قبل فهرست بعد


(مسأله2814 ) اگر مسلمانان بترسند كه اجانب نقشة استيلاء بر بلاد مسلمانان را     كشيده اند چه بدون واسطه يا به واسطة عمال خود از خارج يا داخل ، واجب است دفاع از ممالك اسلامي كنند به هر وسيله اي كه امكان داشته باشد .

(مسأله 2815 ) اگر در داخل ممالك اسلامي نقشه هائي از طرف اجانب كشيده شده باشد كه خوف آن باشد كه تسلّط بر ممالك پيداكنند ، واجب است بر مسلمانان كه با هر وسيله اي كه ممكن است ، نقشة آنان را بهم بزنند ، وجلوگيري از توسعة نفوذ آنها كنند.

(مسأله 2816 ) اگر به واسطة توسعة نفوذ سياسي يا اقتصادي وتجاري اجانب خوف آن باشد كه تسلّط بر بلاد مسلمين پيداكنند ، واجب است بر مسلمانان ، دفاع به هر نحوكه ممكن است ، وقطع ايادي اجانب چه عمّال داخلي باشند يا خارجي .

(مسأله2817 ) اگر در روابط سياسي بين دولتها ي اسلامي ودُوَل اجانب ، خوف آن باشد كه اجانب بر ممالك اسلامي ، تسلّط پيدا كنند اگر چه تسلّط سياسي واقتصادي باشد لازم است بر مسلمانان كه با اين نحو روابط مخالفت كنند ، و دوَل اسلامي را الزام كنند به قطع اين گونه روابط .

( مسأله 2818 ) اگر در روابط تجاري با اجانب خوف آن است كه به بازار مسلمين صدمة اقتصادي وارد شود و موجب اسارت تجاري و اقتصلدي شود ، واجب است قطع اين گونه روابط و حرام است اين نحو تجارت .

( مسأله 2819 ) اگر عقد روابط چه سياسي و چه تجاري بين يكي از دوَل اسلامي و اجانب ، مخالف مصلحت اسلام و مسلمانان باشد ، جايز نيست اين گونه روابط ، و اگر دولتي اقدام به آن نمود ، بر ساير دوَل اسلامي واجب است آن را الزام كنند به قطع روابط به هر نحو ممكن است .

( مسأله 2820 ) اگر بعض رؤساي ممالك اسلامي يا بعض وكلاي مجلس  موجب بسط نفوذ اجانب شود چه نفوذ سياسي يا اقتصادي يا نظامي كه مخالف مصالح اسلام و مسلمانان است ، به واسطة اين خيانت ، از مقامي كه دارد ـ هر مقامي باشد ـ منعزل است.اگر فرض شود كه احراز آن مقام به حق بوه ، و بر مسلمانان لازم است او را مجازات كنند به هر نحو كه ممكن باشد .

( مسأله 2821 ) روابط تجاري و سياسي با بعضي دوَل كه آلت دست دوَل بزرگ جائر هستند از قبيل دولت اسرائيل ، جائز نيست ، و بر مسلمانان لازم است كه به هر نحو ممكن با اين نحو روابط مخالفت كنند ، و بازرگاناني كه با اسرائيل و عمّال اسرائيل روابط تجاري

دارند ، خائن به اسلام و مسلمانان و كمك كار به هدم احكام اسلام هستند ، و بر مسلمانان لازم است با اين خيانت كاران چه دولتها و چه تجّار قطع رابطه كنند ، و آنها را ملزم كنند به توب و ترك روابط با اين نحو دولتها .

 


بِسْمِ اَللهِ‌اَلْرَّحْمنِ‌ الْرَّحيمِ

(مسأله 1 ) در زمان غيبت وليّ عصر (عج ) نماز جمعه واجب تَخييري است ( يعني مُكَلَّفْ مي تواند روز جمعه بجاي نماز ظهر نماز جمعه بخواند ) ولي جمعه اَفْضَلْ است وظهر اَحْوَط واحتياط بيشتر در آن است كه هر دو را بجا آورند .

(مسأله 2 ) كسي كه نماز جمعه را بجا آورد واجب نيست نماز ظهر ر هم بخواند ، ولي احتياط مستحّب آن است كه آن را نيز بجا آورد .

