قبل فهرست بعد


نخواند و اگر با آن وضو نمازي بجاآورده ، دوباره آن را انجام دهد .

( مساله 290 ) اگر  رساندن آب  به  صورت و دستها به مقدار كمي وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر داشته باشد ، بايد با همان مقدار ، وضو بگيرد .

شرط سيزدهم –

آنكه در اعضاء وضو مانعي از رسيدن آب نباشد .  

( مساله 291 ) اگر  مي داند چيزي به اعضاء وضو چسبيده ولي شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيري مي كند يا نه ، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند .

( مساله 292 ) اگر  زير  ناخن چرك باشد ، وضو اشكال ندارد ولي اگر ناخن را بگيرند بايد براي وضو آن چرك را بر طرف كنند ، و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد ، بايد چرك زير مقداري را كه از معمول بلندتر است . برطرف نمايند .

( مساله 293 ) اگر درصورت ودستها وجلوي سر وروي پاها به واسطة سوختن يا چيز ديگر برآمدگي پيدا شود ، شستن و مسح روي آن كافي است و چنانچه سوراخ شود رساندن آب به زير  پوست لازم نيست ،  بلكه اگر پوست يك قسمت آن كنده شود ، لازم نيست آب را

به زير قسمتي  كه كنده نشده برساند ، ولي چنانچه پوستي كه كنده شده گاهي به بدن مي چسبد و گاهي بلند مي شود ،  بايد آن را قطع يا آب را به زير آن برساند .

( مساله 294 ) اگر  انسان شك كند  كه  به  اعضاي وضوي او چيزي چسبيده يا نه چنانچه احتمال او درنظر مردم بجا باشد مثل آنكه بعد ازگل كاري،شك كند گل به دست او چسبيده يا نه ، بايد وارسي كند يا بقدري دست بمالد كه اطمينان پيدا كند كه اگر بوده بر طرف شده يا آب به زير آن رسيده است .

( مساله 295 ) جائي  را كه بايد شست و مسح كرد هر قدر چرك باشد ، اگر چرك آن مانع از رسيدن آب به بدن نباشد اشكال ندارد ، و همچنين است اگر بعد از گچ كاري و مانند آن چيز سفيدي كه جلوگيري از رسيدن آب به پوست نمي نمايد بر دست بماند ، ولي اگر شك

كند كه با بودن آنها آب به بدن مي رسد يا نه ، بايد آنها را بر طرف كند .

( مساله 296 ) اگر پيش از وضو بداند كه در بعضي  از  اعضاء  وضو  مانعي  از رسيدن آب هست و بعد از وضو شك كند  كه  در  موقع  وضو  آب را به  آنجا  رسانده  يا  نه  وضوي او صحيح است ، ولي اگر بداند كه موقع وضو ملتفت آن مانع نبوده ، بايد دوباره وضو بگيرد .

( مساله 297 ) اگر در بعضي از اعضاء وضو مانعي باشد كه گاهي آب به خودي خود زير آن مي رسد  و گاهي نمي رسد  و  انسان بعد  از  وضو شك كند  كه  آب زير آن رسيده يا نه ، چنانچه بداند موقع  وضو  ملتفت  رسيدن آب  به  زير  آن نبوده ، واجب است ، دوباره وضو

بگيرد .

( مساله 298 ) اگر بعد  از  وضو  چيزي  كه مانع از رسيدن آب است در اعضاء وضو ببيند و نداند  موقع  وضو بوده يا بعد پيدا شده ، وضوي او صحيح است ، ولي اگر بداند كه در وقت وضو ملتفت آن مانع نبوده ، احتياط واجب آن است كه دوباره وضو بگيرد .

(  مساله 299 ) اگر  بعد از  وضو  شك كند چيزي كه مانع رسيدن آب است در اعضاء وضو بوده يا نه ، وضو صحيح است .

 

احكام وضو

( مساله 300 )  كسي  كه در كارهاي وضو و شرائط  آن مثل  پاك بودن آب و غصبي نبودن آن خيلي شك مي كند ، بايد به شك خود اعتنا نكند .

( مساله 301 ) اگر شك كند كه وضوي او باطل شده يا نه . بنا مي گذارد كه وضوي او باقي است ،  ولي  اگر  بعد  از  بول  استبراء نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضو رطوبتي از او بيرون آيد كه نداند بول است يا چيز ديگر، وضوي او باطل است .

