قبل فهرست بعد


يعني : شما مسلمانان به جهت اينكه به وظيفة امر به معروف و نهي از منكر قيام مي كنيد و ايمان به خداوند داريد ، بهترين امّت هاي جهان مي باشيد .

حضرت پيغمبر اكرم ( صلّي الله عليه و آله ) مي فرمودند : « تا هنگامي كه امّت من امر به معروف و نهي از منكر مي كنند و به يكديگر در كارهاي نيك كمك مي نمايند در خير و صلاح و خوبي خواهند زيست ، ولي همينكه اين وظيفه هاي مهمّ را ترك كنند ، بركت از زندگي آنها رخت برمي بندد و بعضي بر بعض ديگر ( بدان بر نيكان ) مسلّط مي شوند و ديگر يار و ياوري در آسمان و زمين پيدا نمي كنند . »

و نيز فرمودند : « هنگامي كه امّتِ من انجام وظيفة امر به معروف ونهي از منكر را به يكديگر حواله كنند ( يعني هر يك از اداي اين وظيفة مهمّ شانه خالي كرده بگويد كه اين وظيفه را ديگري بايد انجام بدهد ) بايد منتظر حوادث ناگوار و عذاب الهي باشند » .

و نيز حضرتش فرممودند : « خداوند مؤمن ضعيفي را كه دين ندارد ، دشمن مي دارد .» از آن حضرت پرسيدند : « مِؤمن ضعيفي كه دين ندارد ، كيست ؟ » در پاسخ فرمودند : « كسي است كه نهي از منكر نم يكند » .

حضرت اميرمِؤمنان ( عليه السّلام ) دريكي ازخطبه هايي كه خواندند فرمود : « علّت هلاكت ملّت هاي پيشين و نزول عقوبت هاي خداوند برآنها ، اين بودكه به انجام معصيت ها اقدام مي كردند و علما و متديّنين آنها ، نهي از منكر نمي نمودند . بنابر اين شما ملّت مسلمان از اين جريانها عبرت بگيريد و يكديگر را به انجام كارهاي نيك وادار كنيد و جلو انجام منكرات را بگيريد

حضرت صادق ( عليه السّلام )  فرمودند : مردي از قبيلة ختعم به محضر حضرت رسول( صلّي الله عليه وآله ) شرفيات گرديد و پرسيد : «با فضيلت ترين اعمال در اسلام كدام است ؟ »

حضرتش پاسخ داد كه : « ايمان به خداوتد متعال » .

پرسيد : « بعد از آن چه عملي بافضيلت تر است ؟ »

فرمود : « صِلَة ارحام » ( ارتباط با خويشاوندان )

سؤال كرد : « از آن پس چه عملي افضل است ؟ »

فرمود : « امر به معروف ونهي از منكر »

سپس پرسيد : « كدام عمل در پيشگاه خداوند مبغوض ترين اعمال است ؟ »

حضرتش در پاسخ فرمود : « براي خداوند شريك قرار دادن » .

سؤال كرد : « بعد از آن كدام عمل مبغوض تر است ؟ »

فرمود : « امر به معروف و نهي از منكر »

حضرت امير مؤمنان ( عليه السّلام ) مردم را در رابطه با نجام اين با انجام اين دو وظيفه بر چهار دسته تقسيم نموده فرمودند :

1-  برخي از افراد منكَر را با دست و زبان و دل خود انكار مي كنند .

اين قبيل افراد خصلت هاي خير و نيكو را بسرحدّ كمال رسانيده اند .

2- بعضي از اشخاص منكر را با زبان و دل خود انكار مي كنند ولي در عمل براي جلوگيري از آن به فعاليّت نمي پردازند .

اين نوع اشخاص دو خصلت از خصلت  هاي خير را انجام داده ، ولي يكي از آنها را ( كه فعاليّت عملي براي جلوگيري از منكر است ) ضايع گذشته اند .

3- بعضي از افراد فقدر دل خود از منكرات بيزارند ، ولي با زبان و دست خود براي جلوگيري از منكر اقدام نمي كنند .

اين قبيل افراد دو خصلت شرافتمند را ضايع گذاشته و تنها به يك خصلت اكتفا مي كنند .

