قبل فهرست بعد


( مسأله 1995 ) اگر پيش از غروب بچّه بالغ شود ، يا ديوانه بالغ گردد ، يا فقير غني شود ، در صورتي كه شرائط واجب شدن فطره را دارا باشد ، بايد زكوه فطره را بدهد .

( مسأله 1996 ) كسي كه موقع غروب شب عيد فطر ، زكوه فطره بر او واجب نيست ، اگر تا پيش از عيد روز عيد فطر شرطهاي واجب شدن فطره در او پيدا شود ، مستّحب است زكوه فطره را بدهد .

( مسأله 1997 ) كافري كه بعد از غروب شب عيد فطر مسلمان شده ، فطره بر اوواجب نيست . ولي مسلماني كه شيعه نبوده ، اگر بعد از ديدن ماه شيعه شود ، بايد زكات فطره را بدهد .

( مسأله 1998 ) كسي كه فقط به اندازه يك صاع كه تقريباً سه كيلو است گندم و مانند آنها را دارد ، مستحب است زكوه فطره را بدهد ، وچنانچه عيالاتي داشته باشد و بخواهد فطره آنها را هم بدهد مي تواند به قصد فطره ، آن يك صاع را به يكي از عيالاتش بدهد و او هم به همين قصد به ديگري بدهد و همچنين تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر چيزي را كه مي گيرد به كسي بدهد كه از خودشان نباشد . و اگر كه يكي از آنها صغير باشد ، ولّي او بجاي او مي گيرد و احتياط آنست چيزي را كه براي صغير گرفته به كسي ندهد .

( مسأله 1999 ) اگر بعد از غروب شب عيد فطر بچّه دار شود ، يا كسي نان خور او حساب شود ، واجب نيست فطره او را بدهد . اگر چه مستحب است فطره كساني را كه بعد از غروب تا پيش از ظهر روز عيد نان خور او حساب مي شوند بدهد .                                                                     

( مسأله 2000 ) اگر انسان نان خور كسي باشد و پيش از غروب نان خور كس ديگر شود ، فطره او بر كسي كه نان خور او شده واجب است ، مثلاً اگر دختر پيش از غروب به خانه شوهر رود ، شوهرش بايد فطره او را بدهد .

( مسأله 2001 ) كسي كه ديگري بايد فطره او را بدهد ، واجب نيست فطره خود را بدهد .

(مسأله 2002 ) اگر فطره انسان بر كسي واجب باشد و او فطره را ندهد ، بر خود انسان واجب نمي شود .

( مسأله 2003 ) اگر كسي كه فطره او بر ديگري واجب است خودش فطره را بدهد ، از كسي كه فطره بر او واجب شده ساقط نمي شود .

( مسأله 2004 ) زني كه شوهرش مخارج او را نمي دهد ، چنانچه نان خور كس ديگر باشد ، فطره اش بر آن كس واجب است . و اگر نان خور كس ديگر نيست ، در صورتي كه فقير نباشد ، بايد فطره خود را بدهد .

( مسأله 2005 ) كسي كه سيّد نيست نمي تواند به سيد فطره بدهد حتّي اگر سيّدي نان خور او باشد ، نمي تواند فطره او را به سيّد ديگر بدهد .

( مسأله 2006 ) فطره طفلي كه از مادر يا دايه شير مي خورد ، بر كسي است كه مخارج مادر يا دايه را مي دهد . ولي اگر مادر يا دايه مخارج خود را از مال طفل بر مي دارد فطره طفل بر كسي واجب نيست .                                                                        

( مسأله 2007 ) انسان اگر چه مخارج عيالاتش را از مال حرام بدهد ، بايد فطره آنان را از مال حلال بدهد .

( مسأله 2008 )اگر انسان كسي را اجير نمايد و شرط كند كه مخارج او را بدهد در صورتي كه بشرط خود عمل كند و نان خور او حساب شود بايد فطره او را هم بدهد ولي چنانچه شرط كند كه مقدار مخارج او را بدهد و مثلاً پولي براي مخارجش بدهد دادن فطره او واجب نيست .