 

شرائط نمازِ جمعه

 

(مسأله3 ) نماز جمعه تنها توسّط مردان مُنعَقد مي شود ، ولي زنان هم مي تواند در آن شركت كنند .

(مسأله4 ) نماز جمعه بايد به جماعت برگزار شود ونمي توان آن را بطورفرادي بجا آورد .

(مسأله5 ) همة شرائطي كه در نماز جمعه معتبر است در نماز جمعه نيز لازم است ، مانند

نبودن حائل ، بالاتر نبودن جاي امام ، فاصله بيش از حد نداشتن و غير اينها .

( مسأله 6 ) همة شرائطي كه در امام جماعت لازم است بايد در امام جمعه هم باشد مانند عقل ، ايمان حلال زادگي و عدالت . ولي امامت كودكان و زنان در نماز جمعه جائز نيست اگر چه در نمازهاي ديگر براي خودشان جائز است .

( مسأله 7 ) بر هر مرد مكلَّف آزاد غير مسافري كه نابينا ، بيمار و پير فرتوت نباشد ، نماز جمعه واجب است اَلْبَتَّه درصورتي كه فاصلة او تا محلّ اقامة جمعه بيش ازدو فرسخ نباشد . بنابراين بر كساني كه فاقِدْ يكي از اين شروط باشند حركت بسوي نماز جمعه بفرض اينكه وجوب تَعْييني هم داشته باشد ، واجب نيست گرچه حضور در آن برايشان هيچ مَشَقَّتي نداشته باشد .

( مسأله 8 ) كمترين فاصله لازم بين دو نماز جمعه ، يك فرسخ است .

( مسأله 9) كمترين عدد لازم براي انعقاد نماز جمعه - 5 نفر –  است كه بايد يكي از آنها امام باشد س نماز جمعه با كمتر از - 5 - نفر  واجب نيست و منعقد نمي شود ولي اگر  - 7 نفر – و بيشتر باشند فضيلت جمعه بيشتر خواهد بود .

( مسأله 10 ) در صورت وجود شرائط لازم ، نماز جمعه بر سَكنة شهراها و شهركها و حاشيه نشينان آنها و روستائيان ، چادر نشينان و بيابان گردهائي كه روش زندگي آنها چنين است واجب است .

( مسأله 11 ) فاقدين شرائط وجوب نماز جمعه اگر اِتّفاقاً در نماز حاضر شوند يا با مَشقّت خود را به آن برسانند نمازشان صحيح است و نماز ظهر بر آنها واجب نيست . همچنين كساني كه با وجودِ باران يا سرماي شديد يا ندشتن پا يا عضو ديگر كه موجب مَشقّت و اِسْقاطِ تكليف نماز جمعه است در نماز جمعه شركت كرده اند ، نمازشان صحيح است . اَمّا اگر ديوانه به نماز جمعه بپردازد نمازش صحيح نيست ولي نماز جمعه پسران نابالغ صحيح است گرچه نمي توانند مُكَمَّل عدد لازم - 5 نفر -  باشند ، همانگونه كه نمي توانند به تنهائي تشكيل نماز جمعه بدهند .

( مسأله 12 ) مسافر مي تواند در نماز جمعه شركت كند و دراين صورت نماز ظهر از او ساقط است . لكِنْ مسافرين به تنهائي ( بدون شركت حاضرين ) نمي توانند نماز جمعه تشكيل دهند و در اين صورت نماز ظهر بر آنها واجب است و نيز مسافر نمي تواند مكمّل عدد لازم – 5 نفر – باشد ، ولي اگر مسافرين قصد اقامة ( ده روز يا بيشتر ) بنمايند ،      مي توانند نماز جمعه تشكيل دهند .

( مسأله 13 ) زنان مي توانند در نماز جمعه شركت كنند و نمازشان صحيح است و مُجْزي ازنماز ظهراست اَمّا به تنهائي ( بدون شركت مردان ) نمي توانند نماز جمعه تشكيل دهند ، چنانچه نمي توانند مكمّل عدد لازم  -5 نفر – باشند ، زيرا نماز جمعه تنها با شركت مردان منعقد مي شود .