4- دسته اي از افراد بطوركلّي دربرابر منكرات و معاصي كه مي بينند بي تفاوت مي باشند ،        

  نه با دل و نه با زبان و نه با دست خود به جلوگيري از منكر نمي پردازند ، اينها هر چند در ظاهر به نام انسانهاي زنده نَفَسْ مي كشند ، ولي در حقيقت مردگاني هستند .

بعد از آن فرمود : « تمام اعمال نيك ، حتّي جهاد در راه خدا در مقايسه با امر به معروف ونهي از منكر ، مانند قطره اي در برابر درياي خروشان مي باشند » . ( در اين مورد بايد

بدانيم كه رجحان وفضيلت امر به معروف و نهي از منكر حتّي از جهاد ، از اين نظر است كه ريشة واساس جهاد نيز امر به معروف ويهي از منكر است زيرا اگر حركت امر به معروف ونهي از منكر درميان ملّت اسلامي خاموش شود جهاد كه اساس عزّت وعظمت اسلا م است نيز تعطيل خواهد شد ) .

بعد از آن افزودند كه : « با فضيلت ترين امر به معروف ونهي  از منكر آن است كه يك فرد با ايمان رويا روي سلطان جبّار وستمگر با كمال شهامت بايستد واين وظيفه را به انجام برساند » .

حضرت باقر (عليه السّلام ) فرمودند : «امر به معروف ونهي از منكر ، راه پيغمبران وصالحان روي زمين است ، اين فريضه ، فريضة بزرگي اسن كه فرائض ديگر تنها در ساية آن برپا مي گردند ، تنها اين فريضه است كه امنيّت بخش راهها و رَوِشهاي زندگش است ، حِلِيپت كسبها و كارها و اداي حقوق فردي و اجتماعي در پرتو آن صورت مي گيرد و در ساية اين فريضه ، زمين ها آباد مي شود و از دشمنان اسلام انتقام گرفته مي شود و از رشد لآنها جلوگيري به عمل مي آيد و در راستاي اين فريضة الهي تمام كارها براساس عدل انجام و روبراه مي شود و تا اين چراغ در جامعْ اسلامي روشن است ظلمي د رهيچ بُعدي نمي تواند عَرْضِ اندام كند » .

 

معناي معروف و منكر

 

« معروف » يعني كار نيكي كه عقل خوبي آن ر ادرك مي كند و يا شرع مقدّس ما را ب هخوب بودن آن راهنمايي كرده است و « منكر » يعني كار بد و ناپسند كه عقل بد بودن آن را درك مي كند و يا شارع اقدس ما را از ناپسند بودن آن آگاه نموده است .

بنابراين هر دو ( معروف و منكر ) داراي مفهوم گسترده اي مي باشند بطوري كه در صحنة زندگي انسانها ، كليّة آنچه كه نيك و مستحسن است اعم از امور فرهنگي ، اعتقادي ، اقتصادي ، عبادي ، اخلاقي ، سياسي ، جسمي ، رواني ، فردي و اجتماعي ، مشمول معروف و كليّة آنچه كه ناپسند و داراي عواقب و آثار نامطلوب است ، چه فرهنگي و چه اقتصادي ، چه سياسي ، چه رواني ، و چه جسمي و چه فردي و چه اجتماعي همه و همه ، مشمول منكر مي باشند .

 

 

 

امر و نهي دراي مراتبي است

 

امر به معروف به معناي وادار ساختن افراد به هر وسيله اي كه باشد ، گفتار يا عمل ( به اشكالي كه از موازين اسلام بدست مي آيد ) به كارهاي نيك اعمّ از اينكه آن معروف در حال فعلي انجام بگيرد يا فعلاً مقدّماتي را فراهم نمايند و زمينه هايي را بوجود بياورند كه موجب تحقّق معروف در آينده شود ، بطوريكه اگر اين مقدّمات امروز انجام نمي شود ، در آينده آن معروف بوجود نمي آيد .

و نهي از منكر يعني جلوگيري از كارهاي بد به هر شكلي كه بايد اعمّ از اينكه جلو ادامة آن منكري كه هم اكنون واقع شده است را بگيرد و مانع ادامة آن گردند يا جلو آن منكري كه فعلاً در شُرُف وقوع است گرفته شود يا زمينه اي بوجود بياورد و مقدّماتي را ترتيب بدهند كه مانع وجود منكر در آينده شود بطريكه اين مقدّمات اگر فعلاً انجام نم گرفت و اين زمينه سازيها نبود آن منكر در آينده تحقق پيدا مي كرد .

