قبل فهرست بعد


( مسأله 2045 ) كسي كه از طرف ديگري براي حج اجير شده ، بايد طواف نساء را از طرف او بجا آورد و اگر بجا نياورد ، زن بر آن اجير حرام مي شود .

( مسأله 2046 ) اگر طواف نساء را در ست بجا نياورد يا فراموش كند ، چنانچه بعد از چند روز يادش بيايد و از بين راه برگردد و بجا آورد صحيح است . ودر صورت فراموشي چنانچه برگشتن براي او مشّقت و زحمت است مي تواند نائب بگيرد و تا هنگامي كه بوسيله خود يا نائب او طواف نساء انجام نشده است ، زن بر او حرام است .

 

اقتصاد و معاملات

 

دين اسلام كار و كسب و تحصيل مال و ثروت و بطور كلّي فعاليتّهاي اقتصادي اي كه بر اساس موازين اسلامي صورت مي گيرد را ، يك نوع عبادت و موجب اجر و ثواب مي داند كه حضرت پيغمبر ( صلّي الله عليه و آله ) فرمودند : « عبادت ، هفتاد جزء است و با فضيلت ترين آن كوشش در راه تحصيل مال از راه حلال است .»

و بطور كلّي احاديث فراواني كه در اين رابطه از پيغمبر بزرگ اسلام و اهل البيت گرامش (سلام الله عليهم ) نقل گرديده است بر اين مطلب دلالت دارند كه نظر اسلام اينست كه مسلمانان داراي اقتصاد مستقل و خود كفا و فعّال باشند و افرادي كه قدرت كار و ابتكار دارند ، هرگز به بطالت و كسالت نبايد تن در بدهند و بطور منظّم و جدّي در راه ايجاد كار و اشتغال و كار و بكار بردن ابتكار بكوشند و كساني كه امكانات مالي دارند هرگز ثروت خود را راكت نگذارند و آن را در راه مضاربه ، و مزارعه  و مساقاه و تأسيس و اداره مراكز توليدي و ايجاد اشتغال بكار بيندازند تا در نتيجه اين بسيج اقتصادي همگاني علاوه بر از بين بردن فقر داراي اقتصاد مستقل باشند و تا علاوه بر اينكه سنگيني زندگي خود را بر دوش ديگران نيفكند ، منشأ خدمات و كمك به ديگران باشند .

حضرت امير مؤمنان ( عليه السلام ) فرمودند : « مردمي كه با داشتن آب و خاك ، محتاج هستند از رحمت خداوند بدور مي باشند .»

حضرت صادق ( عليه السلام ) به شخصي درمقام تشويق و ترغيب به كار فرمودند : « بار بر سر خود حمل كن و اين زحمت را تحمّل كن و از ديگران بي نياز باش .»

حضرت پيغمبر ( صلّي الله عليه و آله ) فرمودند : « كسي كه شب را در حالي به صبح مي آورد كه در نتيجة در پيش گرفتن راه كسب حلال خسته شده است ، خداوند گناه او را مي آمرزد . »

حضرت صادق (عليه السّلام ) به مردي 700 دينار به عنوان مضاربه دادند و فرمودند :

 « اين پول را از اين نظر در اختيار تو گذاشتم كه دوست مي دارم خداوند مرا در حالي كه پول را راكد نگذاشته و در جريان كار و تحصيل فائده قرار داده ام ، ببيند . »

مطلب مهمّ د راينجا اين است كه پيشوايان بزرگ اسلام تأكيد بسيار زيادي بر اين موضوع داشته اند كه مسلمانان مسائل و احكام مربوط به اقتصاد اسلامي را ياد بگيرند تا هرگز دچار تخلّف از موازين اسلامي نشوند .                                                              

حضرت اميرمؤمنان (عليه السّلام ) تاجران و كَسَبه را مخاطب ساخته سه مرتبه به آنها فرمودند : « اَلْفِقهُ ثُمَّ الْمَتْجَرُ » يعني نخست احكام و مسائل شرعي را ياد بگيريد سپس به تجارت مشغول شويد .

