قبل فهرست بعد


پاره كردن نان با كارد .

هشتم :

گذاشتن نان زير ظرف غذا .

نهم :

پاك كردن گوشتي كه به استخوان چسبيده بطوري كه چيزي در آن نماند .

دهم :

پوست كندن ميوه .

يازدهم :

دور انداختن ميوه پيش از آنكه كاملاً آن را بخورد .

                                          

 

مستحّبات آب آشاميدن

 

( مسأله 2636 ) در آشاميدن آب چند چيز مستحّب است :

 اوّل :

آب را بطور مكيدن بياشامد .

دوّم :

در روز ايستاده آب بخورد .

سوّم :

پيش از آشاميدن آب بِسْمِ اللهِ و بعد از آن اَلْحَمْدُ لِلهِ بگويد .

چهارم :

به سه نفس آب بياشامد .

پنجم :

بعد از آشاميدن آب حضرت اَبا عَبْدِ اَللهِ ( عليه السّلام ) و اهل بيت ايشان را ياد كند و قاتلان آن حضرت را لعن نمايد .

 

مكروهات آب آشاميدن

 

( مسأله 2637 ) زياد آشاميدن آب و آب آشاميدن آن بعد از غذاي چرب و در شب به حال ايستاده مكروه است و نيز آشاميدن آب با دست چپ و همچنين از جاي شكستة كوزه و جائي كه دستة آن است مكروه مي باشد .

                           

احكام نَذْر و عَهْد

 

( مسأله 2638 ) نذر آن است كه انسان بر خود واجب كند كه كار خيري را براي خدا بجا آورد ، يا كاري را كه نكردن آن بهتر است براي خدا ترك نمايد .

(مسأله2639 ) در نذر بايد صيغه خوانده شود ولازم نيست آن رابه عربي بخوانند ، پس اگر بگويد چنانچه مريض من خوب شود ، براي خدا بر من است كه ده تومان به فقير بدهم  نذر او صحيح است .

( مسأله 2640 ) نذز كننده بايد مُكَلّف وعاقل باشد وبه اختيار وقصد خود نذر كند ، بنابراين نذر كردن كسي كه او را مجبور كرده اند ، يا به واسطة عصباني شدن بي اختيار نذر كرده صحيح نيست .

( مسأله 2641 ) آدم سفهيي كه مال خود را در كارهاي بيهوده مصرف مي كند ، چنانچه با حال سفاهت بالغ شده باشد يا حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش جلوگيري كرده باشد نذرهاي مربوط به مالش صحيح نيست .

(مسأله2642 ) نذر زن بي اجازة شوهرش باطل است .

( مسأله 2643 ) اگر زن با اجازة شوهر نذر كند شوهرش نمي تواند نذر او را بهم بزند ، يا او را از عمل كردن به نذر جلوگيري نمايد (مسأله 2644 ) اگر فرزند بدون اجازة پدر يا اجازة او نذر كند بايد به آن نذر عمل نمايد

ولي اگر پدر از عملي كه نذر كرده تو را منع كند نذرش مُنْحلّ مي شود .

 ( مسأله 2645 ) انسان كاري را مي تواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد بنابراين كسي كه نمي تواند پياده به كربلا برود ، اگر نذر كند كه پياده برود ، نذر او صحيح نيست .

(مسأله 2646 ) اگر نذر كند كه كار حرام يا مكروهي را انجام دهد ، يا كار واجب يا مستحبّي را ترك كند ، نذر او صحيح نيست .

( مسأله 2647 ) اگر نذر كند كه كار مُباحي را انجام دهد يا ترك نمايد ، چنانچه بجا آوردن آن وتركش از هر جهت مساوي با شد نذر او صحيح نيست واگر انجام آن از جهتي بهتر باشد وانسان به همان جهت نذر كند ، مثلاً نذر كند غذائي را بخورد كه براي عبادت قوّت بگيرد ، نذر او صحيح است . ونيز اگر ترك آن از جهتي بهتر باشد وانسان براي همان جهت نذر كند كه آن را ترك نمايد مثلاً براي اينكه دود مُضرّ است نذر كند كه آن را استعمال نكند نذر او صحيح مي باشد .

