قبل فهرست بعد


( مسأله2413 ) مرد نمي تواند زن دائمي خود را به طوري ترك كند كه نه مثل زن شوهر دار با شد نه مثل زن بي شوهر ، لكن واجب نيست هر چهار شب يك شب نزد او بماند .

( مسأله 2414 ) شوهر نمي تواند بيش از چهار ماه نزديكي با عيال دائمي خود را ترك كند

( مسأله2415 ) اگر در عقد دائمي مهر را معيّن نكنند ، عقد صحيح است و چنانچه مرد با زن نزديكي كند ، بايد مهر او را مطابق مهر زنهائي كه مثل او هستند بدهد .

(مسأله 2416 ) اگر موقع خواندن عقد دائمي براي دادن مهر مدّتي معيّن نكرده باشند ، زن مي تواند پيش از گرفتن مهر از نزديكي كردن شوهر جلوگيري كند ، چه شوهر توانائي دادن مهر را داشته با شد ، چه نداشته باشد . ولي اگر پيش از گرفتن مهر به نزديكي راضي كود وشوهر با او نزديكي كند ديگر نمي تواند بدون عذر شرعي از نزديكي شوهر جلو گيري نمايد .

  

مُتْعه يا صيغه

 

(مسأله 2417 ) صيغه كردن زن اگر چه براي لذّت بردن هم نبا شد صحيح است .

(مسأله 2418 ) شوهر بيش از چهار ماه نبايد نزديكي با متعةخود را ترك كند .

( مسأله 2419 ) زني كه صيغه مي شود اگر در عقد شرط كند كه شوهر با او نزديكي نكند عقد وشرط او صحيح است وشوهر فقط مي تواند لذّتهاي ديگر از او ببرد ، ولي اگر بعداً به نزديكي راضي شود ، شوهر مي تواند با او نزديكي نمايد .

(مسأله 2420 ) زني كه صيغه شده اگر چه آبستن شود ، حق خرجي ندارد .

( مسأله 2421 ) زني كه صيغه شده  حق همخوابي ندارد واز شوهر ارث نمي برد، وشوهر هم از او ارث نمي برد.

(مسأله 2422 ) زني كه صيغه شده اگر نداند كه حق خرجي وهم خوابي ندارد عقد او صحيح است ، وبراي آنكه نمي دانسته حقّي به شوهر پيدا نمي كند .

( مسأله 2423 ) زني كه صيغه شده ، مي تواند بدون اجازة شوهر از خانه بيرون برود ، ولي اگر به واسطه بيرون رفتن ، حقّ شوهر از بين مي رود ، بيرون رفتن او حرام است .

( مسأله 2424 ) اگر زني مردي را وكيل كند كه به مدّت ومبلغ معيّن اورا براي خود صيغه نمايد ، چنانچه مرد او را براي عقد دائم خود در آورد يا به غير از مدّت يا مبلغي كه معيّن شده اورا صيغه كند ، وقتي آن زن فهميد ، اگر بگويد راضي هستم عقد صحيح وگرنه باطل است .

( مسأله 2425 ) پدر وجدّ پدري مي توانند براي محرم شدن ، يك ساعت يا دو ساعت زني را به عقد پسر نابا لغ خود در آورند ، ونيز مي توانند دختر نابالغ خود را براي محرم شدن ، به عقد كسي در آورند ، ولي بايد آن عقد براي دختر مفسده نداشته با شد.

( مسأله 2426 ) اگر پدر يا جدّپدري ، طفل خود را كه در محلّ ديگري است و نمي داند زنده است يا مرده ، براي محرم شدن به عقد كسي در آورد ، بر حسب ظاهر محرم بودن حاصل مي شود وچنانچه بعداًمعلوم شود كه در موقع عقد آن دختر زنده نبوده ، عقد باطل است وكساني كه به واسطة عقد ظا هراً محرم شده بودند ، نا محرمند .

( مسأله2427 ) اگر مرد مدّت صيغه را ببخشد .چنانچه با او نزديكي كرده ، با يد تمام چيزي را كه قرار گذاشته به او بدهد واگر نزديكي نكرده ، بايد نصف آن را بدهد .