( مساله 302 ) كسي كه شك دارد وضو گرفته يا نه ، بايد وضو بگيرد .      

(مساله 303) كسي كه شك ميداند وضو گرفته و حدثي هم از او سر زده ، مثلاً بول كرده ، اگر نداند كدام جلوتر بوده ،  چنانچه پيش از نماز است بايد وضو بگيرد ، و اگر در بين نماز است ،  بايد  نماز  را  بشكند  و  وضو بگيرد  و  اگر بعد از نماز است بايد وضو بگيرد و بنابر

احتياط واجب نمازي را كه خوانده دوباره بخواند .

(مساله304) اگر  بعد  از  نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه نماز او صحيح است ، ولي بايد براي نماز هاي بعد وضو بگيرد .

(مساله 305) اگر در بين نماز شك كند كه وضو گرفته يا نه ، نماز او باطل است و بايد وضو بگيرد و نماز را بخواند .

(مساله 306)اگر  بعد از نماز شك كند ، كه قبل از نماز وضوي او باطل شده يا بعد از نماز نمازي كه خوانده صحيح است .

(مساله307)  اگر انسان مرضي دارد كه بول او قطره قطره مي ريزد يا نمي تواند از بيرون آمدن  غائط خودداري كند ، چنانچه يقين دارد كه از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضو گرفتن و  نماز  خواندن  مهلت پيدا مي كند  ،  بايد  نماز  را  در وقتي كه مهلت پيدا مي كند

بخواند و  اگر مهلت او به مقداركارهاي واجب نماز است ،  بايد در وقتي كه مهلت داردفقط كارهاي واجب نماز را بجا آورد و كارهاي مستحب آن مانند اذان و اقامه را ترك نمايد .

(مساله308)اگر  به مقدار وضو و نماز مهلت پيدا نمي كند و در بين نماز چند دفعه بول از او خارج مي شود  ، وضوي اول كافي است ولي چنانچه مرضي دارد كه در بين نماز چند مرتبه غائط از  او  خارج  مي شود كه اگر بخواهد بعد  از هر دفعه وضو بگيرد سخت نيست ، بايد ظرف آبي  پهلوي  خود بگذارد  و  هر  وقت غائط  از او خارج شد ، وضو بگيرد و بقية نماز را

بخواند .

(مساله309)كسي  كه  غائط  پي در پي از او خارج مي شود كه وضو گرفتن بعد از هر دفعه براي سخت است  ،  اگر بتواند  مقداري از  نماز  را  با  وضو بخواند ، بايد براي هر نماز يك وضو بگيرد .

(مساله310) كسي  كه بول پي در پي از او خارج مي شود ، اگر بين دو نماز قطرة بولي از او خارج نشود مي تواند با يك وضو هر دو نماز را بخواند و قطره هايي كه بين تنماز خارج مي شود ، اشكال ندارد .

(مساله  311) كسي  كه بول يا غائط پي در پي از او خارج مي شود اگر نتواند هيچ مقدار از نماز  را  با  وضو بخواند ، مي تواند چند نماز را با يك وضو بخواند ، مگر اختياراً بول يا غائط كند يا چيز ديگري كه وضو را باطل مي كند ، پيش آيد .    

(مساله312) اگر مرضي دارد كه نمي تواند از خارج شدن باد جلوگيري كند ، بايد به وظيفة كساني كه نمي توانند از بيرون آمدن غائط خودداري كنند ، عمل نمايد .

(مساله313)كسي  كه غائط  پي  در پي ا ز  او  خارج  مي  شود ،  بايد براي هر نمازي وضو بگيرد و فوراً مشغول نماز شود ، ولي براي بجا آوردن سجده  و  تشهد فراموش شده و نماز احتياط كه بايد  بعد از نماز انجام داد  ،  در  صورتي  كه  آنها را بعد از نماز فوراً بجا بياورد ،

وضو گرفتن لازم نيست .