(مسأله 2648 ) اگر نذر كند نماز واجب خود را در جائي بخواند كه به خودي خود ثواب نماز در آنجا زياد نيست مثلاً نذر كند نماز را در اتاق بخواند ، چنانچه نماز خواندن در آنجا از جهتي بهتر باشد مثلاً به واسطة اينكه خلوت است انسان حضور قلب پيدا مي كند ، صحيح است .

(مسأله2649 ) اگر نذر كند عملي را انجام دهد ؛ بايد همانطور كه نذر كرده بجا آورد پس اگر نذر كند كه روز اوّل ماه صدقه بدهد ، يا روزه بگيرد ، يا نماز اوّل ماه بخواند چنانچه قبل از آن روز يا بعد از آن بجا آورد كفايت نمي كند . و نيز اگر نذر كند كه وقتي مريض او خوب شود صدقه بدهد ، چنانچه پيش از آن كه خوب شود صدقه بدهد كافي نيست .

(مسأله 2650 ) اگر نذر كند روزه بگيرد ولي وقت ومقدار آن را معيّن نكند چنانچه يك روز روزه بگيرد كافي است . واگر نذر كند نماز بخواند ومقدار وخصوصيات آن را معيّن نكند ؛ اگر يك نماز دو ركعتي بخواند كفايت مي كند واگر نذر كند صدقه بدهد وجنس ومقدار آن را معيّن نكند اگر چيزي بدهد كه بگويند صدقه داده ، به نذر عمل كرده است واگر نذر كند كاري براي خدا بجا آورد ، در صورتي كه يك نماز بخواند يا يك روزه بگيرد ، يا چيزي صدقه بدهد ، نذر خود را انجام داده .

( مسأله 2651 ) اگر نذر كند روز را روزه بگيرد ، بايد همان روز را روزه بگيرد وچنانچه در آن روز مسافرت كند ، قضاي آن روز بر او واجب است .

( مسأله 2652 ) اگر انسان از روي اختيار به نذر خود عمل نكند ، بايد كفّاره بدهد ، يعني يك بنده آزاد كند يا به شصت فقير طعام دهد يا دو ماه پي در پي روزه بگيرد .

(مسأله 2653 ) اگر نذر كند كه تا وقت معيّني عملي را ترك كند ، بعد از گذشتن آن وقت مي تواند آن عمل را بجا آورد و اگر پيش از گذشتن وقت از روي فراموشي يا ناچاري انجام دهد ، چيزي بر او واجب نيست ولي باز هم لازم است كه تا آن وقت آن عمل را بجا  نياوردچنانچه دوباره پيش از رسيدن آن وقت بدون عذرآن عمل را انجام دهد ، بايد به مقداري كه در مسألة پيش گفته شد ، كفّاره بدهد .

(مسأله 2654 ) كسي كه نذر كرده عملي را ترك كند ووقتي را براي آن معيّن نكرده است ؛ اگر از روي فراموشي ، يا ناچاري ، يا ندانستن ، آن عمل را انجام دهد كفّاره بر او واجب نيست . ولي چنانچه از روي اختيارآن را بجا آورد براي دفعة اوّل بايد كفّاره بدهد.

(مسأله2655 ) اگر نذر كند كه در هر هفتة روز معيّني مثلاً روز جمعه را روزه بگيرد چنانچه يكي از جمعه ها عيد فطر يا قربان باشد يا در روز جمعه عذر ديگري مانند حيض براي او پيدا شود ، بايد آن روز را روزه نگيرد و قضاي آن را بجا آورد . 

(مسأله 2656 ) اگر نذر كند كه مقدار معيّني صدقه بدهد ، چنانچه پيش از دادن صدقه بميرد ؛ بايد آن را از مال او صدقه بدهند .

(مسأله 2657 ) اگر نذر كند كه به فقير معيّني صدقه بدهد نمي تواند آن را به فقير ديگر بدهد واگر آن فقير بميرد ؛ بنابر احتياط بايد به ورثة او بدهد

(مسأله 2658 ) اگر نذر كند كه به زيارت يكي ازامامان مثلاً به زيارت حضرتِ اَبا عَبْدِاللهِ

(عليه السّلام ) مشرف شود ، چنانچه به زيارت امام ديگر برود كافي نيست واگر به واسطة عذري نتواند آن امام را زيارت كند چيزي بر او واجب نيست .