( مسأله 2428 ) مرد مي تواند زني را كه صيغة او بوده و هنوز عدّه اش تمام نشده به عقد دائم خود در آورد يا اينكه دوباره صيغه نمايد ، ولي در موقعي كه هنوز صيغة او است و مدّت تمام نشده است اگر بخواهد او را به عقد دائم خود در بياورد بايد اوّل مدّت او را ببخشد و سپس او را به عقد دائم خود در بياورد .

  

احكام نگاه كردن

 

( مسأله 2429 ) نگاه كردن مرد به بدن زن نا محرم و همچنين نگاه كردن به موي آنان ، چه با قصد لذّت و چه بدون آن ، حرام است . و نگاه كردن به صورت و دستها اگر به قصد لذّت باشد ، حرام است ، ولي بدون قصد لذّت حرام نيست . و نيز نگاه كردن زن به بدن مرد به جز صورت و دستها حرام مي باشد و نگاه كردن به صورت و بدن و موي دختر نا بالغ اگر به قصد لذّت نباشد و به واسطة نگاه كردن هم انسان نترسد كه به حرام بيفتد اشكال ندارد ، ولي بنا بر احتياط بايد جاهائي را كه مثل ران و شكم معمولاً مي پوشانند ، نگاه نكند .

( مسأله 2430 ) اگر انسان بدون قصد لذّت به آن قسمت از بدن زنهاي كافر كه معمولاً نمي پوشانند نگاه كند در صورتي كه نترسد به حرام بيفتد ، اشكال ندارد .

( مسأله 2431 ) زن بايد بدن و موي خود را از مرد نامحرم بپوشاند ؛ بلكه احتياط واجب آن است كه بدن و موي خود را پسري هم كه بالغ نشده ولي خوب و بد را مي فهمد و به حدّي رسيده كه مورد نظر شهواني است ، بپوشاند .

( مسأله 2432 ) نگاه كردن به عورت ديگري حرام است ، اگر چه از پشت شيشه يا در آئينه يا آب صاف و مانند اينها باشد . و احتياط واجب آنست كه به عورت بچّه مميز هم نگاه نكنند . ولي زن و شوهر مي توانند به تمام بدن يكديگر نگاه كنند .

( مسأله 2433 ) مردو زني كه بايكديگر محرمند ، اگر قصد لذّت نداشته باشند مي توانند غير از عورت به تمام بدن بدن يكديگر نگاه كنند .

( مسأله 2434 ) مرد نبايد باقصد لذّت به بدن مرد ديگر نگاه كند و نگاه كردن زن هم به بدن زن ديگر با قصد لذّت حرام است .

( مسأله 2435 ) عكس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نيست ولي اگر براي عكس برداشتن مجبور شود كه حرام ديگري انجام دهد مثلاً دست به بدن او بزند نبايد عكس او را بردارد و اگر زن نامحرمي را بشناسد در صورتي كه آن زن مُتَهَتَّك نباشد ، به عكس او نگاه كند .

( مسأله 2436 ) اگر در حال ناچاري ، زن بخواهد زن ديگر يا مردي غير از شوهر خود را تنقيه كند ؛ يا عورت او را او را آب بكشد ، بايد چيزي در دست كند كه دست او به عورت آنها نرسد و همچنين است اگر مرد بخواهد مرد ديگر ، يا زني غير از زن خود را تنقيه كند ، يا عورت او را آب بكشد .

( مسأله 2437 ) اگر مرد براي معالجة زن نامحرم ناچار باشد كه او را نگاه كند و دست به بدن او بزند اشكال ندارد ، ولي اگر با نگاه كردن بتواند معالجه كند نبايد دست به بدن او بزند و اگر با دست زدن بتواند معالجه كند ، نبايد او او را نگاه كند .

( مسأله 2438 ) اگر انسان براي معالجة كسي ناچار شود كه به عورت او نگاه كند چنانچه ضرورت با نگاه كردن در آئينه مرتفع مي شود آئينه را در مقابل گذاشته و دران نگاه كند ولي اگر چاره اي جز نگاه كردن به عورت نباشد اشكال ندارد .

