمي شود زكوه داد .

(مسأله1942) به كسي كه معصيت كبيره را اشكارا بجا مي اورد ،احتياط واجب ان است كه زكوه ندهند .

(مسأله1493) به كسي كه بدهكار است ونمي تواند بدهي خود را بدهد،اگر چه مخارج او بر انسان واجب باشد، مي شود زكوه داد . ولي اگر زن براي خرجي خودش قرض كرده باشد شوهر نميتواند بدهي اورا زكوه بدهد ،بلكه اگر كس ديگري همكه مخارج او بر انسان واجب است براي خرجي خود قرض كند احتياط واجب ان است كه بدهي اورااززكوه ندهد

(مسأله1944)انسان نمي تواند مخارج كساني را كه مثل اولاد خرجشان بر او واجب است از زكوه بدهد ، ولي اگر مخارج انان را ندهد ، ديگران ميتوانند به انان زكوه بدهند .

 (مسأله1945)اگر انسان زكاه به پسرش بدهد كه خرج زن ونوكر وكلفت خود نمايد ،اشكال ندارد .

(مسأله1946)اگر پسر به كتابهاي علمي ديني احتياج داشته باشد پدر ميتواند براي خريدن انها زكوه بدهد

(مسأله1947)پدر ميتواند به پسرش زكوه بدهد كه براي خود زن بگيرد ،پسر هم ميتواند براي انكه پدرش زن بگيرد ،زكوه خود رابه او بدهد .

(مسأله1948)به زني كه شوهرش مخارج اورا مي دهد ،يا خرجي نمي دهد ولي زن بتواند اورا به داد خرجي مجبور كند ،نمي شود زكوه داد.

(مسأله1949)زني كه صيغه شده اگر فقير باشد ،شوهرش وديگران مي توانندبه او  زكوه بدهند .ولي اگر شوهر ش در ضمن عقد شرط كند كه مخارج اورا بدهد ،يا به جهت ديگري دادن مخارجش بر اوواجب باشد ،درصورتي كه بتواند مخارج ان زن را بدهد يا زن بتواند اورا مجبور كند ،نمي شود به ان زن زكوه داد                                                   

(مسأله1950)زن ميتواند به شوهر فقير خود زكوه بدهد ،اگر چه شوهر زكاه را صرف مخارج خود ان زن نمايد .

(مسأله1951) سيد نمي تواند از غير سيد زكوه بگيرد ولي اگر خمس وساير وجوهات كفايت مخارج او را نكند واز گرفتن زكوه ناچار باشد ،مي تواند ا زغير سيد زكوه نگيرد ،ولي احتياط واجب ان است كه اگر ممكن باشد فقط به مقداري كه براي مخارج روزانه اش ناچار است بگيرد .

(مسأله1952) به كسي كه معلوم نيست سيد است يا نه ،مي شود زكوه داد .

 

نيت زكوه

 

(مسأله1953)انسان بايد زكوه را به قصد قربت يعني براي انجام فرمان خداوند عالم بدهد ودرنيت معين كند كه انچه را مي دهد زكوه مال است ،يا زكوه فطره . ولي اگر مثلا زكوه گندم وجو براو واجب باشد ،لازم نيست معين كندچيزي راكه مي دهد زكوه گندم است يا  جو.

(مسأله1954) كسي كه زكات چند مال بر اوواجب شده ،اگر مقداري زكوه بدهد ونيت هيچكدام انها را نكند ،چنانچه چيزي را كه داده هم جنس يكي از انها باشد ،زكوه همان جنس حساب مي شود .واگر هم جنس هيچكدام انها نباشد ،به همة انها قسمت ميشود پس كسي كه زكوه چهل گوسفند وزكوه پانزده مثقال طلابر او واجب است ،اگر مثلا يك گوسفند از بابت زكوه بدهد ونيت هيكدام انها را نكند ،زكوه گوسفند حساب ميشود ،ولي اگرمقداري نقره بدهد به زكوتي كه براي گوسفند وطلا بدهكار است ،تقسيم مي شود.

(مسأله1955 )اگر كسي را وكيل كند زكوه مال اورا بدهد ،چنانچه وكيل وقتي كه زكوه را به فقير ميدهد ،از طرف مالك نيت زكوه كند ،كافي است .