(مسأله 2659 ) كسي كه نذركرده زيارت برود و غسل زيارت ونماز آن نذر را نكرده ، لازم نيست آن را بجا آورد .

(مسأله 2660) اگر براي حرم يكي از امامان يا امامزادگان چيزي نذر كند بايد آن را به مصارف حرم برساند ا زقبيل فرش وپرده و روشنائي واگر براي امام عليه السّلام يا امامزاده نذر كند مي تواند به خُدّامي كه مشغول خدمت هستند بدهد چنانچه مي تواند به مصارف حرم برساند .

(مسأله 2661 ) اگر براي خود امام عليه السّلام چيزي نذر كند ، چنانچه مصرف معيّني را قصد كرده ، بايد به همان مصرف برساند واگر مصرف معيّني را قصد نكرده ، احتياط واجب آن است كه در صورت امكان آن را به مصرفي برساند كه نسبتي به امام عليه السّلام داشته باشد مانند زوّار فقير يا به مصارف حرم از قبيل تعمير وخدّام حرم يا عزاداري براي آن امام ومانند آن برساند وهمچنين است اگر چيزي براي امامزادة نذر كند واگر اين امر ممكن نشد به فقرا به عنوان صدقه بدهد يا مسجد وامثال آن بسازد وثواب آن را هديه آن امام نمايد .

(مسأله 2662) گوسفندي را كه براي صدقه ؛ يا براي يكي از امامان نذر كرده اند پشم آن ومقداري كه چاق مي شود جزء نذراست واگر پيش از آن كه به مصرف نذر برسد شير بدهد يا بچه بيا ورد بنابر احتياط واجب بايد به مصرف نذر برسانند .

(مسأله 2663 ) هر گاه نذر كند كه اگر مريض او خوب شود ، يا مسافر او بيايد عملي را انجام دهد ، چنانچه معلوم شود كه پيش از نذر كردن مريض خوب شده ؛ يا مسافر آمده است ، عمل كردن به نذر لازم نيست .

(مسأله 2664 ) اگر پدر يا مادر نذر كند كه دختر خود به سيّد شوهر دهد بعد از آن كه به دختر به تكليف رسيد اختيار با خود او است ونذ رآنان اعتبار ندارد .

( مسأله 2665 ) هرگاه با خدا عهد كند كه اگر به حاجت شرعي خود برسد كار خيري را انجام دهد ، بعد از آنكه حاجتش برآورده شد ، بايد آن كار را انجام دهد و نيز اگر بدون آنكه حاجتي داشته باشد ؛ عهد كند كه عمل خيري را انجام دهد ، آن عمل بر او واجب     مي شود .

( مسأله 2666 ) در عهد هم مثل نذر بايد صيغه خوانده شود ، و نيز كاري را كه عهد       مي كند انجام دهد ، بايد انجام آن ، بهتر از تركش باشد .

( مسأله 2667 ) اگر به عهد خود عمل نكند ، بايد كفّاره بدهد يعني شصت فقير را سير كند يا دو ماه ، روزه بگيرد ، يا يك بنده آزاد كند .

 

اَحكام قَسَم خوردن

 

( مسأله 2668 ) اگر قَسَم بخورد كه كاري را انجام دهد يا ترك كند مثلاً  قَسَم بخورد كه روزه بگيرد يا دود استعمال نكند ، چنانچه عمداً مخالفت كند ؛ بايد كفّاره بدهد ، يعني يك بنده آزاد كند ، يا دو فقير را سير كند ، يا آنان را بپوشاند و اگر اينها را نتواند بايد سه روز روزه بگيرد .