  

مسائل متفرّقه زناشوئي

 

 ( مسأله 2439 ) كسي كه به واسطة نداشتن زن به حرام مي اففتد ، واجب است زن بگيرد و همچنين زني كه به واسطة نداشتن شوهر به حرام مي افتد واجب است اقدام به شوهر كردن نمايد .

( مسأله 2440 ) اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد از عقد معلوم شود كه باكره نبوده ، مي تواند عقد را بهم بزند ( مسأله 2441 ) اگر مرد و زن نامحرم در محلّ خلوتي باشند كه كسي در آنجا نباشد و ديگري هم نمي تواند وارد شود ، چنانچه بترسند كه به حرام بيفتند بايد از آنجا بيرون بروند و نمازشان درآنجا صحيح نيست ولي اگر طوري باشد كه كس ديگر بتواند وارد شود يا بچّه اي كه خوب و بد را مي فهمد درآنجا باشد ، اشكال ندارد .

( مسأله 2442 ) اگر مرد مهر زن را در عقد معيّن كند و قصدش اين باشد كه آن را ندهد ، عقد صحيح است ولي مهر را بايد بدهد .

( مسأله 2443 ) مسلماني كه منكر خدا يا معاد يا پيغمبر شود ، يا حكم ضروري دين ، يعني حكمي را كه مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند ، مثل واجب بودن نماز و روزه انكار كند ، در صورتي كه بداند آن حكم ضروري دين است و انكار آن ، انكار نبوّت پيغمبر ( صلّي الله عليه وآله ) است ، مرتّد است .

( مسأله 2444 ) اگر زن پيش از آنكه شوهرش با او نزديكي كند به طوري كه در مسأله پيش گفته شد مرتد شود ؛ عقد او باطل مي گردد . و همچنين است اگر بعد از نزديكي مرتد شود ولي يائسه باشد ، امّا اگر يائسه نباشد ، بايد به دستوري كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عدّه نگهدارد ؛ پس اگر در بين عدّه مسلمان شود عقد باقي و اگر تا آخر عدّه مرتدّ بماند ، عقد باطل است . و معناي يائسه در مسأله 437 گذشت .

( مسأله 2445 ) كسي كه مسلمان زاده است چنانچه بعد از بالغ شدن اظهار اسلام كند ، اگر مرتد شود زنش بر او حرام مي شود و بايد به مقداري كه در احكام طلاق گفته مي شود عدّة وفات نگهدارد . ودر اصطلاح به چنين شخصي مُرْتَدّ فطري مي گويند .

( مسأله 2446 ) مردي كه از پدر و مادر غير مسلمان به دنيا امده و مسلمان شده اگر پيش از نزديكي با عيالش مُرتدّ شود ، عقد او باطل مي گردد و اگر بعد از نزديكي مرتّد شود ، چنانچه زن او درسن زنهائي باشد كه حيض مي بينند بايد آن زن به مقداري كه در احكام طلاق گفته مي شود عدّه نگهدارد ، پس اگر پيش از تمام شدن عدّه ، شوهر او مسلمان شود عقد باقي وگرنه باطل است .

( مسأله 2447 ) اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهر بيرون نبرد و مرد هم قبول كند ؛ نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد .

( مسأله 2448 ) اگر زن انسان ، از شوهر سابقش دختري داشته باشد ؛ انسان مي تواند آن دختر را براي پسر خود كه از آن زن نيست ، عقد كند و همچنين اگر زن انسان از شوهر سابقش پسري داشته باشد انسان مي تواند دختر خود را كه از آن زن نيست به ازدواج آن پسر در بياورد . و نيز اگر دختري را براي پسر خود عقد كند مي تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد .

( مسأله 2449 ) اگر زني از  زنا آبستن شود ، جايز نيست بچّه اش را سقط كند .

( مسأله 2450 ) اگر كسي با زني كه شوهر ندارد و در عدّة كسي هم نيست ، زنا كند  ، چنانچه بعد او را عقد كند و بچّه اي از آنان پيدا شود ، در صورتي كه ندانند از نطفةحلال است يا حرام ، آن بچّه حلال زاده است .

