قبل فهرست بعد


حضرت رسول اكرم ( صلّي الله عليه و آله ) فرمودند : « پست ترين مُردگان شما افرادي هستند كه از از دواج كردن خودداري كرده و عَزَب مانده اند » .

و اگر كسي بترسد كه اگر ازدواج نكند در حرام مي افتد ، ازدواج بر او واجب مي شود .

بر اساس احاديث اهل بيت ( عليهم السّلام ) مخصوصاً ترك ازدواج بخاطر ترس از فقر و عدم امكانات اقتصادي ، مذموم است .

حضرت پيغمبر (صلي الله عليه و آله ) فرمودند : « كسي كه به واسطة ترس از فقر ترك ازدواج مي كند نسبت به خداوند سوءظنّ( گمان بد) بكار برده است و خداوند متعال فرموده است : ان يكونوا فقراء يغنهم الله من فضله يعني اگر ازدواج كنندگان در فقر و مضيقة اقتصادي باشند خداوند آنها را از فضل و كرم خود بي نياز خواهد كرد »

طبق احاديث اسلامي و اين آيه از قرآن كريم ، ازدواج موجب از بين رفتن فقر و بوجود آمدن وسعت اقتصادي است . شخصي در محضر مبارك حضرت پيغمبر ( صلي الله عليه وآله ) از مضيقة اقتصادي شكايت كرد ، حضرتش فرمودند : « ازدواج كن تا مشكلات اقتصادي تو بر طرف شود » و اين جريانات تا سه مرتبه تكرار شد و در هر دفعه آن حضرت وي را امر به ازدواج كرد و نيز آن حضرت فرمودند : « ازدواج كنيد تا روزي شما وسعت پيدا بكند »

حضرت صادق ( عليه السّلام ) فرمودند : « افزايش روزي با ازدواج و داشتن اهل و عيال تَو‍أم است » .

در امر ازدواج بايد قبل از هر چيز و بيش از همه به ايمان و تقوا و تعهّد اسلامي توجّه داشت .

رسول اكرم ( صلي الله عليه و آله ) فرمودند : « هنگامي كه افرادي كه از جهت اخلاق و تعهّد اسلامي و تدّين شايستگي دارند براي خواستگاري آمدند در ازدواج و وصلت با آنها جواب منفي ندهيد و به ازدواج با آنها اقدام كنيد و گرنه فتنه و فساد بزرگي دامنگير جامعه خواهد شد » .

  

اَحكام نِكاح يا ازدواج

 

به واسطة عقد ازدواج ، زن به مرد حلال مي شود و آن بر دو قسم است : دائم و غير دائم ، عقد دائم آنست كه مدّت زناشويي در آن معين نشود و زني را كه به اين قسم عقد مي كنند دائمه گويند و عقد غير دائم آن است كه مدّت زناشويي در آن معيّن شود ، مثلاً زن را به مدّت يك ساعت يا يك روز يا يك ماه يا يك سال يا بيشتر عقد نمايند و زني را كه به اين قسم عقد كنند مُتْعَه و صيغه نامند .

 

احكام عقد

 

( مسأله 2359 ) در زناشوئي چه دائم و چه غير دائم بايد صيغه خوانده شود و تنها راضي بودن زن و مرد كافي نيست و صيغة عقد را يا خود زن و مرد مي خوانند يا ديگري را وكيل مي كنند كه از طرف آنان بخوانند .

( مسأله 2360 ) وكيل لازم نيست مرد باشد ، زن مي تواند براي خواندن صيغة عقد از طرف ديگري وكيل شود .

 ( مسأله 2361 ) زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها ، صيغه را خوانده است نمي توانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند و گمان به اينكه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمي كند ، ولي اگر وكيل بگويد صيغه را خوانده ام كافي است .

( مسأله 2362 ) اگر زني كسي را وكيل كند كه مثلاً ده روز او را به عقد مردي در آورد و ابتداي ده روز را معيّن نكند در صورتي كه از گفتة زن معلوم شود كه به وكيل اختيار كامل داده آن وكيل مي تواند هر وقت كه بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد در آورد و اگر معلوم باشد كه زن ، روز يا ساعت معيّني را قصد كرده ، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند .

( مسأله 2363 ) يك نفر مي تواند براي خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف زن و مرد وكيل شود و نيز مرد مي تواند از طرف زن وكيل شود و او را براي خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند و همچنين زن مي تواند از طرف مرد وكيل شود كه خود را به عقد او در آورد ولي احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند .

  

دستور خواندن عقد دائم

 

( مسأله 2364 ) اگر صيغة عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگويد: زَوَّجْتُكَ نَفْسي عَلَي الصَّداقٍ الْمَعْلُومٍ (يعني خود را زن تو نمودم به مهري كه معيّن شده) پس از آن بدون فاصله مرد بگويد : قَبٍلْتُ التَّز‌ْوٍيجَ ( يعني قبول كردم اين ازدواج را ) عقد صحيح است و اگر ديگري را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغة عقد را بخواند ، چنانچه مثلاً اسم مرد احمد و اسم زن فاطمه باشد و وكيل زن بگويد : زَوَّجْتُ مُوَكِلَّتي فاطٍمَهَ‌ مُوَكٍلَّكَ اَحْمَدَ عَلَي الصٍداقٍ‌ الْمَعْلُومٍ ، پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد : قَبٍلْتُ لٍمُوَكٍلي اَحْمَدْ عَلَي الصٍداقٍ صحيح مي باشد . و بهتر آنست لفظي كه مرد مي گويد با لفظي كه زن مي گويد مطابق باشد ، مثلاً اگر زن زَوَجْتُ مي گويد مرد هم قَبٍلْتُ التًّزْويجَ‌ بگويد .

 

دستور خواندن عقد غير دائم

 

( مسأله 2365 ) اگر خود زن و مرد بخواهند صيغة عقد غير دائم را بخوانند ، بعد از آنكه مدّت و مَهر را معيّن كردند ، چنانچه زن بگويد : زَوَجْتُكَ نَفْسي فٍي الْمُدَّهٍ الْمَعْلُومَهٍ عَلَي الْمَهْرٍ الْمَعْلُومٍ‌ ، بعد بدون فاصله مرد بگويد قَبٍلْتُ صحيح است . و اگر ديگري را وكيل كنند و اوّل وكيل زن به وكيل مرد بگويد : مَتَّعْتُ‌ مُوَكِلَّتي مُوَكِلَّكَ فِي الْمُدَّهِ الْمَعْلُومَهِ عَلَي الْمَهْرِ الْمَعْلُومِ ، پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد : قَبِلْتُ لِمُوَكِلي هكَذا صحيح ميباشد .

  

شرائط عقد

 

( مسأله 2366 ) عقد ازدواج چند شرط دارد :

اوّل :

آنكه اگر مرد و زن قدرت خواندن صيغة عقد بعربي را داشته باشند ، ، بعربي بخوانند ؛ ولي اگر مرد و زن نتوانند صيغه را بعربي صحيح بخوانند ؛ به هر لفظي كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم نيست كه وكيل بگيرند امّا بايد لفظي بگويند كه معني

«زَوَّجْتُ( تاآخر) وقَبِلْتُ» را بفهماند .

دوّم :

مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مي خوانند ، قصد انشاء داشته باشند ، يعني اگر خود مرد و زن صيغه را مي خوانند ، زن به گفتن « زَوَّجْتُكَ نَفْسي » قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و با گفتن اين لفظ پيمان زناشوئي ميان خود و آن مرد ببندد و مرد به گفتن « قَبِلْتُ التَّزْويجَ »اين پيمان و زن بودن او را براي خود قبول نمايد ، و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مي خوانند ، به گفتن « زَوَّجْتُ (تا آخر) و قَبِلْتُ » قصدشان اين باشد كه مرد و زني كه آنان را وكيل كرده اند ، زن و شوهر شوند و ميان آنها زناشوئي برقرار شود .