( مسأله 2669 ) قَسَم چند شرط دارد :

اوّل : كسي كه قَسَم مي خورد بايد بالغ و عاقل باشد و اگر مي خواهد راجع به مال خودش قَسَم بخورد بايد در حال بالغ شدن سفيه نباشد و حاكم شرع او را از تصّرف در اموالش منع نكرده باشد و از روي قصد و اختيار قَسَم بخورد پس قَسَم خوردن بچّه و ديوانه و مست و كسي كه مجبورش كرده اند ، درست نيست و همچنين است اگر در حال عصباني بودن بي قصد قَسَم بخورد .

دوّم : كاري را كه قَسَم مي خورد انجام دهد ، بايد حرام و مكروه نباشد و كاري را كه قَسَم مي خورد ترك كند ، بايد واجب و مستحبّ نباشد و اگر قَسَم بخورد كه كار مباحي را بجا آورد ، بايد ترك آن را نظر مردم بهتر از انجامش نباشد و نيز اگر قَسَم بخورد كار مباحي را ترك كند بايد انجام آن در نظر مردم بهتر از تركش نباشد .

سوّم : به يكي از اسمهاي خداوند عالم قَسَم بخورد كه به غير ذات مقدّس او گفته        نمي شود مانند « خدا » و « اَلله » و نيز اگر به اسمي قَسَم بخورد كه به غير خدا هم مي گويند ولي به قدري به خدا گفته مي شود كه هر وقت كسي آن اسم را بگويد ؛ ذات مقدّس حقّ در نظر مي آيد ، مثل آنكه به خالق و رازق قَسَم بخورد صحيح است بلكه اگر به لفظي قَسَم بخورد كه بدون قرينه ، خدا به نظر نم آيد ولي او قصد خدا را كند بنابر احتياط بايد به آن قَسَم نمايد .

 چهارم : قَسَم را به زبان بياورد و اگر بنويسد يا در قلبش آن را قصد كند صحيح نيست ولي آدم لال اگر با اشاره قَسَم بخورد است .

پنجم : عمل كردن به قَسَم براي او ممكن باشد و اگر موقعي كه قَسَم مي خورد ممكن باشد و بعد تا آخر وقتي كه براي قَسَم معيّن كرده عاجز شود يا برايش مشقّت داشته باشد قَسَم او از وقتي كه عاجز شده بهم مس خورد .

( مسأله 2670 ) اگر پدر از قَسَم خوردن فرزند جلوگيري كند ؛ يا شوهر از قَسَم خوردن زن جلوگيري نمايد ، قَسَم آنان صحيح نيست .

( مسأله 2671 ) اگر فرزند بدون اجازة پدر و زن بدون اجازة شوهر قَسَم بخورد پدر و شوهر مي توانند قَسَم را بهم بزنند .

( مسأله 2672 ) اگر انسان از روي فراموشي ، يا ناچاري به قَسَم عمل نكند ، كفّاره بر او واجب نيست ، و همچنين است اگر مجبورش كنند كه به قَسَم عمل ننمايد . و قسمي كه آدم وسواسي مي خورد ، مثل اينكه مي گويد وَالله الان مشغول نماز مي شوم و به واسطة وسواس مشغول نمي شود ، اگر وسواس او طوري باشد كه بي اختيار به قَسَم عمل نكند كفّاره ندارد .

( مسأله 2673 ) كسي كه قَسَم مي خورد اگر حرف او راست باشد قَسَم خوردن او مكروه

است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ مي باشد ، ولي اگر براي اينكه خودش يا مسلمان ديگري را از شرّ ظالمي نجات دهد ، قَسَم دروغ بخورد اشكال ندارد بلكه گاهي واجب مي شود و اين جور قَسَم خوردن غير از قَسَمي است كه در مسائل پيش گفته شد .

                           

اهميّت وقف در اسلام

 

وقف كه در بسياري از روايات اسلامي از ان به « صدقه جاريه » تعبير شده است داراي ثواب و فضيلت هاي فراواني است .

حضرت صادق ( عليه السّلام ) فرمودند : « هنگامي كه انسان مي ميرد ، پروندة عمل او بسته مي شود مگر اينكه يكي از اين سه چيز از او باقي باشد كه در اين صورت پروندة اعمال او مفتوح و تا هنگامي كه يكي از اين سه چيز وجود دارد اجر و ثواب در آن پرونده ثبت مي گردد :

1- صدقة جاريه ( هر چيزي كه مصدور و منبع عايدات و درآمدهايي است كه در راه خير   صرف مي شود ) .