( مسأله 14 ) خُنْثي مُشْكله مي تواند در نماز جمعه شركت كند ، ولي نمي تواند مُكَمِّلِ عدد لازم – 5 نفر – يا امام جمعه باشد ، پس اگر غير از او فقط چهار نفر جمع شده باشند ، نماز جمعه برگزار نمي شود و بايد نماز ظهر بخوانند .

 

وقت نماز جمعه

 

( مسأله15 ) وقت نماز جمعه با زَوال خورشيد شروع مي شود و تا وقتي كه ساية شاخِص به اندازة دو قدم مُتَعارَفْ برسد ، امتداد  دارد . ولي احتياط واجب آن است كه از اوائل عرفي زوال ظهر تأخير نياندازند و اگر تأخير افتاد احتياط مستحبّ آن است كه نماز ظهر را بخوانند .

( مسأله 16 ) اگر امام خطبه ها را قبلاً شروع كرده و هنگام روال به پايان برساند و نماز جمعه را شروع كند ، صحيح است .

( مسأله 17 ) جائز نيست امام جمعه خطبه ها را آنقدر طلاني كند كه وقت نماز بگذرد ، وَاِلاّ بايد نماز ظهر را بخواند ، زيرا نماز جمعه در خارج وقت آن قضا ندارد .

( مسأله 18 ) اگر در بين نماز جمعه وقت آن تمام شود در صورتي كه يك رَكْعَتْ آن در وقت واقع شده باشد صحيح است ؛ ولي احتياط مستحبّ آن است كه پس از اِتْمام آن ، نماز ظهر را به جا آورد و اگر يك ركعت آن در وقت واقع باشد باطل است ولي احتياط مستحبّ آن است كه آن را تمام كند و سپس نماز ظهر را بخواند .

( مسأله 19 ) اگر عمداً نماز جمعه را طوري به تأخيربيا ندازند كه تنها براي يك ركعت آن وقت باقي باشد ، احتياط واجب آن است كه نماز ظهر را بجا آورند .

(مسأله 20 ) اگر يقين دارد وقت به اندازه اي است كه مي تواند حَدِّاَقَلْ واجب آن را در تَحَقُّقِ دو خطبه ودو ركعت نماز بجا آورد ، بين نماز جمعه وظهر مُخَيَّرْ است .واگر يقين دارد كه به اين اندازه وقت نيست بايد نماز ظهر را بخواند واگر شك دارد ، نماز جمعه صحيح است ؛ ولي در صورتي كه پس از نماز معلوم شود كه حتّي براي يك ركعت هم وقت باقي نبوده ، بايد نماز ظهر را بجا آورد ، گر چه احتياط مستحبّ آن است كه اگر تنها يك ركعت آن هم در وقت واقع شده ، نماز ظهر را بخواند .

(مسأله21 ) اگر مقدار وقت را مي داند ولي شك دارد كه در اين مقدار مي تواند نماز جمعه را بجا آورد يا نه ؟ جايز است نماز جمعه را شروع كند ، پس اگر وقت براي همه نمازكافي بود نمازش صحيح است ، وَاِلاّ بايد نماز ظهر را بجا آورد ، ولي احتياط مستحبّ آن است كه در اين صورت اساساً نماز ظهر را اختيار كند .

(مسأله22 ) در صورتي كه نماز جمعه با عدد كامل ودر وقت دامنه دار شروع شده ، ولي مأمومي به ركعت اوّل نرسيده باشد ، اگر به ركعت دوّم و لو به ركوع آن ، برسد و اقتداءكند نمازش صحيح است ( به شرط آنكه بداند وقت به اندازه اي هست كه ركعت دوّم او هم در وقت واقع مي شود ) در اين صورت دوّمين ركعت نماز خود را به طور فرادي بجا مي آورد ولي براي كسي كه تَكْبير ركوع ركعت دوّم امام را درك نكرده ، بهتر آن است كه نيّت خود را به ظهر برگرداند ونماز ظهر را بجا آورد .

 


كيفيّت نماز جمعه

 

(مسأله 23 ) نماز جمعه دو ركعت است وكيفيّت آن مانند نماز صبح است . و مستحبّ است كه حمد وسوره با صداي بلند خوانده شود و در ركعت اوّل بعد از حمد ، سوره جمعه و در ركعت دوّم ، سوره منافقون را قرائت نمايند .

( مسأله 24 ) نماز جمعه داراي دو قنوت است ، قنوت اوّل قبل از ركوع ركعت اوّل و قنوت دوّم پس از ركوع ركعت دوّم است .