(مسأله 2009 ) اگر كسي بعد از غروب شب عيد فطر بميرد ، بايد فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند ولي اگر پيش از غروب بميرد ، واجب نيست فطره او و عيالاتش را از مال او بدهند .

 

مصرف زكوه فطره

 

(مسأله 2010 ) اگر زكوه فطره را به يكي از هشت مصرفي كه سابقاً براي زكوه يال گفته شد برسانند كافي است . ولي احتياط مستحبّ آن است كه فقط به فقراي شيعه بدهند .

( مسأله 2011 ) اگر طفل شيعه اي فقير باشد ، انسان مي تواند فطره را به مصرف او برساند ، يا به واسطة دادن به وليّ طفل ، ملك طفل نمايد .

( مسأله 2012 ) فقيري كه فطره به او مي دهند ، لازم نيست عادل باشد . ولي احتياط واجب آن است كه به شرابخور و كسي كه آشكارا معصيت كبيره مي كند فطره ندهند .

(مسأله 2013 ) به كسي كه فطره را در معصيت مصرف مي كند نبايد فطره بدهند .

(مسأله 2014 ) احتياط واجب آن است كه به يك فقير بيشتر از مخارج سالش و كمتر از يك صاع كه تقريباً سه كيلو است فطره ندهند.

(مسأله 2015 ) اگر از جنسي كه قيمتش دو برابر قيمت معمولي آن است مثلاً از گندمي كه قيمت آن دو برابر قيمت گندم معمولي است ، نصف صاع كه معناي آن در مسألة پيش گفته شد بدهد ، كافي نيست . و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد ، اشكال دارد

(مسأله 2016 ) انسان نمي تواند نصف صاع را از يك جنس مثلاً گندم و نصف ديگر آن را از جنس ديگر مثلاً جو بدهد . و اگر آن را به قصد قيمت فطره هم بدهد اشكال دارد .

(مسأله 2017 ) مستحبّ است در دادن زكوه فطره ، خويشان فقيرخود را به ديگران مقدم دارد و بعد همسايگان فقير را ؛ بعد اهل علم فقير را ، ولي اگر ديگران از جهتي برتري داشته باشند ، مستحبّ است آنها را مقدم بدارد .

(مسأله2018 ) اگر انسان به خيال اينكه كسي فقير است به او فطره بدهد و بعد بفهمد فقير نبوده . چنانچه مالي را كه به او داده از بين نرفته باشد ، مي تواند پس بگيرد و به مستحق بدهد . و اگر نتواند بگيرد ، بايد از مال خودش فطره را بدهد . و اگر از بين رفته باشد ، در صورتي كه گيرندة فطره مي دانسته يا احتمال مي داده آنچه را گرفته فطره است ، بايد عوض آن را بدهد والاّ ، دادن عوض بر او واجب نيست و انسان بايد دوباره فطره را بدهد .

(مسأله 2019 ) اگر كسي بگويد فقيرم ، نمي شود به او فطره داد مگر آنكه اطمينان پيداكند يا انسان بداند كه قبلاً فقير بوده است .

                       

 

 

مسائل متفرّقه زكوه فطره

 

( مسأله 2020 ) انسان بايد زكوه فطره را به قصد قربت يعني براي انجام فرمان خداوند عالم بدهد و موقعي كه آن را مي دهد ، نيّت دادن فطره نمايد .

(مسأله2021 ) اگر پيش از ماه رمضان فطره را بدهد صحيح نيست و احتياط واجب آن است كه در ماه رمضان هم فطره را ندهد . ولي اگر پيش از رمضان يا در ماه رمضان به فقير قرض بدهد و بعد از آنكه فطره بر او واجب شد ، طلب خود را بابت فطره حساب كند مانعي ندارد .