2- سنّت و  رسم نيكي كه در زمان حيات خود به تأسيس آن اقدام و پس از مرگ همچنان

مورد عمل است .

3-فرزند صالحي كه پس ازمرگ پدر و مادرش به ياد آنها است و براي آنان دعا مي كند » .حضرتش در حديث ديگر فرمودند : « شش چيز است كه پس از مرگ آثار نيك آنها به انسان مُلحق مي شود :

1-  فرزندي كه براي انسان استغفار مي كند .

2-   كتاب علمي كه از او به يادگار مانده است .

3-   درختي كه انسان آن را نشانده است .

4-   چاه آبي كه بوجود اورده است .

5-   صدقة جاريه

6-  رسم و رَوِش نيكي كه انسان آن را بوجود آورده و پس از مرگ او مورد عمل قرار گرفته است ».

و نيز آن حضرت فرمودند : « بهترين چيزي كه از انسان مي ماند ، سه چيز است :

1-  فرزند شايسته اي كه براي او از خداوند طلب مغفرت مي كند .

2-   سنّت و رويّة نيكي كه ديگران از آن پيروي كنند .

3-   صدقه جاريه ( كه همان وقف است ) .

4- بطور كلّي نظر اسلام اين است كه مسلمانان علاوه بر اينكه بايد وجودشان در زندگي منشأ خير و بركت  باشد بكوشند كه پس از مرگ خود نيز آثار نيكي كه در يكي از ابعاد زندگي انسانها بدرد مي خورد و موجب رفاه و سعادت زندگي آنها مي گردد به يادگار بگذارند كه اين موضوع در حساب خداوند بسيار پر ارزش است و به حساب خواهد آمد

5- كه فرمود : وَ تكْتُبُ ما قَدّموُا وَ آثارَ هُمْ و كُلُّ شَيْ ءٍ اَحْصَيْناهُ في اِمامٍ مُبينٍ ( سوره يس آية 12 ) . يعني آنچه را كه انسانها در حال حيات خود انجام دادند و هم چنين آثاري را كه از آنها مانده است همه را مي نويسيم و هر چيزي در كتاب روشن الهي ثبت و ضبط است .

 

اَحكام وَقْف

 

( مسأله 2674 ) اگر كسي چيزي را وَقْف كند ، از ملك او خارج مي شود و خود او و ديگران نمي توانند آن را ببخشند ، يا بفروشند و كسي هم از ان ملك ارث نمي برد ولي در بعضي از موارد كه در مسألة 2090 و 2091 گفته شد ، فروختن آن اشكال ندارد

( مسأله 2675 ) لازم نيست صيغة وقف را به عربي بخوانند ، بلكه اگر مثلاً بگويد خانة خود را وقف كردم وقف صحيح است و محتاج به قبول هم نيست حتّي در وقف خاص .

(مسأله 2676 ) اگر ملكي را براي وقف معيّن كند و پيش از خواندن صيغة وقف پشيمان شود ؛ يا بميرد ؛ وقف درست نيست .

( مسأله 2677 ) كسي كه مالي را وقف مي كند ؛ بايد بنابر احتياط واجب از موقع خواندن صيغه ، مال را براي هميشه وقف كند و اگر مثلاً بگويد اين مال بعد از مردن من وقف باشد ، چون از موقع خواندن صيغه تا مردنش وقف نبوده اشكال دارد . و نيز اگر بگويد تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد ، يا بگويد تا ده سال وقف باشد ، بعد پنج مال وقف نباشد و دوباره وقف باشد ؛ وقف بودنش اشكال دارد .

( مسأله 2678 ) وقف در صورتي صحيح است كه مال وقف را به تصّرف كسي كه براي او وقف شده يا وكيل ، يا وليّ او بدهند ولي اگر چيزي را بر اولاد صغير خود وقف كند و به قصد اينكه آن چيز ملك آنان شود ، از طرف آنان نگهداري نمايد وقف صحيح است .