( مسأله 25 ) نماز جمعه داراي دو خُطْبه است كه مانند اصل نماز واجب بوده و بايد توسّط امام جمعه ايراد شود ، بدون اين دو خطبه نماز جمعه محقق نمي شود .

( مسأله 26 ) واجب است دو خطبه را قبل از نماز جمعه بخواند و اگر اوّل ، نماز جمعه را   بجا آورد ، باطل است و در صورتي كه وقت باقي است بايد پس از ايراد خطبه ها مُجَدَّداً نماز جمعه را بخواند ، ولي اگر نسبت به حكم مسأله جاهل بوده يا اشتباه كرده ، اعادة خطبه ها لازم نيست ، بلكه اعادة نماز هم لازم نيست .

( مسأله 25 ) جائز است دو خطبة نماز جمعه قبل از شرعي ايراد شود بطوري كه پايان خطبه ها با ظهر شرعي مصادف باشد ، ولي احتياط مستحبّ آن است كه آنها را در وقت ظهر بخواند .

( مسأله 28 ) در خطبة اوّل واجب است حَمْدِ الهي ، گرچه به هر لفظي كه حمد الهي محسوب شود جائز است ، ولي احتياط مستحبّ آن است كه به لفظ جَلاله  ( الله) باشد و احتياط واجب آن است كه پس از آن به ثناي الهي بپردازد و سپس به پيغمبر اسلام درود فرستد و واجب است مردم را به تقوي سفارش كند و يك سورة كوچك از قرآن را بخواند . و در خطبة دوّم نيز حمد و ثناي الهي ( به صورتي كه ذكر شد ) و درود بر پيغمبر اسلام واجب است .و احتياط واجب آن است كه در اين خطبه نيز به تقوي سفارش كند و سورة كوچكي از قرآن تلاوت نمايد . و احتياط مستحبّ و مُؤَكَّدْ آن است كه در خطبة دوّم پس از درود بر پيغمبر ( صلّي الله عليه وآله ) به اَئِمَّة معصومين ( عليه السّلام ) نيز درود فرستد و براي مؤمنين استغفار كند .

و بهتر است از خطبه هاي منسوب به امير المؤمنين ( عليه السّلام ) يا آنچه از ائمه معصومين ( عليه السّلام ) وارد شده ، انتخاب كند .

( مسأله 29 ) شايسته است امام خطيب ، بليغ باشد و به تناسب اوضاع و احوال سخن گويد و عبارات فصيح و روان به كار برد ، به حوادثي كه در سراسر عالم بر مسلمين مي گذرد  بخصوص حوادث منطقه خود ، آشنا باشد . مصالح اسلام و مسلمين را تشخيص دهد . چنان شجاع باشد كه در راه خدا از مَلامت و نكوهش احدي بيم به خود راه ندهد ، در اظهارحق و اِبْطال باطل بر حسب شرايط زمان ومكان صراحت داشته باشد ، اموري از قبيل مواظبت در اوقات نماز وعمل به روش صُلَحاو اولياء خد ا را كه موجب تأثير كلام او در مردم است رعايت كند ، كارهاي او با مَواعِظْ و وعد وعيدهايش تطبيق نمايد ، از آنچه كه موجب سَبُكي او و كلامش مي شود حتّي از قبيل پر گوئي ، شوخي و بيهوده گوئي بپرهيزد وهمة امور را تنها براي خداوند رعايت كند وهدفش اِعْراض از دنيا پرستي و رياست طلبي باشد كه سرسلسة همة گناهان است تا كلامش در جان مردم ، مُؤَثِّرْ افتد .

(مسأله30 ) شايسته است امام خطيب در خطبة نماز جمعه مصالح دين و دنياي مسلمين را تَذكّر دهد ومردم را در جريان مسائل زيـانبار و سودمند كشورهاي اسلامي وغير اسلامي قرار دهد ونيازهاي مسلمين را در اَمر معاد ومعاش تذكر دهد و از امور سياسي واقتصادي آنچه را كه در استقلال وكيان مسلمين نقش مُهِمّي دارد گوشزد كند وكيفيّت روابط آنان را با سائر مِلَل بيان نمايد ومردم را از دخالتهاي دُوَل ستمگر و اِسْتعمارگر در امور سياسي واقتصادي مسلمين كه مُنْجَرْ به استعمارو استثمار آنها مي شود بر حَذَرْ دارد .