سوّم :

كسي كه صيغه را مي خواند عاقل باشد ، و بنابر احتياط مستحّب بالغ باشد چه براي خود بخواند و چه از طرف ديگري وكيل شده باشد ؛ ولي اگر نا بالغ مميِّز ، با قصد انشاء صيغة عقد را براي ديگري وكالتاً يا فضولتاً اجرا كند و او اجازه دهد يا براي خود با اذن يا اجازه ولّي عقد كند يا بعد از بلوغ ، عقد قبل از بلوغ را ، براي خود قبول كند ، صحيح مي باشد .

چهارم :

اگر وكيل زن و شوهر يا ولّي آنها صيغه را مي خوانند ، در عقد ، زن و شوهر را معيّن كنند ، مثلاً اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند ، پس كسي كه چند دختر دارد ، اگر به مردي بگويد زَوَجْتُكَ اِحْدي بَناتي ( يعني زن تو نمودم يكي از دخترانم را ) و او بگويد قَبِلْتُ يعني قبول كردم ، چون در موقع عقد ، دختر معيّن نبوده عقد باطل است .

پنجم :

زن و مرد با ازدواج راضي باشند ، ولي اگر زن ظاهراً به كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلباً راضي است ، عقد صحيح است .

( مسأله 2367 ) اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معني آن را عوض كند ، عقد باطل است .

( مسأله 2368 ) كسي كه دستور زبان عربي را نمي داند ، اگر قرائتش صحيح باشد و معناي هر كلمه از عقد را جداگانه بداند واز هرلفظي معناي آن را قصد نمايد مي تواند عقد را بخواند .

( مسأله 2369 ) اگر زني را براي مردي بدون اجازة آنان عقد كنند وبعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضي هستيم ، عقد صحيح است .

( مسأله2370 ) اگر زن ومرد يا يكي از آن دو را بازدواج مجبور نمايند وبعد از خواندن عقد راضي شوند وبگويند بآن عقد راضي هستيم ، عقد صحيح است .

( مسأله 2371 ) پدر وجدّ پدري مي توانند براي فرزند نابالغ يا ديوانة خود كه به حال ديوانگي بالغ شده است وهمچنين اگر ديوانگي بعداز بلوغ بوده ، ازدواج كنند وبعد از آنكه آن طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد ، اگر ازدواجي كه براي او كرده اند مفسده اي نداشته ، نمي تواند آن را بهم بزند واگر مفسده اي داشته ، مي تواند آن را بهم بزند .

( مسأله2372 ) دختري كه به حدّبلوغ رسيده ورشيده است ، هر چند رشيده هم باشد يعني مصلحت خود را تشخيص بدهد ؛در ازدواج خود چه دائم و چه موقت بايد با اذن پدر يا جد پدری اقدام به ازدواج نمايد.

( مسأله2373 ) اگر پدر وجدّ پدري غائب باشند . به طوري كه نشود ازآنان اذن گرفت  ودختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد لازم نيست از پدر وجدّ پدري اجازه بگيرند وهمچنين اگر از ازدواج با كسي كه با دختر كفو است ، را شرعاً و عرفاً منع كنند و دختر احتياج به شوهر كردن داشته باشد و نيز اگر دختر باكره نباشد ، در صورتي كه بكارتش به واسطة شوهر كردن از بين رفته باشد ، اجازه پدر و جدّ لازم نيست .

( مسأله 2374 ) اگر پدر ، يا جدّ پدري براي پسر نابالغ خود زن بگيرد ، پسر بايد بعد از بالغ شدن ، خرج آن زن را بدهد .

( مسأله 2375 ) اگر پدر يا جدّ پدري براي پسر نابالغ خود زن بگيرد ، چنانچه پسر در موقع عقد مالي داشته ، مديون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالي نداشته ، پدر يا جدّ او بايد مهر زن را بدهند .