( مسأله 2451 ) اگر مرد نداند كه زن در عدّه است و با او ازدواج كند ، چنانچه زن هم نداند و بچّه اي از آنان به دنيا بيايد ، حلال زاده است و شرعاً فرزند هر دو مي باشد ؛ ولي اگر زن مي دانسته كه در عدّه است و مي دانسته كه در عقد عدّه حرام است شرعاً بچّه ؛ فرزند پدر است و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به يكديگر حرام مي باشند .

( مسأله 2452 ) اگر زن بگويد يائسه ام نبايد حرف او را قبول كرد ، ولي اگر بگويد شوهر ندارم با در عدّه نيستم حرف او قبول مي شود .

( مسأله 2453 ) اگر بعد از انكه انسان با زني ازدواج كرد ، كسي بگويد آن زن شوهر داشته و زن بگويد نداشتم ، چنانچه شرعاً ثابت نشود كه زن شوهر داشته ، بايد حرف زن را قبول كرد .

 ( مسأله 2454 ) اگر زني كه آزاد و مسلمان و عاقل است دختري داشته باشد ، تا هفت سال دختر تمام نشده پدر نمي تواند او را از مادرش جدا كند .

( مسأله 2455 ) مستحبّ است در شوهر دادن دختري كه بالغه است يعني مكلّف شده عجله كنند ، حضرت صادق ( عليه السّلام ) فرمودند : « يكي از سعادتهاي مرد آن است كه دخترش در خانة او حيض نبيند » .

( مسأله 2456 ) اگر زن مهر خود را به شوهر صلح كند كه زن ديگر نگيرد ، احتياط واجب آن است كه زن مهر را نگيرد و شوهر هم با زن ديگر ازدواج نكند .

( مسأله 2457 ) كسي كه از زنا به دنيا آمده ، اگر زن بگيرد و بچّه اي پيدا كند آن بچّه حلال زاده است .

( مسأله 2458 ) هر گاه مرد در روزة ماه رمضان يا در حال حيض زن با او نزديكي كند معصيت كرده ، ولي اگر بچپه اي از انان به دنيا بيايد حلال زاده است .

( مسأله 2459 ) زني كه يقين دارد شوهرش در يفر مرده اگر بعد از عدّة وفات كه مقدار آن در احكام طلاق گفته خواهد شد ؛ شوهر كند و شوهر اوّل از سفر برگردد بايد از شوهر دوّم جدا شود و به شوهر اوّل حلال است ولي اگر شوهر دوّم با او نزديكي كرده باشد ؛ زن بايد عدّه نگهدارد و شوهر دوّم بايد مهر او را مطابق زنهائي كه مثل او هستند بدهد ولي خرج عدّه ندارد .

 

احكام شير دادن

 

( مسأله 2460 ) اگر زني بچّه اي را با شرائطي كه در مسأله 2470 گفته خواهد شد ، شير دهد ، آن بچّه به اين عدّه محرم مي شود : 

اوّل :

خود زن و آن را مادر رضاعي مي گويند .

دوّم :

شوهر زن كه شير مال او است و او را پدر رضاعي مي گويند .

سوّم :

پدر و مادر آن زن هر چه بالا روند : اگر چه پدر و مادر رضاعي او باشند .

چهارم :

بچّه هائي كه از آن زن بدنيا آمده اند ، يا بدنيا مي آيند .

پنجم :

بچّه هاي اولاد آن زن هر چه پائين روند ، چه از اولاد او بدنيا آمده ، يا اولاد و آن بچّه ها را شير داده باشند .

ششم :

خواهر و برادر آن زن اگر چه رضاعي باشند يعني به واسطة شير خوردن ، با آن زن خواهر و برادر شده باشند .

هفتم :

عمو و عمّة آن زن اگر چه رضاعي باشند .

هشتم :

دائي و خالة آن زن اگر چه رضاعي باشند .