 

گستردگي امر به معروف و نهي از منكر

 

بنابر توضيحي كه دربارة معناي معروف و منكر داده شد و همچنين توضيحي كه در رابطه با معناي امر به معروف ونهي از منكر داديم ، وسعت و گستردگي اين دو فريضة الهي روشن مي شود ، يعني : آموزش بي سوادان و نادانان ، آگاه كردن غافلان ، راهنمايي گمراهان ، پاكسازي و تهذيب اخلاق انسانها ، موعظه ، ارشاد ، پند و تذكّر ، تأسيس مدارس اسلامي ، ساختن و تعمير مساجد و مراكز تعليم و ترتيب با برنامه هاي منظّم ديني ، ايجاد محيط مساعد و جَوّ خوب اقدام به ترتيب كودكان و نوجوانان تأسيس مراكز اداره و تبيت سالم براي كارهاي يتيمان ، تأليف كتابهاي سودمند در سطوح مختلف ، نوشتن مقالات مفيد و چاپ و نشر آنها ، بيدار ساختن ملّت ها و توضيح نقشه ها و ترفندهاي استعمار براي آنها و راهنمايي آنها ب راههاي نجات از اين دامها ، تشكيل سمينارها و كنفرانسها ي مفيد و آگاهي بخش ، آماده كردن علمي و عملي نيروها براي تبليغ و نشر معارف اسلامي ، صرف اموال و اوقات و تحمّل رنجها و زيانها و در راه اهداف مذكوره ، همه و همه از شاخه هاي امر به معروف است ( هر چند در بعضي از اين موارد وجوب و در برخي مستحبّ است ) .

چنانچه منع و جلوگيري از تأسيس مراكز فحشاء و فساد از هر راه ممكن و تخريب و بهم زدن آن مراكز پس از تشكيل شدن ، جلوگيري از بوجود آمدن جَوّ ومحيط ناسالم ، پاسخ صحيح به مكتب هاي باطل وبي اساس وهمچنين پاسخ به تبليغات وسيعي كه استعمار براي جلوگيري از نشر اسلام بوجود مي آورد ، ردّ كتابها ومقالات گمراه كننده ومنع از انتشار آنها و رو در رويي با جبّاران وطاغوتها در هر عصر وزمان ومبارزه براي جلوگيري از نفوذ ظلم وستم آنها ومجهّز ساختن نيروهاي مادّي ومعنوي در راه نابود ساختن هرگونه عوامل استعمار واستثمار وجلوگيري از گسترش آنها وتأسيس مراكز آموزشي واجتماعي اسلامي به منظور جلوگيري از توجّه انسانها به مراكز آموزشي واجتماعي دشمنان اسلام همه وهمه از شاخه هاي نهي از منكر است ( هر چند در برخي از اين موارد وجوب و در بعضي استحباب حكمفرما است ) .

اكنون مطالبي را كه ذكر شد با ذكر مثالي توضيح مي دهيم :

وادار ساختن افراد به قرائت قرآن 2 مرحله دارد :

1- افراد را فعلاً وادار به قرائت قرآن نماييم .

2- مقدّماتي ترتيب بدهيم و مسائلي بوجود بياوريم كه همه را با سواد كنيم تا قرآن را

قرائت كنند .

معلوم است كه در مرحلة اوّل فقط با سوادهاي فعلي قرآن خواهند خواند ، ولي در مرحلة دوّم همة افراد جامعة اسلامي قرائت قرآن خواهند كرد .

منظور ما اين نيست كه امر به معروف با معناي وسيعي كه ( براي امر وهمچنين معروف ) گفته شد در كليّة معروف ها شامل هر دو مرحله است ونبايد آن را در مرحلة اوّل محصور بدانيم .

دربارة نهي از منكر نيز همين دو مرحله وجود دارد :

1-  جلو افرادي كه فعلاً اشتغال به انجام منكري دارند را بگيريم .

2-  مقدّماتي ترتيب بدهيم و وسائل وتجهيزاتي بوجود بياوريم كه اصلاً زمينه وامكاني براي انجام منكربوجود نيايد .