 

 

 

 

 

 

عيبهائي كه بواسطة آنها مي شود عقد را بهم زد

 

( مسأله 2376 ) اگر مرد بعد از عقد بفهمد كه زن يكي از اين هفت عيب را دارد مي تواند عقد را بهم بزند :

اوّل :

ديوانگي .

دوّم :

مرض خوره .

سوّم :

مرض برص ( پيسي ) .

چهارم :

كوري .

پنجم :

شل بودن به طوري كه معلوم باشد .

ششم :

آنكه افضا شده ، يعني راه بول و حيض يا راه حيض و غائط او يكي شده باشد ، ولي اگر راه حيض و غائط او يكي شده باشد بهم زدن عقد اشكال دارد و بايد احتياط شود .

هفتم :

آنكه گوشت ، يا استخواني يا غدّه اي در فَرْج او باشد كه مانع نزديكي شود .

( مسأله 2377 ) اگر زن بعد از عقد بفهمد كه شوهر او قبل از عقد ديوانه بوده يا بعداً ديوانه شده است يا قبل از عقد آلتِ مردي نداشته يا قبل از عقد عِنِين بوده است و نمي تواند وطي و نزديكي نمايد يا بعد از عقد بدون آنكه نزديكي كرده باشد ، عِنِّين شده يا تخم هاي او را قبل از عقد كشيده اند مي تواند عقد را بهم بزند .

( مسأله 2378 ) اگر مرد يا زن ، به واسطة يكي از عيبهائي كه در دو مسأله پيش گفته شد ، عقد را بهم بزند ، بايد بدون طلاق از هم جدا شوند .

( مسأله 2379 ) اگر به واسطة آنكه مرد عِنِّين است و نمي تواند وطي و نزديكي كند ؛ زن عقد را بهم بزند ، شوهر بايد نصف همر را بدهد . ولي اگربه واسطة يكي از عيبهاي ديگري كه گفته شد مرد يا زن عقد را بهم بزند ، چنانچه مرد با زن نزديكي نكرده باشد ، چيزي بر او نيست و اگر نزديكي كرده ، بايد تمام مِهر را بدهد .

  

عدّه اي از زنها كه ازدواج با آنان حرام است

 

( مسأله 2380 ) ازدواج با زنهائي كه مثل مادر و خواهر و مادر زن با انسان محرم هستند ، حرام است .

( مسأله 2381 ) اگر كسي زني را براي خود عقد نمايد ، اگر چه با او نزديكي نكند ، مادر و مادرِ آن زن و مادر پدر او هرچه بالا روند به آن مرد محرم مي شوند .

( مسأله2382 ) اگر زني را عقد كند و با نزديكي نمايد ، دختر و نوة دختري و پسري آن زن هر چه پائين روند ، چه در وقت عقد باشند يا بعداً به دنيا بيايند ، به آن مرد محرم مي شوند .

( مسأله 2383 ) اگر با زني كه براي خود عقد كرده نزديكي هم نكرده باشد ، تا وقتي كه آن زن در عقد او است نمي تواند با دختر او ازدواج كند .

( مسأله 2384 ) عمّه و خالة پدر و عمّه و خالة پدر ِ پدر و عمّه و خالة مادر و عمّه و خالة مادرِ مادر هر چه بالا روند ، به انسان محرمند .

( مسأله 2385 ) پدر و جّد شوهر ، هر چه بالا روند و پسر و نوة پسري و دختري او هر چه

پائين آيند چه در موقع عقد باشند ، يا بعداً به دنيا بيايند به زن او محرم هستند .

 ( مسأله 2386 ) اگر زني را براي خود عقد كند ، دائمه باشد يا صيغه ، تا وقتي كه آن زن در عقد او است ، نمي تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد .

(مسأله 2387 ) اگر زن خود را به ترتيبي كه در كتاب طلاق گفته مي شود ، طلاق رجعي دهد ، در بين عدّه نمي تواند خواهر او را عقد نمايد ، بلكه در عدّة طلاق بائن هم كه بعداً بيان مي شود ، احتياط مستحب آنست كه از ازدواج با خواهر او خودداري نمايد . و اگر زني را متعه كرده باشد و مدّت او را بخشيده يا تمام شده باشد ، بنابر اقوي در عدّة او مي تواند  با خواهر او به طور دائم يا موّقت ازدواج كند .