حضرت باقر (عليه السّلام ) فرمودند كه حضرت اميرمؤمنان (عليه السّلام ) هر روز صبح در يك يك بازارهاي كوفه د رحالي كه تازيانة خود را بر دوش نهاده بود گردش مي كرد و به هر يك از آن بازارها كه مي رسيد مي ايستاد و به آنها مي فرمود : « خيرو بركت را از خداوند بخواهيد و سختگيري را كنار گذاشته معاملات را با سُهُولت انجام بدهيد وميان خريداران فرق مگذاريد و خود را با حِلْم و حوصله آراسته كنيد از دروغگويي و قسم خودداري كنيد و از ظلم و  اِجْحاف جدّاً بپرهيزيد و يار و ياور مظاومان  باشيد و هرگز به   ربا خواري نزديك مشويد و پيمانه و ميزان را مراعات كنيد و از حقّ مردم كم نگذاريد و در راه فساد و تباهي هرگز گام مگذاريد . »

به اين ترتيب همه بازارهاي شهر را گردش مي كرد و در هر يك احكامي را كه ستون فقرات اقتصاد اسلا مي است بيان مي كردند .

دراسلام هر نوع كار و كسب مشروع ، مقدّس و اشتغال به آن يك نوع عبادت است و فقط تأكيد اسلام بر اين است كه كار ، مشروع و انجام دهندة كار امين و درستكار باشد كه حضرت امير مؤمنان (عليه السّلام ) فرمودند : « خداوند متعال كسي را كه صاحب حِرْفه و امين باشد دوست مي دارد » .

حضرت باقر (عليه السّلام ) فرمودند : «كسي كه به اين منظور به فعاليّت هاي اقتصادي  مي پردازد كه خود كفا باشد و از مردم بي نياز بگردد و علاوه بر ادارة خانوادة خود به امور اقتصادي همسايگان خود نيز رسيدگي كند ، در روز قيامت درحالي كه چهره اش مانند ماه شب چهارده مي درخشد خداوند را ملاقات مي كند » ولي براي برخي از كارها فضيلت بيشتري ذكر شده است :

1- زراعت

حضرت صادق (عليه السّلام )ذفرمودند : « كشاورزان گنجهاي خدا در روي زمين مي باشند و در ميان كارهاي اقتصادي هيچ كاري درنزد خدا محبوب تر از زراعت نيست و خداوند هيچ پيغمبري را برنيانگيخت مگر اينكه به كشاورزي اشتغال داشت داشت جز ادريس (عليه السّلام ) كه خياط بود » .

و نيز فرمود : « زراعت كنيد و درخت بكاريد ، سوگند به خدا عملي حلال تر و پاكيزه تر از آنها را مردم انجام نداده اند » .

حضرت كاظم (عليه السّلام ) د رموقعي كه مشغول زراعت بودند فرمودند : « پيغمبر و امير مؤمنان و پدران من همه با دست خودكار مي كردند و بعد افزودند همة پيغمبران و جانشينان آنان و صالحان با دست خود كار مي كرده اند » .                                                                 

2- تجارت.

حضرت پيغمبر ( صلّي الله عليه وآله ) فرمودند : بركت ده قسمت است و نُه قسمت آن در تجارت است .حضرت صادق (عليه السّلام ) فرمودند : تجارت موجب افزايش عقل است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

احكام خريد و فروش

 

 

چيزهايي كه در خريد و فروش مستحبّ است

 

( مسأله 2047 ) يادگرفتن احكام معاملات به قدري كه مورد احتياج است كه اگر ياد نگيرد ممكن است به حرام بيفتد و معالة اطلي انجام بدهد لازم است و مستحبّ است فروشنده بين مشتريها در قيمت جنس فرق نگذارد . مگر به لحاظ علم و تقوا و در قيمت جنس سختگيري نكند و كسي كه با او معامله كرده ، اگر پشيمان شود و از او تقاضا كند كه معامله را بهم بزند بپذيرد .