( مسأله 2679 ) اگر مسجد را وقف كنند ، بعد از آنكه واقف به قصد واگذار كردن اجازه دهد كه در آن مسجد نماز بخوانند همين كه يك نفر در آن مسجد نماز خواند ، وقف درست مي شود .

( مسأله 2680 ) وقف كننده بايد مكلّف و عاقل و با قصد و اختيار باشد و شرعاً بتواند در مال خود تصّرف كند ، بنابر اين سفيهي كه در حال بالغ بودن سفيه بوده يا حاكم شرع او را از تصّرف در اموالش جلوگيري كرده ، چون حقّ ندارد در مال خود تصّرف نمايد ، اگر چيزي را وقف كند صحيح نيست .

( مسأله 2681 ) اگر مالي را براي كساني كه به دنيا نيامده اند وقف كند درست نيست ولي وقفبراي اشخاص كه بعضي از آنهابه دنيا آمده اند صحيح و آنها كه به دنيا نيامده اند بعد از آمدن به دنيا با ديگران شريك مي شوند    

( مسأله 2682 ) اگر چيزي را بر خودش وقف كند ، مثل آنكه دُكّاني را وقف كند كه عايدي آن را بعد از مرگ او خرج مَقْبَرَه اش نمايند صحيح نيست . ولي اگر مثلاً مالي را بر فقرا وقف كند و خودش فقير شود ، مي تواند از منافع وقف استفاده نمايد .

( مسأله 2683 ) اگر براي چيزي كه وقف كرده متولّي معيّن كند ، بايد مطابق قار داد او رفتار نمايند . و اگر معيّن نكند ، چنانچه بر افراد مخصوصي مثلاً بر اولاد خود وقف كرده باشد راجع به چيزهائي كه مربوط به مصلحت وقف است كه در نفع بردن طبقات بعد نيز دخالت دارد اختيار با حاكم شرع است و راجع به چيزهائي كه مربوط به نفع بردن طبقة موجود است اگر آنها بالغ باشند ، اختيار با خود آنان است و اگر بالغ نباشند ، اختيار با وليّ ايشان است و براي استفادة از وقف اجازة حاكم شرع لازم نيست .

( مسأله 2684 ) اگر ملكي را مثلاً بر فقرا يا سادات وقف كند يا وقف كند كه منافع آن به مصرف خيرات برسد ، در صورتي كه براي آن ملك متولّي معيّن نكرده باشد اختيار آن با حاكم شرع است .

( مسأله 2685 ) اگر ملكي را بر افراد مخصوصي مثلاً بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقه اي بعد از طبقة ديگر از آن استفاده كنند ، چنانچه متولّي ملك آن را اجاره دهد و بميرد در صورتي كه مراعات مصلحت وقف يامصلحت طبقة بعد را كرده باشد اجاره باطل نمي شود . ولي اگر متولّي نداشته باشد و يك طبقه از كساني كه ملك بر آنها وقف شده آن را اجاره دهند و در بين مدّت اجاره بميرد در صورتي كه طبقته بعد اجازه نكنند ، اجاره باطل مي شود و در صورتي كه مستأجر مال الاجارة تمام مدّت را داده باشد مال الاجارة از زمان مردنشان تا آخر مدّت اجاره را از مال آنان مي گيرد 

( مسأله 2686 ) اگر ملك وقف خراب شود ، از وقف بودن بيرون نمي رود .

( مسأله 2687 ) ملكي كه مقداري از آن وقف است و مقداري از آن وقف نيست اگر تقسيم نشده باشد ؛ حاكم شرع يا متولّي وقف مي تواند با نظر خبره سهم وقف را جدا كند .

( مسأله 2688 ) اگر متولّي وقف خيانت كند و عايدات آن را به مصرفي كه معيّن شده نرساند چنانچه براي عموم وقف شده باشد در صورت امكان حاكم شرع بايد بجاي او متولّي اميني معيّن نمايد .

( مسأله 2689 ) فرشي را كه براي حسينيه وقف كرده اند  ، نمي شود براي نماز به مسجد ببرند ، اگر چه آن مسجد نزديك حسينيه باشد .



قبل فهرست بعد