(مسأله1956 ) اگر مالك يا وكيل او بدون قصد قربت زكوه رابه فقير بدهد وپيش از انكه مال از بين برود ،خود مالك نيت زكوه كند .زكات حساب ميشود .

                     

مسائل متفرقه زكوه

 

(مسأله1957 )موقعي كه گندم وجورا از كاه جدا مي كنند وموقع خشك شدن خرما وانگور  انسان بايد زكوه را به فقيربدهد ،يا از مال خود جدا كند . وزكوه طلاونقره وگاو گوسفند وشتر را بعد از تمام شدن ماه دوازدهم بايد به فقير بدهد ،يا از مال خود جدا كند . ولي اگر منتظر فقير معيني باشد ،يا بخواهد به فقيري بدهد كه از جهتي برتري دارد ،ميتواند زكوه راجداكند.

(مسأله1958 )بعد از جدا كردن زكوه لازم نيست فوراان را به مستحق بدهد ولي اگر به كسي كه مي شود زكوه داد ؛ دسترسي دارد احتياط مستحب ان است كه دادن زكوه را تاخير نيندازد .

(مسأله1959 ) كسي كه ميتواند زكوه را به مستحق برساند ،اگر ندهد وبه واسطةكوتاهي اوازبين برود ،بايد عوض ان رابدهد.

(مسأله 1960 ) كسي كه مي تواند زكوه را به مستحق برساند ، اگر زكات را ندهد و بدون آنكه در نگهداري آن كوتاهي كند از بين برود ، چنانچه دادن زكوه را به قدري تأخير انداخته كه نمي گويند فوراً داده است ، بايد عوض آن را بدهد و اگر به اين مقدار تأخير نينداخته مثلاً دو سه ساعت تأخير انداخته و در همان دو سه ساعت تلف شده ، در صورتي كه مستحق حاضر نبوده چيزي بر او واجب نيست و اگر مستحق حاضر بوده ، بنابر احتياط واجب بايد عوض آن را بدهد .

(مسأله 1961 ) اگر زكوه را از مال كنار بگذارد ، مي تواند در بقّية آن تصّرف كند و اگر از مال ديگرش كنار بگذارد ، مي تواند در تمام مال تصّرف نمايد .

( مسأله 1962 ) انسان نمي تواند زكوتي را كه كنار گذاشته براي خود بردارد و چيز ديگري بجاي آن بگذارد .

(مسأله 1963 ) اگر از زكاتي كه كنار گذاشته منفعتي بوجود بيايد ، مثلاً گوسفندي كه براي زكوه گذاشته برّه بياورد ،مال فقير است

(مسأله 1964 ) اگر موقعي كه زكوه را كنار مي گذارد مستحقي حاضر باشد ؛ بهتر است زكوه را به او بدهد ،مگر كسي را در نظر داشته باشد كه دادن زكوه به او از جهتي بهتر باشد .

( مسأله 1965 ) اگر با عين مالي كه براي زكوه كنار گذاشته براي خودش تجارت كند صحيح نيست و اگر با اجازة حاكم شرع براي مصلحت زكوه تجارت كند ، تجارت صحيح و نفعش مال زكوه است .

(مسأله 1966 ) اگر پيش از آنكه زكوه بر او واجب شود ، چيزي بابت زكوه به فقير بدهد، زكوه حساب نمي شود و بعد از آنكه زكوه بر او واجب شد ، اگر چيزي را كه به فقير داده از بين نرفته باشد و آن فقير هم به فقر خود باقي باشد مي تواند چيزي را كه به او داده بابت زكوه حساب كند .

(مسأله 1967 ) فقيري كه مي تواند زكوه بر انسان واجب نشده ، اگر چيزي بابت زكوه بگيرد و پيش او تلف شود ضامن است پس موقعي كه زكوه بر انسان واجب مي شود ، اگر آن فقير خود باقي باشد ، مي تواند چيزي را كه به او داده بابت زكوه حساب كند .

(مسأله 1968 ) فقيري كه نمي تواند زكوه بر انسان واجب نشده ، اگر چيزي بابت زكوه بگيرد و پيش او تلف شود ، ضامن نيست و انسان نمي تواند آن را بابت زكات حساب كند .