( مسأله 2048 ) اگر انسان نداند معامله اي كه كرده صحيح است يا باطل ، نمي تواند د رمالي كه گرفته تصرّف نمايد ولي چنانچه د رموقع معامله احكام آن را مي دانسته و بعد از معامله شك كند ، تصرّف او اشكال ندارد و معامله صحيح است .

( مسأله 2049 ) كسي كه مال ندارد و مخارجي بر او واجب است مثل خرج زن و بچّه ، بايدكسب كند و براي كارهاي مستحبّ مانند وسعت دادن به عيالات و دستگيري از فقراء كسب كردن مستحبّ است .

 

معاملات مكروه

 

( مسأله 2050 ) عمدة معاملات مكروه از اين قرار است : اوّل ملك فروشي . دوّم قصّابي . سوّم كفن فروشي . چهارم معاملة بامردمان پست . پنجم معامله بين اذان صبح و اوّل آفتاب . ششم آنكه كار خود را خريد و فروش گندم و جو و مانند اينها قرار دهد . هفتم آنكه براي خريدن جنس كه ديگري مي خواهد بخرد داخل معاملة او شود .

                        

معاملات باطل

 

( مسأله 2051 ) در چند مورد معامله باطل است :

اوّل :

خريد و فروش عين نجاست مثل بول و مُسكِرات ، ولي در صورتي كه بشود از آن استفاده حلال ببرند مثل اينكه غائط را كُود نمايند يا خون را در معالجة بيماران مصرف كنند خريد و فروش آن جائز است

دوّم :

خريد و فروش مال غصبي مگر آنكه صاحبش معامله را اجازه كند .

سوّم :

خريد و فروش چيزهائي كه مال نيست مثل حيوانات درنده .

چهارم :

معامله چيزي كه منافع معمولي آن حرام باشد ، مثل آلات قمار .

پنجم :

معامله اي كه در آن ربا باشد و حرام است ، غَشّ د رمعامله يعني فروختن جنسي كه با چيز ديگر مخلوط است ، در صورتي كه آن چيز معلوم نباشد و فروشنده هم به خريدار نگويد . مثل فروختن روغني كه آن را با پيه مخلوط كرده است و اين عمل را غَشّمي گويند از پيغمبر اكرم ( صَلَّي الله عَلَيهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ ) منقول است كه فرمود : « از ما نيست كسي كه در معاملة با مسلمانان غَشّ كند يا به آنان ضرر بزند يا تقلّب و حيله نمايد و هركه با برادر مسلمان خود غَشّ كند ، خداوند بركت روزي او را مي برد و راه معاش او را مي بندد و او را به خودش واگذار مي كند » .

( مسأله 2052 ) فروختن چيز پاكي كه نجس شده و آب كشيدن آن ممكن است اشكال ندارد ، ولي اگر مشتري بخواهد آن چيز را بخورد بايد فروشنده نجس بودن آن را به او بگويد .

( مسأله 2053 ) اگر چيز پاكي مانند روغن و نفت كه آب كشيدن آن ممكن نيست نجس شود ؛ چنانچه مثلاً روغن نجس را براي خوردن به خريدار بدهند معامله باطل و عمل حرام است . و اگر براي كاري بخواهند كه شرط آن پاك بودن نيست مثلاً بخواهند نفت نجس را بسوزانند ، فروش آن اشكال ندارد .