(مسأله 2022 ) گندم يا چيز ديگري را كه براي فطره مي دهد ، بايد به جنس ديگر يا خاك مخلوط نباشد يا اگر مخلوط است چيزي كه مخاوط شده به قدري كم باشد كه قابل اعتنا نباشد و اگر بيشاز اين مقدار باشد در صورتي صحيح است كه خاص آن به يك صاع برسد ، ولي اگر مثلاً يك صاع گندم به چندين من خاك ، مخلوط باشدكه خاص كردن آن خرج يا كار بيشتر از متعارف دارد ، دادن آن كافي نيست .

( مسأله 2023 ) اگر فطره را از چيز معيوب بدهد كافي نيست . ولي اگر جائي باشد كه خوراك غالب آنها معيوب است اشكال ندارد .

(مسأله 2024 )كسي كه فطرة چند نفر را مي دهد ، لازم نيست همه را از يك جنس بدهد و اگر مثلاً فطرة بعضي را گندم و فطرة بعض ديگر را جو بدهد ، كافي است .

(مسأله 2025 ) كسي كه نماز عيد فطر مي خواند ، بنابر احتياط واجب بايد فطره را پيش از نماز عيد بدهد . ولي اگر نماز عيد نمي خواند مي تواند دادند فطره را تا ظهر تأخير بيندازد .

(مسأله 2026 ) اگر به نيّت فطره مقداري از مال خود را كنار بگذارد و تا ظهر روز عيد به مستحق ندهد ، احتياط واجب آن است كه هر وقت آن را مي دهد نيّت فطره نمايد .

(مسأله 2027 ) اگر موقعي كه دادن زكوه فطره واجب است فطره را ندهد و كنار هم نگذارد ، احتياط واجب آن است كه بعداً بدون اينكه ادا و قضا كند فطره را بدهد .

(مسأله 2028 ) اگر فطره را كنار بگذارد ، نمي تواند آن را براي خودش بردارد و مالي ديگر را براي فطره بگذارد .

(مسأله 2029 ) اگر انسان مالي داشته باشد كه قيمتش از فطره بيشتر است ، چنانچه فطره را ندهد و نيّت كند كه مقداري از آن مال براي فطره باشد اشكال دارد .

(مسأله 2030 ) اگر مالي را كه براي فطره كنار گذاشته از بين برود ، چنانچه دسترسي به فقير داشته و دادن فطره را تأخير انداخته ، بايد عوض آن را بدهد و اگر دسترسي به فقير نداشته ضامن نيست ، مگر آنكه در نگهداري آن كوتاهي كرده باشد .

(مسأله 2031 ) اگر در محلّ خودش مستحق پيدا شود ، احتياط واجب آن است كه فطره را بجاي ديگر نبرد و اگر بجاي ديگر ببرد و تلف شود ، بايد عوض آن را بدهد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فضيلت حجّ

 

حجّ يكي از اركان دين مقدس اسلام و از فرائض مهمّ الهي است و داراي فضيلت فراوان و پاداش بسيار مهمّي است و در ميان عبادات اسلامي از لحاظ جامعيّت ، جايگاه والايي دارد

عبادتي است هم بدني ، هم مالي ، هم جسمي ، هم رواني ، هم فكري و فرهنگي و هم سياسي و اجتماعي و موجب پديد آمدن ارتباط و وحدت و الفت و هم آهنگي ميان همة مسلمانان روي زمين است و اذا هيچ عَمَلي جاي آن را نمي گيرد . بر ما مسلمانان لازم است به فلسفة اين فريضة اسلامي ، توجّه كنيم ودر راه تأمين هدف مقدس اسلام گام برداريم .