(مسأله 1969 ) مستحبّ است زكوه گاو و گوسفندو شتر را به فقير هاي آبرومند بدهد و در دادن زكوه ، خويشان خود را بر ديگران ، و اهل علم و كمال را بر غير آنان و كساني را كه اهل سؤال مقّدم بدارد . ولي اگر دادن زكوه به فقيري از جهت ديگري بهتر باشد ، مستحبّ است زكوه را به او بدهد .

(مسأله 1970 ) بهتر است زكوه را آشكار و صدقة مستحبّي را مخفي بدهند .

(مسأله 1971) اگر در شهر كسي كه مي خواهد زكوه بدهد مستحقّي نباشد و نتواند زكوه را به مصرف ديگري هم كه براي آن معيّن شده برساند ، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعداً مستحق پيداكند بايد زكوه را به شهر ديگر ببرد و به مصرف زكوه برساند ولي مخارج بردن به آن شهر به عهدة خود او است و اگر زكوه تلف شود ضامن نيست .

(مسأله 1972 ) اگر در شهر خودش مستحق پيداشود ؛ مي تواند زكوه را به شهر ديگر ببرد . ولي مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد و اگر زكوه تلف شود ضامن است ، مگر آنكه با اجازة حاكم شرع برده باشد  .

(مسأله 1973 ) اجرت وزن كردن و پيمانه نمودن گندم و جو و كشمش و خرمائي را كه براي زكوه مي دهد با خود او است .

(مسأله 1974 ) كسي كه 2 مثقال و 15 نخود نقره يا بيشتر از بابت زكوه بدهكار است ، مي تواند كمتر از 2 مثقال و 15 نخود نقره هم به يك فقير بدهد و نيز اگر غير نقره چيز ديگي مثل گندم و جو بدهكار باشد و قيمت آن به 2 مثقال و 15 نخود نقره هم برسد مي تواند به يك فقير كمتر از آن بدهد ، ولي مستحبّ است در هر دو صورت مذكوره ، كمتر از آن ندهد .

(مسأله 1975 ) مكروه است انسان از مستحق در خواست كند زكوتي را كه از او گرفته به  او فروشد ، ولي اگر مستحق بخواهد چيزي را كه گرفته بفروشد بعد از آنكه به قيمت رساند ، كسي كه زكوه را به او داده در خريدن آن بر ديگران مقّدم است .

(مسأله 1976 ) اگر شك كند زكوتي را كه بر او واجب بوده داده يا نه ؛ بايد زكوه را بدهد ، هر چند شك او براي زكوه سالهاي پيش باشد .

(مسأله 1977 ) فقير نمي تواند زكوه را به كمتر از مقدار آن صلح كند ؛ يا چيزي را گران تر از قيمت آن بابت زكوه قبول نمايد ، يا زكوه را از مالك بگيرد و به او ببخشد . ولي كسي كه زكوه زيادي بدهكار است و فقير شده و نمي  تواند زكوه را بدهد و اميد هم ندارد كه دارا شود ؛ چنانچه بخواهد توبه كند ، فقير مي تواند زكوه را از او بگيرد و به او ببخشد .

(مسأله 1978 ) انسان مي تواند از زكوه ، قرآن يا كتاب ديني يا كتاب دعا بخرد و وقف نمايد ، اگر چه بر اولاد خود و بر كساني وقف كند كه خرج آنان بر او واجب است . و نيز مي تواند توليت وقف را براي خود يا اولاد خود قرار دهد .

(مسأله 1979 ) انسان نمي تواند از زكوه ملك بخرد و بر اولاد خود يا بر كساني كه مخارج آنان بر او واجب است و قف نمايد كه عايدي آن را به مصرف مخارج خود برسانند .

(مسأله 1980 ) فقير مي تواند براي رفتن به حج و زيارت و مانند اينها زكوه بگيرد ، ولي اگر به مقدار خرج سالش زكوه گرفته باشد ، براي زيارت و مانند آن نمي توانند زكوه بگيرند .                                                            

( مسأله 1981 ) اگر مالك ، فقيري را وكيل كند كه زكوه مال او را بدهد چنانچه از لفظ مالك غير او فهميده نشود فقيري كه وكيل است مي تواند براي خود نيز بردارد .