( مسأله 2054 ) بايد دوائي را كه مثل شراب عين آن نجس است معامله نكنند ولي معامله دوائي كه عينش نجس نيست ، اگر به آن احتياج داشته باشند اشكال ندارد . و در داروئي كه از عين نجس اخته شده است اگر پول را در مقابل ظرف آن يا در مقابل زحمتي كه دوا فروش متحّمل آن شده است بدهند اشكال ندارد .                                                               

( مسأله 2055 ) خريد و فروش روغن و دواهاي روان و عطرهائي كه از ممالك غير اسلامي مي آورند ؛ اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد اشكال ندارد ، ولي روغني را كه از حيوان بعد از جان دادن آن مي گيرند ، چنانچه درشهر كفار از دست كافر بگيرند و از حيواني باشدكه اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مي كند ، نجس است و معامله آن باطل مي باشد . بلكه اگر در شهر مسلمان هم معلوم باشد كه از بلاد كفر آورده شده است بگيرند معامله آن باطل است مگر آنكه بدانند كه آن كافر از مسلمان خريده است .

( مسأله 2056 ) اگر روباه را به غير دستوري كه در شرع معيّن شده كشته باشند ، يا خودش مرده باشد ، خريد و فروش پوست آن حرام و معامله آن باطل است .

( مسأله 2057 ) خريد و فروش گوشت و پيه و چرمي كه از ممالك غير اسلامي مي آورند ، يا از دست كافر گرفته مي شود باطل است ، ولي اگر انسان بداند ، كه آنها از حيواني است كه به دستور شرع كشته شده ، خريد و فروش آنها اشكال ندارد .

( مسأله 2058 ) خريد و فروش گوشت و پيه و چرمي كه از دست مسلمان در بازار اسلام گرفته شود اشكال ندارد ولي اگر انسان بداند كه آن مسلمان آن را از دست كافر گرفته و تحقيق نكرده كه از حيواني است كه به دستور شرع كشته شده يا نه . معامله آن باطل يا حرام و محكوم به نجاست است و اگر از دست مسلمان در بازار كفاّر گرفته شود بنابر احتياط لازم معامله آن باطل است مگر آنكه مسلمان با آن معامله پاك بودن كند و احتمال بدهيم كه پاك بودن آن را بدست آورده است .

( مسأله 2059 ) خريد و فروش مُسكرات حرام و معاملة آن باطل است .

(مسأله 2060 ) فروختن مال غصبي باطل است و فروشنده بايد پولي را كه از خريدار گرفته به او برگرداند ، مگر آنكه مالك آن مال ، اين معامله را امضاء و قبول كند كه در اين صورت معامله صحيح است

( مسأله 2061 ) اگر مشتري در حقيقت قصد معامله دارد ولي قصدش اينست كه پول جنسي را كه مي خرد ندهد اين قصد به صحّت معامله ضرري نمي رساند و لازم است پول آن را به فروشنده بدهد و همچنين اگر قصد داشته باشد كه پول جنسي را كه به ذمّه خريدار بعداً از حرام بدهد ، معامله صحيح است ؛ ولي بايد مقداري را كه بدهكار است از مال حلال بدهد .

( مسأله 2062 ) خريد و فروش آلات لهو مثل تار و ساز حتي سازهاي كوچك حرام است .

( مسأله 2063 ) اگر چيزي را كه مي شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد اين بفروشد كه آن را در حرام مصرف كنند مثلاً انگور را به اين قصد بفروشد كه از آن شراب تهيّه نمايند ، معاملة آن حرام و باطل است .

(مسأله 2064 ) ساختن مجسمه حرام است ولي خريد و فروش آن و صابون و چيزهاي ديگري كه روي آن مجسّمه دارد ، اشكال ندارد .                                                                

( مسأله 2065 ) خريدن چيزي كه از اقمار ، يا دزدي ، يا از معاملة باطل تهيّه شده باطل و تصّرف در  آن مال حرام است . و اگر كسي آن را بخرد ، بايد به صاحب اصليش برگرداند .