در زمان حضرت رسول اكرم (صلّي اللّه عليه و آله وسلّم ) شخصي كه نسبت به انجام حجّ كوتاهي كرده و از انجام آن محروم گرديده بود ، از آن حضرت تقاضا كرد كه او را به انجام عمل نيكي كه جايگزين حجّ باشد راهنمايي نمايد . حضرتش در پاسخ فرمودند : « اگر انبوهي از طلا به اندازة كوه ابو قبيس را هم در راه خدا انفاق كني باز هم به ثواب و فضيلتي كه حجّاج در راه خدا نادل گديده اند ، نائل نخواهي شد  »

در عظمت و فضيلت اين فريضة الهي و اين عبادت بزرگ اسلامي همين اندازه كافي است وسيلة باريافتن بندگان به پيشگاه با عظمت پروردگار جهان و نزول بر درِ خانة ذات ذوالجلال و مهمان او گرديدن است ، پروردگار كريمي كه مهمانان خود را گرامي مي دارد و نظر لطف بر آنها مي افكند  .

حضرت صادق ( عليه السّلام ) فرمودند : « رهسپاران حجّ و عمره ، باريابندگان به پيشگاه با عظمت خداوند مي باشند ، هر گاه سؤال كنند خداوند به آنها عطا مي كند ، دعا كنند خداوند اجابت مي نمايد ، شفاعت نمايند خداوند شفاعت آنها را مي پذيرد و اگر سكوت كنند و چيزي هم نگويند خداوند به آنها ثواب مي دهد و بجاي هر درهمي كه در اين راه خرج كرده اند هزار هزار درهم به آنها عنايت مي كند .

حضرت رسول اكرم (صلّي الله عليه و آله وسلّم ) فرمودند : « سه دسته به پيشگاه خداوند بار مي يابند :

1-  بجا آورندگان حجّ

2-  كساني كه براي انجام عمره رهسپار مكّه مي گردند .

3-   جهادگراني كه به منظور انجام جهاد در راه خدا به حركت در مي آيند .

خداوند آنها را دعوت نموده و اجابت نموده اند اينها از خداوند مسألت كردند  خداوند نيز آنچه را كه اينها عنايت فرمود . »                                                        

از آنجا كه اين عمل به اين درجه از اهميّت  است ، خداوند عظيم در قرآن كريم با تعبيري كه از جهاتي مشتمل بر تأكيد است ، فرمودند : « وَ ِللهِ عَلَي النّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ اِلَيْهِ سَبيلاً (‌آيه 97 ورة آل عمران ) . يعني : بر كساني كه استطاعت زيارت خانة خدا را دارند از جانب خداوند لازم گرديداست كه به انجام اين وظيفه قيام كنند ؛ بعد ازآن فرمود :                                                     

وَ مَنْ كَفَرَ فَاِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمينَ  كساني كه كفر ورزيده ، از انجام اين وظيفة مهمّ سرباز زنند ، خداوند از جهانيان بي نياز است .

حضرت صادق (عليه السّلام ) د رتفسير آية 72 از سورة اسراء« وَ مَنْ كان في هذِهِ اَعْمي فَهُوَ في اْلأخِرَهِ اَعْمي وَ اَضَلُّ سَبيلاً »يعني كسي كه در اين دنيا نابينا است درآخرت نيز نابينا و گمراه ترين مردم خواهد بود ، فرمودند : « منظور كساني است كه با داشتن قدرت و استطاعت اداي حجّ ، آن را به تأخير مي اندازند تا مرگ آنها فرا مي رسد .

و نيز حضرتش فرمود : «كسي كه از دنيا مي رود و حجّ خانةخدا را با داشتن استطاعت مالي با اينكه مانعي از قبيل كار بسيار ضروري ويا مرض شديد يا جلوگيري حكومت وقت … در ميان نيست ،بجا نياورد درهنگام مرگ درزمرة يهود يا نصارا از دنيا مي رود » 

در احاديث متعدّدي كه از پيشوايان معصوم (سلام الله عليهم ) صادر گرديده است ،امده است كه :«دين اسلام بر 5پايه استوار شده است .نماز ،زكوه،حجّ،روزه ولايت اهلبيت (عليهم السّلام ) .