نهم :

اولاد شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است ، هر چه پائين روند . اگر چه اولاد رضاعي او باشند .

دهم :

پدر و مادر شوهر آن زن كه شير مال آن شوهر است ، هر چه بالا روند .

يازدهم :

خواهر و برادر شوهري كه شير مال او است اگر چه خواهر و برادر رضاعي او باشند .

دوازدهم :

عمو و عمّه و دائي و خاله شوهري كه شير مال او است هر چه بالا روند ؛ اگر چه رضاعي باشند . و نيز عدّة ديگري هم كه در مسائل بعد گفته مي شود ، به واسطة شير دادن محرم مي شوند .

( مسأله 2461 ) اگر زني بچّه اي را با شرايطي كه در مسأله 2470 گفته مي شود شير دهد ، پدر آن بچّه نمي تواند با دختر هائي كه از آن زن به دنيا آمده اند ازدواج كند و نيز نمي تواند دختر هاي شوهري را كه شير مال او است براي خود عقد نمايد بلكه احتياط واجب آن است كه دختر هاي رضاعي او را هم براي خود عقد ننمايد ولي جايز است با دختر هاي رضاعي آن زن ازدواج كند ، اگر چه احتياط مستحّب آن است كه با آنان هم ازدواج نكند ، و نگاه محرمانه يعني نگاهي كه انسان مي تواند به محرمهاي خود كند به آنان ننمايد .

( مسأله 2462 ) اگر زني بچّه اي را با شرايطي كه در مسأله 2477 گفته مي شود شير دهد ، شوهر آن زن كه صاحب شير است به خواهر هاي آن بچّه محرم نمي شود ، ولي احتياط مستحّب آن است كه با آنان ازدواج ننمايد و نيز خويشان شوهر به خواهر و برادر

آن بچّه محرم نمي شوند .

 ( مسأله 2463 ) اگر زني بچّه اي را شير دهد ؛ به برادر هاي آن بچّه محرم نمي شود و نيز خويشان آن زن به برادر و خواهر بچّه اي كه شير خورده ، محرم نمي شوند .

( مسأله 2464 ) اگر انسان با زني كه دختري را شير كامل داده ازدواج كند و با آن زن نزديكي نمايد ، ديگر نمي توان آن دختر را براي خود عقد كند .

( مسأله 2465 ) اگر انسان با دختري ازدواج كند ، ديگر نمي تواند با زني كه آن دختر را شير كامل داده ازداج نمايد .

( مسأله 2466 ) انسان نمي تواند با دختري كه مادر ، يا مادر بزرگ انسان او را شير كامل داده ازدواج كند . و نيز اگر زن پدر انسان از شير پدر او دختري را شير داده باشد ؛ انسان نمي تواند با آن دختر ازداج نمايد و چنانچه دختر شير خواري را براي خود عقد كند ، بعد مادر يا مادر بزرگ ، يا زن پدر او از شير همان پدر آن دختر را شير دهد ، عقد باطل مي شود .

( مسأله 2467 ) با دختري كه خواهر ، يا زن برادر انسان از شير برادرش او را شير كامل داده ، نمي شود ازدواج كرد و همچنين است اگر خواهر زاده ؛ يا برادر زاده ، يا نوة خواهر ، يا نوة برادر انسان آن دختر را شير داده باشد .

( مسأله 2468 ) اگر زني بچّه دختر خود را شير دهد ، آن دختر به شوهر خود حرام مي شود . و همچنين است اگر بچّه اي را كه شوهر دخترش از زن ديگر دارد شير دهد . ولي اگر بچّه پسر خود را شير دهد ، زن پسرش كه مادر آن طفل شير خوار است بر شوهر خود  حرام نمي شود .

( مسأله 2469 ) اگر زن پدر دختري ، بچّة شوهر آن دختر را از شير آن پدر شير دهد ، آن دختر به شوهر خود حرام مي  ، چه بچّه از همان دختر يا از زن ديگر شوهر او باشد .

  

شرائط شير دادني كه علّت محرم شدن است

 

( مسأله 2470 ) شيز دادني كه علّت محرم شدن است هشت شرط دارد :

اوّل :

بچّه شير زن زنده را بخورد ، پس اگر از پستان زني كه مرده است شير بخورد تأثير ندارد .