( مسأله 2066 ) اگر روغني را كه با پيه مخلوط است بفروشد ، چنانچه آن را معيّن كند مثلاً بگويد اين يك من روغن را مي فروشم ، معامل به مقدار پيهي كه در آن است باطل مي شود و مشتري مي تواند نسبت به روغن خالصي هم كه در آن ا ست معامله را بهم بزند . ولي اگر آنرا معيّن نكند بلكه يك من روغن بفروشد بعد روغني كه پيه دارد بدهد مشتري مي تواند آن روغن را پس بدهد و روغن خالص مطالبه نمايد .

( مسأله 2067 ) اگر مقدار جنسي را كه با وزن يا پيمانه مي فروشند به زياد تر از همان جنس بفروشد ، مثلاً يك من گندم را به يك من و نيم گندم بفروشد ، ربا و حرام است و گناه يك درهم ربا بزرگتر از آنست كه انسان هفتاد مرتبه با محرم خود زنا كند ، بلكه اگر يكي از دو جنس ، سالم و ديگري معيوب ، يا جنس يكي خوب و جنس ديگري بد باشد ، يا با يكديگر تفاوت قيمت داشته باشند ، چنانچه بيشتر از مقداري كه مي دهد بگيرد ، باز هم ربا و حرام است ، پس اگر مس درست را بدهد و بيشتر از آن مس شكسته بگيرد يا برنج صدري را بدهد و بيشتر از آن برنج ِگرده  بگيرد ، يا طلاي ساخته را بدهد و بيشتر از آن طلاي نساخته بگيرد ، ربا و حرام مي باشد .                                                                

( مسأله 2068 ) اگر چيزي را كه اضافه مي گيرد غير از جنسي باشد كه مي فروشد ، مثلاً يك من گندم به يك من گندم و يك قران پول بفروشد باز هم ربا و حرام است بلكه اگر چيز زيادتر نگيرد ولي شرط كند كه خريدار عملي براي او انجام دهد ربا و حرام مي باشد .

( مسأله 20 69 ) اگر چيزي را كه مثل پارچه با متر و ذرع مي فروشد ، يا چيزي راكه مثل گردو و تخم مرغ كه با شماره معامله مي كنند ، بفروشد و زياد تر بگيرد ، مثلاً ده تا تخم مرغ بدهد و يازده تا بگيرد ، اشكال ندارد .

( مسأله 2070 ) جنسي را كه در بعضي از شهرها با وزن يا پيمانه مي فروشند ودر بعضي از شهرها با شماره معامله مي كنند ، اگر در شهري كه آن را با وزن يا پيمانه مي فروشند زيادتر بگيرد ربا و حرام است ودر شهر ديگر ربا نيست .

( مسأله 2071 ) اگر چيزي را كه مي فروشد و عوضي را كه مي گيرد از يك جنس نباشد ، زيادي گرفتن اشكالي ندارد ، پس اگر يك من برنج بفروشد و دو من گندم بگيرد معامله صحيح است .

( مسأله2072 ) اگر جنسي را كه مي فروشد و عوضي راكه مي گيرد ؤ از يك چيز عمل آمده باشد ، بايد د رمعامله زيادي نگيرد ، پس اگر يك من روغن بفروشد و در عوض آن يك من و نيم پنير بگيرد ، ربا و حرام است . و احتياط واجب آن است كه اگر ميوه رسيده را با ميوة نارس معامله كند زيادي نگيرد .

( مسأله 2073 ) جو و گندم در ربا يك جنس حساب مي شود ، پس اگر يك من گندم بدهد و يك من و پنج سير جو بگيرد ، ربا و حرام است . و نيز اگر مثلاً ده من جو بخرد كه سر خرمن ده من گندم بدهد ، چون جو ، را نقد گرفته و بعد از مدّتي گندم را مي دهد ، مثل آن است كه زيادي گرفته و حرام مي باشد .

( مسأله 2074 ) اگر مسلمان از كافري كه در پناه اسلام نيست ربا بگيرد اشكال ندارد . و نيز پدر و فرزند و زن و شوهر مي توانند از يكديگر ربا بگيرند .