خلاصه نماز جمعه ودو خطبة آن ، نظير حجّ ومراكز تجمّع آن ونماز هاي عيد فطر وقربان وغيره ، از سنگرهاي بزرگي است كه مُتأسِّفانه مسلمانان از وظائف مُهمّ  سياسي خود در آن غافل مانده اند ، چنانچه از ساير پايگاه هاي عظيم سياست اسلامي هم غافلند .اسلام دين سياست ، آن هم در همة شئون آن است وكسي كه در احكام قضائي ، سياسي ، اجتماعي واقتصادي اسلام اندكي تَأمّل كند مُتوجّه اين معني مي شود .هر كس گمان كند دين از سياست جدا است ، جاهلي است كه نه اسلام را مي شناسد ونه سياست را.

(مسأله31 ) مستحبّ است امام خطيب در زمستان وتا بستان عِمامه داشته باشد ورِدائي از بُرْد يَمَني يا (عَدَني ) بپوشد وخود را بيارايد ، تميزترين لباسهاي خود را بپوشد وبوي خوش بكار برد بطوري كه با وقار وسَكينه باشد وقبل از خطا به هنگامي كه مُؤذّن اذان مي گويد او بر منبر نشسته باشد تا اذان به پايان رسد وخطبه را آغاز كند وهنگام صُعود بر منبر خطا به روبه روي مردم بايستد وسلام كند ومردم نيز باچهره هاي خود از او استقبال كنند وبه چيزي از قبيل كَمان وشمشير (اسلحه ) وعصا تكيه كند .ومردم نيز خود راروبه روي او قرار دهند .

( مسأله32 ) واجب است امام جمعه شخصاً ودر حال ايستاده به ايراد خطبه بپردازد .واگر نتواند خطبه هارا در حال ايستاده بخواند ، بايد ديگري به ايراد خطبه بپردازد وامامت نماز را هم به عُهْده گيرد . واگرهيچ كس براي ايراد خطبه ها درحال ايستاده پيدا نشود ، نماز جمعه ساقط ونماز ظهر واجب است .

(مسأله33 ) جائز نيست امام جمعه خطبه ها وبخصوص موعظه وتوصيه به تقوي را به آهستگي ادا كند واحتياط واجب آن است كه با صداي بلند به ايراد خطبه ها بپردازد ، بطوري كه حداقل عدد لازم –4 نفر – صداي او را بشنوند ، بلكه احتياط مستحبّ آن است كه در هنگام موعظه وسفارش به تقوي صداي خود را چنان بلند نمايد كه همه حاضرين مواعظ او را بشنوند ودر مجامع بزرگ به توسّط بلندگوها به خطبه بپردازد تا تشويق وتحذير ومسائل مُهمّه را به گوش همگان برساند .

(مسأله34 ) احتياط مستحبّ آن است كه امام درحال خطبه ، سخني غيرمربوط به خطبه ها نگويد ، اَلْبَتَّه در فاصلة بين خطبه ها ونماز ، سخن گفتن بلامانع است .

(مسأله35) واجب است امام پس از خطبة اوّل مقدار كمي بنشيند وسپس به خطبه دوّم بپردازد.

(مسأله36 ) احتياط مستحبّ آن است كه مأمومين در حال خطبه روبه روي امام بوده وبيش از مقداري كه در نماز مي تواند خود را از قبله منحرف كنند ، رو بر نگردانند.

(مسأله37 ) احتياط مستحبّآن است كه امام ومُسْتَمِعين در حال خطبه واجد طهارت كامل  (كه براي نماز معتبر است ) باشند .

(مسأله38 ) واجب آن است مأمومين به خطبه هاي امام گوش را دهند واحتياط مستحبّ آن است كه ساكت باشند واز حرف زدن بپرهيزند كه صحبت كردن در وقت خطبه مكروه است ، بلكه اگر سخن گفتن مأمومين موجب نشنيدن خطبه واز بين رفتن فائدة آن                  مي شوند ، سكوت لازم است .