روشن است كه هر دو مرحله بايد مورد نظر باشد وهرگز محصور در مرحلة اوّل نبايد باشد واظهر آن است كه هر يك از اين دو فريضة امر به معروف ونهي از منكر نسبت به مرحلة اوّل واجب كفايي است كه در صورت اقدام عدّه اي كه با قيام آنها آن معروف انجام مي گيرد وآن منكر رايج ترك مي شود از بقيّه افراد ساقط مي شود و امّا نسبت به مرحلة دوّم با آن گستردگي كه ذكر گرديد ، واجب عيني است وبر همة افراد  لازم است كه در محدودة قدرت و امكانات خود در اين راه گام بردارند وبه وظيفة خود عمل نمايند

آثار وعواقبي كه در احاديث اهلبيت عصمت ( عليهم السّلام ) براي امر به معروف ونهي از منكر ذكر شده است ، از قبيل اينكه اين فريضة امنيّت بخش راها و روشهاي زندگي وموجب حلال شدن همة كسبها وكارها و اداي حقوق فردي واجتماعي وآباد شدن زمينها وجلوگيري از رشد قدرت دشمنان اسلام وانجام يافتن كليّه كارها بر اساس عدل ورو براه شده همة كارها بر اساس موازين اسلامي است ؛ بهترين گواه است كه فريضة امر به معروف ونهي از منكر با همان گستردگي  كه ذكر گرديد ، مورد نظر حضرت رسول اكرم    ( صلّي الله عليه واله ) وائمه اطهار (عليهم السّلام ) است ونبايد آنرا در قالب محدودي محصور نمود ، از خداوند متعال توفيق عمل به اين وظيفه را مسألت مي نماييم .

 

امر به معروف ونهي از منكَر

 

( مسأله 2784 )امر به معروف و نهي از منكر با شرائطي كه ذكر خواهد شد واجب است ، و ترك آن معصيت است ، و در مستحبّات و مكروهات امر و نهي ، مستحبّ است .

( مسأله 2785 ) امر به معروف و نهي از منكر واجب كفائي مي باشد و در صورتي كه بعضي از مكلًّفين قيام به آن بكنند از ديگران ساقط است ، و اگر اقامة معروف و جلوگيري از منكر موقوف بر اجتماع جمعي از مكلَّ باشد ، واجب است اجتماع كنند .

( مسأله 2786 ) اگر بعضي امر ئ نهي كنند و مؤثر نشود و بعض ديگر احتمال بدهند كه امر آنها يا نهي آنها مؤثر است  واجب است امر و نهي كنند .

( مسأله 2787 ) بيان مسأله شرعيّه كفايت نمي كند در امر به معروف و نهي از منكر  بلكه بايد مكلّف امر و نهي كند .

( مسأله 2788 ) در امر به معروف و نهي از منكر قصد قربت معتبر نيست ، بلكه مقصود اقامة واجب و جلوگيري از حرام است .

 

 

 

شرايط امر به معروف ونهي از منكر

 

( مسأله 2789 ) چند چيز شرط است در واجب بودن امر به معروف و نهي از منكر :

اوّل : آنكه كسي كه مي خواهد امر و نهي كند ، بداند كه آنچه شخص مكلّف بجا نمي آورد واجب است بجا آورد ، و آنچه بجا مي آورد بايد ترك كند و بر كسي كه معروف و منكر را نمي داند واجب نيست .

دوّم : آنكه احتمال بدهد امر و نهي او تأثير مي كند ، پس اگر بداند اثر نمي كند واجب نيست .

سوّم : آنكه بداند شخص معصيت خود را تكرار كند ، پس اگر بداند يا گمان كند يا احنمال صحيح بدهد كه تكرار نمي كند ، واجب نيست .

چهارم : آنكه در امر و نهي مفسده اي نباشد ، پس اگر بداند يا گمان كند كه اگر امر يا نهي كند ، ضرر جاني يا عشرضي و آبروئي يا مالي قابل توجّه به او مي رسد واجب نيست ، بلكه اگر احتمال صحيح بدهد كه از آن ترس ضررهاي مذكور را پيدا كند واجب نيست ، بلكه اگر بترسد كه ضرري متوجّه متعلِّقان او مي شود واجب نيست ، بلكه با احتمال وقوع   ضرر جاني يا عِرضي و آبروئي يا مالي موجب حَرَج بر بعضي مؤمنين ، واجب نمي شود بلكه در بسياري از موارد حرام است .