همانطور كه گروهي از احاديث ،كساني كه با داشتن استطاعت وامكانات در انجام اين فريضةالهي مسامحه ميكنند را ،مورد انتقاد قرار ميدهد ،گروه ديگري از اثار نيك وپادشها وفضيلت هاي عمل به اين وظيفه سخن مي گويند . مفاد ومضمون انها اين است :

« افرادي كه براي انجام حجّ رهسپار مكّه وتوفيق انجام ان را يافته اند به اين چند فضيلت نائل مي گردند :

1-گناهان انها امرزيده شده مانند روزي كه از مادر متولد شده اند ،پاكيزه مي گردند .

2-بهشت بر انها واجب مي شود .

3-انها چون گذشته هاي خودرا اصلاح نموده اند ،پس از بازگشت اعمال خود را از سر بگيرند .

4-  خانواده واموال انها در كَنَفِ عنايت خداوند محفوظ است .

بسيار شايسته ومستحبّ است كه مسلمانان مخصوصاًاشنايان ، مسافر حجّ را با تكريم بدرقه كنند ودرموقع مراجعت از حجّ نيز با توقير واحترم انان را مورد استقبال قرار دهند كه حضرت باقر (عليه السّلام ) فرمودند:« در توقير واحترام كساني كه اعمال حجّ يا عمره را انجام داده اند ،بكوشيد .»

حضرت سجّاد (عليه السّلام )مي فرمودند :« اي كساني كه به حجّ رهسپار نشده ايد ،به افرادي كه به حجّ مشرف شده اند بشارت بدهيد وبا انها مصافحه كنيد وانان را مورد تعظيم وتكريم قرار بدهيد تا در اجر وثواب با انها شريك باشيد .»

حضرت رسول اكرم (صلّي الله عليه واله وسلّم ) در بارةكساني كه از مكّه بازگشته بودند با اين عبارات دعا مي كردند : « قَبِلَ اللهُ مِنْكَ وَ اَخْلَفَ عَلَيْكَ نَفَقَتَكَ وَ غَفَرَ ذَنْبَكَ » يعني:خداوند اعمال تورا قبول بفرمايد وعوض انچه را كه خرج كردي به تو عنايت كند و گناهانت را بيامرزد . 

 

احكام حجّ

 

(مسأله 2032 ) حجّ ؛زيارت كردن خانةخدا وانجام اعمالي است كه دستور داده اند ودرانجا بجااورده شودودرتمام عمر بر كسي كه اين شرايط را دارا باشد ،يك مرتبه واجب مي شود:

اوّل :

انكه بالغ باشد .

دوّم :

انكه عاقل وازاد باشد .

سوّم :

به واسطةرفتن به حجّ مجبور نشود كه كار حرامي را كه اهميّتش در شرع از حجّ بيشتر است انجام دهد ؛يا عمل واجبي را كه از حجّ مهم تر است ترك نمايد .

چهارم:

ا

نكه مستطيع باشد . و مستطيع بودن چند چيزاست :

اوّل :

انكه راه وچيزهايي راكه بر حسب حالش در سفر به ان محتاج است ودر كتابهاي مفّصل گفته شده دارا باشد ونيز مركب سواري يا مالي كه بتواند انها را تهيّه كند داشته باشد .

دوّم :

سلامت مزاج وتوانايي آن را داشته باشد كه بتواند مكّه رود وحجّ را بجا آورد .

سوّم :

در راه مانعي ا ز رفتن نباشد واگر باشند ،يا انسان بترسد كه در راه از راه ديگري بتواند برود ،اگر چه دورتر باشد درصورتي كه مشقّت نداشته باشد وخيلي غير متعارف نباشد ،بايد از آن راه برود .

چهارم :

بقدر بجا آوردن اعمال حجّ وقت داشته باشد .

پنجم :

مخارج كساني را كه خرجي انان بر اوواجب است مثل زن وبچّه ومخارج كساني را كه مردم خرجي دادن به آنها را لازم مي دانند داشته باشد .

ششم :

بعد از برگشتن ، كسب ، يا زراعت ، يا عايدي ملك ،يا راه ديگري براي معاش خود داشته باشد كه مجبور نشود به زحمت زندگي كند .