(مسأله39 ) احتياط واجب آن است كه امام جمعه در خطبة حمد الهي ودرود بر پيغمبر واَئِمَّه (عَلَيْهِمُ الْسَّلامُ ) را به زبان عربي ايراد نمايد ، گر چه  او ومُسْتَمِعين او عرب نباشند امّا مي تواند در مقام وَعْظ وتوصيه به تقوي به زبا ن ديگري تَكَلُّمْ نمايد . و احتياط مستحبّ آن است كه موعظه وآنچه را به مصالح مسلمين مربوط مي شود به زبان مستمعين ادا نمايد، واگر مستمعين مختلفند آنها را به زبان هاي مختلف تكرار كند ، گرچه در صورتي كه مأمومين بيش از حدّ نصاب –4 نفر – باشند به زبان حدّ نصاب –4 نفر – اكتفا نمايد ، ولي احتياط در آن كه آنها را به زبان خدشان موعظه كند .

(مسأله40 ) اذان دوّم در روز جمعه بِدْعَتْ وحرام است .

 

 

 

احكام نمازجمعه

 

(مسأله 41 ) كسي كه نماز جمعه را به امامي اقتداء كرده مي تواند نماز عصر را نيز به همان امام اقتداء كند ، ولي اگر بخواهد احتياطاً نماز ظهر را هم بخواند بايد پس ازپايان نماز جماعت مجدداً نماز ظهر وعصر را بطور فُرادي بجا آورد مگر اينكه امام هم بعد از خواندن نماز جمعه احتياطاً نماز ظهر را بجا آورده باشد كه در اين صورت اگرمأموم نيز همينطور عمل كرده لازم نيست نماز عصر را تكرار كند .

(مسأله42 ) اگر امام و مأموم بخواهند پس از نماز جمعه نماز ظهر را احتياطاً بجا آورند ، مي توانند آن را به جماعت برگزار كنند ،ولي مأمومي كه در نماز جمعه شركت نكرده اگر به اين نماز احتياطي اقتداء كند از نماز ظهر او مُجْزي نيست وبايد آن را اعاده نمايد

(مسأله43 ) اگر مأمومي كه ركوع ركعت اوّل امام جمعه را را درك كرده به عِلَّتْ كثرت جمعيّت يا غير آن نتواند در سجده ها با امام همراهي كند در اين صورت اگر بتواند ( پس از قيام امام براي ركعت دوّم ) سجده ها را خود بجا آورده وقبل از ركوع يا در حين آن به امام ملحق شود ، نمازش صحيح است ، وَاِلاّ بايد به حال خود باقي بماند تاامام به سجده هاي ركعت دوّم برسد ، آنگاه دو سجده را به نيّت سجده هاي ركعت اوّل نماز خود همراه امام بجا آورد وسپس ركعت دوّم را فرادي بخواند ونمازش صحيح است ، ولي اگر آنها را به نيّت سجده هاي ركعت دوّم ويا به نيّت متابعت امام انجام دهد ، احتياط واجب آن است كه از آن دو سجده صرف نظر كرده ودو سجده ديگر به نيّت سجده هاي ركعت اوّل بجا آورد وسپس به ركعت دوّم بپردازد وپس از اتمام نماز ، نماز ظهر را بجا آورد .

(مسأله 44 ) اگر مأموم به قصد اِتِّصال به نماز ، در ركوع ركعت دوّم تكبير بگويد و به ركوع برود ولي شك كند كه ركوع امام را درك كرده يا نه ، نماز جمعة او مُحَقَّقْ نمي شودواحتياط واجب آن است كه آن نماز را به نيّت نماز ظهر به پايان برساند وسپس نماز ظهر را اعاده كند .

(مسأله45 ) اگر مأمومين پس از اتمام خطبه ها وشروع نماز امام ، از اقتداء به او خودداري كنند وامام را تنها بگذارند نماز جمعه مُنْعَقِدْ نشده وباطل است وامام مي تواند آن نماز را رها نموده وبه نماز ظهر بپردازد ، ولي احتياط مستحبّ آن است كه نيّت خود را به ظهر برگرداند وپس از اتمام آن مُجَدَّداً نماز ظهر را بخواند واحتياط بيشتر در آن است كه نماز را با همان نيّت نماز جمعه تمام كند وسپس نماز ظهر را بجا آورد .



قبل فهرست بعد