( مسأله 1982 ) اگر فقير شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زكوه بگيرد ، چنانچه شرطهايي كه براي واجب شدن زكوه گفته شد در آنها جمع شود ، بايد زكوه آنها را بدهد .

( مسأله 1983 ) اگر دو نفر در مالي كه زكوه آنها واجب شده با هم شريك باشند و يكي از آنان زكوه قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسيم كنند ، چنانچه بداند شريكش زكوه سهم خود را نداده ، تصرّف او در سهم خودش هم اشكال دارد .

( مسأله 1984 ) كسي كه خمس يا زكوه بدهكار است و كفّاره و نذر و مانند اينها هم بر او واجب است و قرض هم دارد ، چنانچه نتواند همه آنها را بدهد ، اگر مالي كه خمس يا زكوه آن واجب شده ، از بين نرفته باشد ، بايد خمس و زكوه را بدهد و اگر از بين رفته باشد ، مي تواند خمس يا زكوه را بدهد ، يا كفّاره و نذر و قرض و مانند اينها را ادا نمايد .

( مسأله 1985 ) كسي كه خمس يا زكوه بدهكار است و نذر و مانند اينها هم بر او واجب است و قرض هم دارد ، اگر بميرد  و مال او براي همه آنها كافي نباشد چنانچه مالي كه خمس و زكوه آن واجب شده از بين نرفته باشد ، بايد خمس يا زكوه را بدهند و بقيه مال او را به چيزهاي ديگري كه بر او واجب است قسمت كنند . و اگر مالي كه خمس و زكوه آن واجب شده از بين رفته باشد ، بايد مال او را به خمس و زكوه و قرض و نذر و مانند اينها قسمت نمايند ، مثلاً اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بيست تومان به كسي بدهكار است و همه مال او سي تومان است ، بايد بيست تومان بابت خمس و ده تومان به دين او بدهند .

( مسأله 1986 ) كسي كه مشغول تحصيل علم است و اگر تحصيل نكند مي تواند براي معاش خود كسب كند ، چنانچه تحصيل آن علم ، واجب يا مستحب باشد مي شود به او زكوه داد. و اگر تحصيل آن علم واجب يا مستحب نباشد ، زكوه دادن به او اشكال دارد .

 

زكات فطره

 

( مسأله 1987 ) كسي كه موقع غروب يعني قبل از غروب شب عيد فطر گرچه به چند لحظه باشد بالغ و عاقل و هوشيار است و فقير و بنده كس ديگر نيست ، بايد براي خودش و كساني كه نان خور او هستند ، هر نفري يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم يا جو يا خرما يا كشمش يا برنج يا ذرّت و مانند اينها به مستحق بدهد و اگر پول يكي از اينها را هم بدهد كافي است .

( مسأله 1988 ) كسي كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسبي هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود و عيالاتش را بگذارند فقير است و دادن زكوه فطره براو واجب نيست .

( مسأله 1989 ) انسان بايد فطره كساني را كه در غروب شب عيد فطر نان خور او حساب مي شوند بدهد ، كوچك باشند يا بزرگ ، مسلمان باشند يا كافر ، دادن خرج آنان بر او واجب باشد يا نه ، در شهر خود او باشند يا در شهر ديگر .

( مسأله 1990 ) اگر كسي را كه نان خور او است و در شهر ديگر است وكيل كند كه از مال او فطره خود را بدهد ، چنانچه اطمينان داشته باشد كه فطره او را مي دهد ، لازم نيست خودش فطره او را بدهد .

( مسأله 1991 ) فطره مهماني كه پيش از غروب شب عيد فطر با رضايت صاحبخانه وارد شده و نان خور او حساب مي شود ، بر او واجب است .

( مسأله 1992 ) فطره مهماني كه پيش از غروب شب عيد فطر بدون رضايت صاحبخانه وارد مي شود و در صورتي كه نان خور او حساب شود واجب است و همچنين است فطره كسي كه انسان را مجبور كرده اند كه خرجي او را بدهد .

( مسأله 1993 ) فطره مهماني كه بعد از غروب شب عيد فطر وارد مي شود ، بر صاحبخانه واجب نيست ، اگر چه پيش از غروب او را دعوت كرده باشد و در خانه او هم افطار كند .



قبل فهرست بعد