( مسأله 2388 ) انسان نمي تواند بدون اجازة زنِ خود با خواهر زاده و برادر زادة او ازدواج كند ولي اگر بدون اجازة زنش آنان را عقد نمايد و بعداً زن راضي شود و بگويد به آن عقد راضي هستم آن عقد صحيح و نافذ مي شود .

( مسأله 2389 ) اگر زن بفهمد شوهرش برادر زاده و خواهر زادة او را عقد كرده و حرفي نزند ؛ چنانچه بعداً رضايت ندهد عقد آنان باطل است .

( مسأله 2390 ) اگر انسان پيش از آنكه دختر عمّه يا دختر خاله خود را بگيرد با مادر آنان زنا كند ، ديگر نمي تواند با آنان ازدواج نمايد .

( مسأله 2391 ) اگر با دختر عمّه يا دختر خالة خود ازدواج نمايد و پيش از آنكه با آنان نزديكي كند با مادرشان زنا نمايد عقد آنان اشكال ندارد .

( مسأله 2392 ) اگر با زني غير از عمّه و خالة خود زنا كند ، احتياط واجب آن است كه با دختر او ازدواج نكند ، ولي اگر زني را عقد نمايد و با او نزديكي كند ، بعد با مادر او زنا كند ، آن زن بر او حرام نمي شود ، و همچنين است اگر بعد از عقد پيش از آنكه با او نزديكي كند با مادر او زنا نمايد ، ولي در اين صورت احتياط مستحّب آن است كه از آن زن جدا شود .

( مسأله 2393 ) زن مسلمان نمي تواند به عقد كافر در آيد ، مرد مسلمان هم نمي تواند با زنهاي كافره غير اهل كتاب ازدواج نمايد ، ولي متعه كردن زن اهل كتاب مانند يهود و نصاري مانعي ندارد ، بلكه ازدواج آنها به طور دوام نيز بنابر اقوي جائز است ولي اين احتياط ترك نشود كه در صورتي اقدام به ازدواج به طور دوام به آنها بكند كه متمّكن از ازدواج با زن مسلمان نباشد .

( مسأله 2394 ) اگر با زني كه در عدّة طلاق رجعي است زنا كند ، آن زن بر او حرام مي شود و اگر با زني كه در عدّة متعه ، يا طلاق بائن ، يا عدّة وفات است ، زنا كند بعداً مي تواند او را عقد نمايد ، اگر چه احتياط مستحّب آن است كه با او ازدواج نكند و معناي طلاق رجعي و طلاق بائن و عدّة متعه و عدّة وفات در احكام طلاق گفته خواهد شد .

( مسأله 2395 ) اگر با زن بي شوهري كه در عدّه نيست زنا كند ، بعداً مي تواند آن زن را براي خود عقد نمايد ، ولي احتياط مستحّب آن است كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد نمايد ، و همچنين است اگر ديگري بخواهد آن زن را عقد كند .

( مسأله 2396 ) اگر زني را كه در عدّة ديگري است براي خود عقد كند ، چنانچه مرد و زن ، يا يكي از آنان بدانند كه عدّة زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او محرم مي شود ، اگر چه مرد بعد از عقد كردن با آن زن نزديكي نكرده باشد .

( مسأله 2367 ) اگر زني را براي خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عدّه بوده چنانچه هيچكدام نمي دانسته اند زن در عدّه است و نمي دانسته اند كه عقد كردن زن در عدّه حرام است ، در صورتي كه مرد با او نزديكي كرده باشد ،آن زن بر او حرام ابدي مي شود.

( مسأله 2398 ) اگر انسان بداند زني شوهر دارد و با او ازدواج كند بايد از او جدا شود و بعداً هم نمي تواند او را براي خود عقد كند . و همچنين است اگر نداند كه آن زن شوهر دارد ولي بعد از ازدواج با او نزديكي كرده باشد . 