(مسأله2033 ) كسي كه بدون خانةملكي رفع احتياجش نمي شود ، وقتي حجّ بر اوواجب است كه پول خانه راهم داشته باشد .

(مسأله2034 )  زني كه ميتواند مكّه برود ،اگر بعد از برگشتن ازخود مالي نداشته باشد وشوهرش هم مثلاًفقير باشد وخرجي اورا ندهد ،وناچار شود كه به سختي زندگي كند ،حجّ بر او واجب نيست .

(مسأله2035 ) اگر كسي توشةراه ومَركب سواري نداشته باشد وديگري به او بگويد حجّ برو ومن خرج تو وعيالات تورا در موقعي كه در سفر حجّ هستي مي دهم در صورتي كه اطمينان داشته باشد كه خرج اورا مي دهد واز طرفي تعطيل كردن شغل خود ومتوقف شدن كارش در مدّت رفتن به حجّ و برگشتن موجب به زحمت افتادن وبه هم خوردن وضع زندگي او نشود حجّ براوواجب ميشود .

(مسأله2036 ) اگرخرجي رفتن وبرگشتن وخرجي عيالات كسي را درمدّتي كه مكّه مي رود

(مسأله2037 ) اگرمخارج رفتن وبرگشتن ومخارج عيالات كسي رادرمدّتي كه مكّه مي رود وبرمي گرددبه اوبدهندوبگويندحجّ برو ولي ملك اونكنند ،در صورتي كه اطمينان داشته باشد كه از او پس نميگيرند ،حجّ بر اوواجب ميشود .

(مسأاه2038 ) اگر مقداري مال كه براي حجّ كافي است به كسي بدهند وبا او شرط كنند كه در راه مكّه خدمت كسي كه مال را داده بنمايند ،حجّ بر او واجب نمي شود .

(مسأله2039 ) اگر براي مقداري مال به كسي بدهند وحجّ بر او واجب شود ،چنانچه حجّ نمايد ؛ هر چند بعداً مالي از خود پيدا كند ،ديگرحجّ بر او واجب نيست .

(مسأله2040 ) اگر براي تجارت مثلاً تا جدّه برود ومالي به دست اورد كه اگر بخواهد ازانجا به مكّه رود مستطيع باشد ،بايد حجّ كند ودر صورتي كه حجّ نمايد ،اگر چه بعداً مالي پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكّه برود ، ديگر حجّ بر او واجب نيست .

(مسأله2041 ) اگر انسان اجير شود كه ازطرف كس ديگر حجّ كند چنانچه خودش نتواند برود وبخواهد ديگري رااز طرف خودش بفرستد ،بايد از كسي كه او را اجير كرده اجازه بگيرد .

(مسأله2042 ) اگر كسي مستطيع شود ومكّه نرود وفقير شود ، بايد اگر چه به زحمت باشد بعداً حجّ كند واگر به هيچ قسم نتواند حجّ برود ؛ چنانچه كسي اورا براي حجّ اجير كند ،بايدبه مكّه رود وحجّ كسي را كه براي او اجير شده بجا آورد وتا سال بعد در مكّه بماند وبراي خود حجّ نمايد . ملي اگر ممكن باشد كه اجير شود واجرت رانقد بگيرد وكسي كه اورااجير كرده راضي شود كه حجّ اورا در سال بعد بجا آورد ، بايد سال اوّل براي خود وسال بعد براي كسي كه اجير شده حجّ نمايد .

(مسأله2043 ) اگر در سال اوّلي كه مستطيع شده به مكّه رود ودروقت معيّني كه دستور داده اند به عرفات ومشعر الحرام نرسد ، چنانچه در سالهاي بعد مستطيع نباشد ،حجّ بر او واجب نيست .ولي اگر از سالهاي پيش مستطيع،اگر چه به زحمت باشد بايدحجّ كند .



قبل فهرست بعد