( مسأله 2790 ) اگر معروف يا منكر از اموري باشد كه شارع مقدس به آن اهميّت زياد مي دهد مثل اصول دين يامذهب و حفظ قرآن مجيد وحفظ عقايد مسلمانان يا احكام ضروريّه ، بايد ملاحظه اهميّت شود ، و مجردّ ضرر ، موجب واجب نبودن نمي شود ، پس اگر توقّف داشته باشد ، حفظ عقائد مسلمانان يا حفظ احكام ضروريّه اسلام بر بذل جان و مال ، واجب است بذل آن

( مسأله 2791 ) اگر بدعتي در اسلام واقع شود ، مثل منكراتي كه دولتهاي جائر انجام

مي دهند به اسم دين مبين  اسلام ، واجب است خصوصاً بر علماء اسلام اظهار حق وانكار باطل ، واگر سكوت علماء اعلام موجب هتك مقام علم وموجب اسائة ظنّ به علماء اسلام شود واجب است اظهار حق به هر نحوي كه ممكن است اگر چه بدانند تأثير نمي كند .

(مسأله 2792 ) اگر احتمال صحيح داده شود كه سكوت موجب آن مي شود منكري معروف شود يا معروفي منكر شود بر علماء اعلام اظهار حق واعلام آن ، وجايز نيست سكوت .

(مسأله2793 ) اگر سكوت علماء اعلام موجب تقويت ظالم شود يا موجب تأييد او گردد يا موجب جرأت او شود بر ساير محرّمات ، واجب است اظهار حق وانكار با طل ، اگر چه تأثير فعلي نداشته باشد .

(مسأله 2794 ) اگر سكوت علماء اعلام باشد كه مردم به آنها بدگمان شوند وآنها را متهم كنند به سازش با دستگاه ظلم ، واجب است اظهار حق وانكار باطل ، اگر چه بدانند جلوگيري از محرّم نمي شود واظهار آنها اثري براي رفع ظلم ندارد .

 

مراتب امربه معروف ونهي ازمنكر

 

(مسأله 2795 ) براي امر به معروف ونهي از منكر مراتبي است ، وجايز نيست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبة پائين، به مراتب ديگر عمل شود .

(مسأله 2796 ) مرتبة اوّل آنكه با شخص معصيت كار طوري عمل شود كه بفهمد براي ارتكاب او به معصيت اين نحو عمل با او شده است ، مثل اينكه از او رو برگرداند ، يا با

چهرة عبوس با او ملاقات كند ، يا ترك مراوده با او كند واز او اعراض كند به نحوي كه معلوم شود اين امور براي آن است كه او ترك معصيت كند .

(مسأله 2797 ) اگر در اين مرتبه درجاتي باشد لازم است با احتمال تأثير درجه خفيف تر ، به همان اكتفا كند . مثلاًاگراحتمال ميدهد كه با تكلّم با او ، مقصود حاصل مي شود ، به همان اكتفا كند وبه درجة بالاتر ، عمل نكند ،خصوصاً اگر طرف شخصي است كه اين نحو عمل موجب هتك او مي شود .

(مسأله 2798 ) اگر اعراض نمودن وترك معاشرت با معصيت كار موجب تخفيف معصيت مي شود با احتمال بدهد كه موجب تخفيف مي شود ، واجب است اگر چه بداند موجب ترك  بكلّي نمي شود ، واين امر در صورتي است كه با مراتب ديگر ، نتواند از معصيت جلوگيري كند .

(مسأله 2799 ) اگر علماء اعلام احتمال بدهند كه اعراض از ظلمه وسلاطين جور ، موجب تخفيف ظلم آنها مي شود ، واجب است اعراض كنند از آنها وبه ملت مسلمان بفهمانند اعراض خود را .

(مسأله2800 ) مرتبة دوّم از امر به معروف ونهي از منكر ، امر ونهي به زبان است ، پس با احتمال تأثير وحصول ساير شرايط گذشته ، واجب است اهل معصيت را نهي كنند ، وتارك واجب را امر كنند به آوردن واجب .