( مسأله 2399 ) زن شوهر دار اگر زنا بدهد بر مرد زنا كننده حرام ابدي مي شود ولي بر شوهر خود حرام نمي شود و چنانچه توبه نكند و بر عمل خود باقي باشد ، بهتر است كه شوهر ، او را طلاق دهد ولي بايد مهرش را بدهد .

( مسأله 2400 ) زني را كه طلاق داده اند و زني كه صيغه بوده و شوهرش مدّت او را بخشيده يا مدّتش تمام شده ، چنانچه بعد از مدّتي شوهر كند و بعد شك كند كه موقع عقدِ شوهر دوّم ، عدّة شوهر اوّل تمام بوده يا نه ، بايد به شك خود اعتنا نكند .

 ( مسأله 2401 ) مادر و خواهر و دختر پسري كه لواط داده بر لواط كننده حرام است اگر چه لواط كننده و لواط دهنده بالغ نباشند . ولي اگر گمان كند كه دخول شده ؛ يا شك كند كه دخول شده يا نه ، بر او حرام نمي شوند .

( مسأله 2402 ) اگر با مادر يا خواهر يا دختر كسي ازدواج نمايد وبعد از ازدواج با آن كس لواط كند آنها بر او حرام نمي شود . هر چند بعد ازازدواج ، دخول بر زوجه صورت نگرفته باشد .

( مسأله 2403 ) اگر كسي در حال احرام كه يكي از كارهاي حجّ است ، با زني ازدواج نمايد عقد او باطل است ، وچنانچه مي دانسته كه زن گرفتن بر او حرام است ، ديگر نمي تواند آن زن را عقد كند .

( مسأله 2404 ) اگر زني كه در حال احرام است با مردي كه در حال احرام نيست ازدواج كند ، عقد او باطل است ، واگر زن مي دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است ، واجب است بعداً با آن مرد ازدواج نكند .

( مسأله2405 ) اگر مرد طواف نساء را كه يكي از كارهاي حجّ است ، بجا نياورد ، زنش كه به واسطة مُحْرِم شدن بر او حرام شده بود حلال نمي شود ، ونيز اگر زن طواف نسا ء نكند شوهرش بر او حلال نمي شود ، ولي اگر بعداً طواف نساءرا انجام دهند به يكديگر حلال مي شوند .

 (مسأله 2406) اگر كسي دختر نابالغي را براي خود عقد كند وپيش از آنكه نُه سال دختر تمام شود ، با او نزديكي و دخول كند ، چنانچه او را اِفضا نمايد ، هيچ وقت نبايد با او نزديكي كند .

(مسأله2407 ) زني را كه سه مرتبه طلاق داده اند بر شوهرش حرام ميشود ، ولي اگر با شرايطي كه در كتاب طلاق گفته مي شود با مرد ديگري ازدواج كند ، شوهر اوّل مي تواند دوباره اورا براي خود عقد نمايد .

 

اَحكامِ عقد دائم

 

( مسأله 2408 ) زني كه عقد دائمي شده نبايد ندون اجازة شوهر از خانه بيرون رود وبايد خود را براي هر كاميابي جنسي كه او مي خواهد تسليم نمايد وبدون عذر شرعي از نزديكي او جلوگيري نكند واگر در اينها از شوهر اطاعت كند ، تهيّة غذا ولباس ومنزل او ولوازم ديگري كه در كُتُب ديگر تفصيلاً ذكر شده بر شوهر واجب است واگر تهيّه نكند چه توانائي داشته با شد ، مديون زن است .

( مسأله2409 ) اگر زن در كارهائي كه در مسأله پيش كفته شد اطاعت شوهر را نكند گناهكار است وحقّ غذا ولباس ومنزل وهمخوابي ندارد ، ولي مهر او از بين نمي رود .

( مسأله2410 ) مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند .

( مسأله 2411 ) مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست ولي اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر را ببرد بايد خرج سفر اورا بدهد .



قبل فهرست بعد