 

 

 

شرائط فروشنده و خريدار

 

( مسأله 2075 ) براي فروشنده و خريدار شش چيز شرط است :

اوّل :

آنكه بالغ باشند .

دوّم :

آنكه عاقل باشند .

سوّم :

آنكه حاكم شرع آنان را از تصّف در اموالشان جلوگيري نكرده باشد يا در حال بلوغ ، سفيه نباشند .

چهام :

آنكه قصد خريد و فروش داشته باشند پس اگرمثلاً به شوخي بگويد مال خود را فروختم ، معامله باطل است .

پنجم :

آنكه كسي آنها را مجبور نكرده باشد .

ششم :

آنكه جنس و عوضي را كه مي دهند مالك باشند يا مقل پدر و جدّ صغير اختيار مال دردست آنان باشد و احكام اينها د رمسائل آينده گفته خواهد شد .

(مسأله 20 76 ) معامله با بچّه نابالغ باطل است ، اگر چه پدر يا جدّ آن بچّه به او اجازه داده باشند كه معامله كند ، ولي اگر بچّه مميز باشد و چيز كم قيمتي را كه معاملة آن براي بچّه ها متعارف است معامله كند اشكال ندارد و نيز اگر طفل وكيل د راجراي صيغه معامله يا وسيله باشد كه پول را به فروشنده بدهد و جنس را به خريدار برساند ، يا جنس را به خريدار بدهد و پول را به فروشنده برساند چون واقعاً دو نفر بالغ بايكديگر معامله كرده اند معامله صحيح است ، ولي بايد فروشنده و خريدار يقين داشته باشند كه طل جنس و پول را به صاحب آن مي رساند .

(مسأله 2077 ) اگر از بچّة نابالغ چيزي بخرد ، يا چيزي به او بفروشد ؛ بايد جنس يا پول را كه از او گرفته به صاحب آن بدهد ، يا از صاحبش رضايت بخواهد .و اگر صاحب آن را نمي شناسد و براي شناختن او هم وسيله اي ندارد ؛ بايد چيزي را كه از بچّه گرفته ، از طرف صاحب آن صدقه بدهد ولي اگر چيزي را كه گرفته مال خود صغير باشد بايد به وليّش برساند و اگر او را پيدا نكرد به حاكم شرع بدهد .

(مسأله 20 78 ) اگر كسي با بچّة مميّز د رصورتيكه معامله با آن صحيح نيست معامله كند و جنس يا پولي كه به بچّه داده از بين برود مي واند از بچّه بعد از بلوغ يا ولي او مطالبه نمايد ولي اگر بچّه مميّز نباشد نمي تواند از بچّه يا ولي او مطالبه نمايد .                                                             

(مسأله 2079 ) اگر خريدار يا فروشنده را به معالمه مجبور كنند چنانچه بعد از معامله راضي شود و بگويد راضي هستم ، معامله صحيح است ولي احتياط مستحبّ آن است كه دوباره صيغة معامله را بخوانند .

( مسأله 2080 ) اگر انسان مال كسي را بدون اجازه او بفروشد چنانچه صاحب مال به فروش آن راضي نشود و اجازه نكند معامله باطل است .

( مسأله 2081 ) پدر و جدّ پدري طفل د رصورتي مي توانند مال طفل را بفروشد كه براي او مفسده نداشته باشد بلكه بهتر آن است كه تا مصلحت نباشد نفروشند امّا وصيّ پدر و وصيّ جدّ پدري و حاكم شرع فقط در صورتي مي توانند مال طفل را بفروشد كه مصلحت طفل درآن باشد .

(مسأله 2082 ) اگر كسي مالي را غصب كند و بفروشد و بعد از فروش صاحب مال معامله را براي خودش اجازه دهد ، معامله صحيح است .



قبل فهرست بعد