(مسأله 2801 ) اگر احتمال بدهد كه با موعظه ونصيحت ، معصيت كار ترك مي كند معصيت را ، لازم است اكتفا به آن ، ونبايد از آن تجاوز كند .

(مسأله 2802 ) اگر مي داند كه نصيحت تأثير ندارد ، واجب است با احتمال تأثير امر ونهي الزامي كند ، اگر تأثير نمي كند مگر با تشديد در گفتار وتهديد بر مخالفت ، لازم است لكن بايد از دروغ ومعصيت ديگر احتراز شود .

(مسأله 2803 ) جايز نيست براي جلوگيري از معصيت ، ارتكاب معصيت مثل فحش ودروغ واهانت ، مگر آنكه معصيت ، از چيزهائي باشد كه مورد اهتمام شارع مقدّس باشد وراضي نباشد به آن به هيچ وجه، قتل نفس محترمه ، در اين صورت بايد جلوگيري كند به هر نحو ممكن است .

(مسأله 2804 ) اگر عاصي ترك معصيت نمي كند مگر به جمع مابين مرتبة اوّلي وثانيه از انكار ، واجب است جمع به اينكه هم از او اعراض كند ، وترك معاشرت نمايد وبا چهرة عبوس با او ملاقات كند ، وهم او را امر به معروف كند لفظاً ونهي كند لفظاً .

(مسأله2805 ) مرتبة سوّم توّسل به زور وجبر است ، پس اگر بداند يا اطمينان داشته باشد كه ترك منكر نمي كند يا واجب را بجا نمي آورد مگر با اعمال زور وجبر ، واجب است لكن بايد تجاوز از قدر لازم نكند .

(مسأله 2806 ) اگر ممكن شود جلوگيري از معصيت ، به اينكه بين شخص و معصيت حائل شود وبا اين نحو مانع از معصيت شود ، لازم است اقتصار به آن اگر محذور آن كمتر از چيزهاي ديگر باشد .

(مسأله 2807 ) اگر جلوگيري از معصيت توقّف داشته باشد بر اينكه دست معصيت كار را بگيرد يا اورا از محلّ معصيت بيرون كند يا در آلتي كه به آن معصيت مي كند تصرّف كند جايز است ، بلكه واجب است عمل كند .

(مسأله 2808 ) جايز نيست اموال محترمة معصيت كار را تلف كند ، مگر آنكه لازمة جلوگيري از معصيت باشد ، در اين صورت اگر تلف كند ضامن نيست ظاهراً، ودر غير اين صورت ، ضامن ومعصيت كار است .

 (مسأله 2809 ) اگر جلوگيري از معصيت توقّف داشته باشد بر حبس نمودن معصيت كار ، در محلّي يا مانع نمودن ازآنكه به محلّي وارد شود ، واجب است ، با مراعات مقدار لازم وتجاوز ننمودن از آن  .

(مسأله 2810 ) اگر توتقّف داشته باشد جلوگيري از معصيت ، بر كتك زدن وسخت گرفتن بر شخص معصيت كار ، ودر مضيقه قرار دادن او جايز است ، لكن لازم است مراعات شود كه زياده روي نشود ، وبهتر آن است كه در اين امر ونظير آن اجازه از مجتهد جامع الشرايط گرفه شود .

(مسأله2811 ) اگر جلوگيري از منكرات واقامة واجبات موقوف باشد بر جرح و قتل ، جائز نيست مگر به اذان جامع الشرايط با حصول وشرائط آن .

(مسأله2812 ) اگر منكر از اموري است كه شارع اقدّس به آن اهتمام مي دهد وراضي نيست به وقوع آن به هيچ وجه ، جايز است دفع آن به هر نحو ممكن باشد ، مثلاً اگر كسي خواست يك شخص را كه جايز القتل نيست بكشد بايد از او جلوگيري كرد ، واگر ممكن نيست دفاع از قتل مظلوم مگر به قتل ظالم ، جائز است بلكه واجب است ، ولازم نيست از مجتهد اذن حاصل نمايد . لكن بايد مراعات شود كه در صورت امكان جلوگيري به نحو ديگري كه به قتل منجر نشود به آن نحو عمل كند ، واگر از حدّ لازم تجاوز كند معصيت كار واحكام متعدي بر او جاري خواهد بود .

 

مسائل دفاع

 



قبل فهرست بعد