دوّم :

شير آن زن از حرام نباشد ، پس اگر شير بچّه اي را كه از زنا بدنيا آمده به بچّه ديگر بدهند ، به واسطة آن شير ، بچّه به كسي محرم نمي شود .

سوّم :

بچّه شير را از پستان بمكد ، پس اگر شير را در گلوي او بريزند لازم است كساني كه به واسطة شير خوردن به آن بچّه محرم مي شوند با او ازدواج نكنند و  نگاه محرمانه هم به او ننمايند .

چهارم :

شير ، خالص و با چيز ديگر مخلوط نباشد .

پنجم :

شير از يك شوهر باشد . پس اگر زن شير دهي را طلاق دهند ، بعد شوهر ديگري

كند و از او آبستن شود و تا موقع زائيدن شيري كه از شوهر اوّل داشته باقي باشد و مثلاً هشت دفعه پيش از زائيدن از شير شوهر اوّل و هفت دفعه بعد از زائيدن از شوهر دوّم به بچّه اي بدهد ، آن بچّه به كسي محرم نمي شود .

ششم :

بچّه به واسطة مرض شير را قي نكند ، بنا بر احتياط واجب كساني كه به واسطة شير خوردن به آن بچّه محرم مي شوند ، بايد با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه هم به او ننمايند .

هفتم :

پانزده مرتبه ، يا يك شبانه روز به طوري كه در مسألة بعد گفته ميشود شير سير بخورد ، يا مقداري شير به او بدهند كه بگويند از آن شير استخوانش محكم شده و گوشت در بدنش روئيده است ، بلكه اگر ده مرتبه هم به او شير دهند ، احتياط مستحّب آن است كساني كه به واسطة شير خوردن او به او محرم مي شوند ، با او ازدواج نكنند و نگاه محرمانه هم به او ننمايند .

هشتم :

دو سال بچّه تمام نشده باشد و اگر بعد از تمام شدن دو سال ، او را شير دهند به كسي محرم نمي شود ، بلكه اگر مثلاً پيش از تمام شدن دو سال ، چهارده مرتبه و بعد از آن ، يك مرتبه شير بخورند ، به كسي محرم نمي شود ، ولي چنانچه از موقع زائيدن زن شير ده بيشتر از دو سال گذشته باشد و شير او باقي باشد و بچّه اي را شير دهد آن بچه به كساني كه گفته شد ، محرم مي شود .

( مسأله 2471 ) بايد بچّه در بين يك شبانه روز غذا يا شير كي ديگر را نخورد ولي اگر كمي غذا بخورد كه نگويند در بين ، غذا خورده اشكال ندارد و نيز بايد پانزده مرتبه را از شير يك زن بخورد و در بين پانزده مرتبه ، شير كسِ ديگر را نخورد و در هر دفعه بدون فاصله شير بخورد ، ولي اگر در بين شير خوردن نفس تازه كند ، يا كمي صبر كند ، كه از اوّلي كه پستان در دهان مي گيرد تا وقتي سير مي شود ، يك دفعه حساب شود ، اشكال ندارد .

( مسأله 2472 ) اگر زن از شير شوهر خود بچّه اي را شيز دهد ، بعد شوهر ديگر كند و از شير آن شوهر هم بچّة ديگر را شير دهد  آن دو بچّه به يكديگر محرم نمي شوند ، اگر چه بهتر است با هم ازدواج نكنند و نگاه محرمانه به يكديگر ننمايند .

( مسأله 2473 ) اگر زن از شير يك شوهر چندين بچّه را شير دهد ، همة آنان به يكديگر و به شوهر و به زني كه آنان را شير داده ، محرم مي شوند .

( مسأله 2474 ) اگر كسي چند زن داشته باشد و هر كدام آنان با شرايطي كه گفتيم بچّه را شير دهد ، همة آن بچّه ها به يكديگر و به آن مرد و به همة آن زنها محرم مي شوند .



قبل فهرست بعد