(مساله 314)كسي كه بول  او قطره قطره مي ريزد بايد براي نماز به وسيلة كيسه اي كه در آن ، پنبه يا چيز ديگري است كه از رسيدن بول به جاهاي  ديگر جلوگيري مي كند ، خود را حفظ نمايد . واحتياط واجب آن است كه پيش از هر نماز مخرج  بول  را كه نجس شده آب

بكشد ،  و نيز كسي كه نمي تواند از بيرون آمدن غائط خودداري كند ، چنانچه ممكن باشد بايد به مقداري نماز  از  رسيدن  غائط به جاهاي ديگر جلوگيري نمايد . و احتياط واجب آن است كه اگر مشقت ندارد ، براي هر نماز مخرج غائط را آب بكشد .

(مساله315)كسي كه  نمي تواند  از  بيرون آمدن بول و غائط خودداري كند ، در صورتي كه ممكن باشد و مشقت و زحمت و خوف ضرر نداشته باشد ، بايد به مقدار نماز از خارج شدن بول و  غائط جلوگيري نمايد، اگر چه خرج  داشته باشد. بلكه اگر مرض او به آساني معالجه شود ، احتياط واجب آن است كه خودرا معالجه نمايد .

(مساله316)كسي كه نمي تواند ازبيرون آمدن بول وغائط خودداري كند، بعد از آنكه مرض او  خوب شد  ،  لازم نيست نمازهائي را كه در وقت مرض مطابق وظيفه اش خوانده قضا نمايد .  ولي اگر  در  بين وقت نماز ،  مرض  او خوب شود  ،  بايد نمازي را كه در آن وقت

خوانده ، دوباره بخواند . 

 

 

 

 

چيزهائي كه بايد براي آنها وضو گرفت

 

 

(مساله317)براي شش چيز بايد وضو گرفت :

اول:

براي نمازهاي واجب غير از نماز ميت .

دوم :

براي  سجده  و تشهد فراموش شده ، اگر بين آنها و نماز حدثي از او سر زده مثلاً بول كرده باشد ، ولي  براي سجده سهو واجب نيست وضو بگيرد .

سوم:

براي طواف واجب خانه كعبه .

چهارم :

اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد .

پنجم :

اگر نذر كرده باشد كه جائي از بدن خود را به خط قرآن برساند .

ششم :

براي  آب كشيدن  قرآني كه نجس شده يا بيرون آوردن آن از مستراح و مانند آن ، درصورتي كه مجبور باشد دست ياجاي ديگر بدن خود رابه خط قرآن برساند ، ولي چنانچه معطل شدن به مقدار وضو بي احترامي به قرآن  باشد ، بايد  بدون اينكه وضو بگيرد ، قرآن را از مستراح و مانند آن بيرون آورد، يا اگر نجس شده آب بكشد و تا ممكن است از دست گذاشتن به خط قرآن خودداري كند.

(مساله318) مّس  نمودن خط  قرآن ،  يعني رساندن جائي از بدن به خط قرآن براي كسي كه وضو ندارد حرام است  .  ولي  اگر قرآن را به زبان فارسي يا به زبان ديگر ترجمه كنند ، مس آن اشكال ندارد .

(مساله319)جلوگيري  بچه  و ديوانه  از مس خط قرآن واجب نيست ، ولي اگر مس نمودن آنان بي احترامي به قرآن باشد ، بايد از آنان جلوگيري كنند .

(مساله320)كسي كه وضو ندارد ، حرام است  اسم  خداوند  متعال  را  به  هر زباني نوشته شده باشد مس نمايد .  و  مس اسم مبارك پيغمبر  و  امام و حضرت زهرا (عليهم السلام ) هم اگر هتك و بي احترامي باشد ، حرام است . و بنابر احتياط مستحب چنانچه بي احترامي هم نباشد ، مّس ننمايد .

(مساله 322)كسي كه يقين دارد وقت داخل شده ، اگر نيّت وضوي واجب كند و بعد از وضو بفهد وقت داخل نشده ، وضوي او صحيح است .

(مساله323)مستحب است  انسان  براي  نماز  ميت  و زيارت اهل قبور و رفتن به مسجد و حرم امامان (عليهم السلام ) وضو بگيرد ، و همجچنين براي همراه داشتن قرآ ن و خواندن و  نوشتن آن  و  نيز براي مس حاشية قرآن و براي خوابيدن ، وضو گرفتن مستحب است و

نيز  مستحب است كسي كه وضو دارد دوباره وضو بگيرد و اگر براي يكي از اين كارها وضو بگيرد  ، هر كاري را كه بايد با وضو انجام داد ، مي تواند بجا آورد مثلاً مي تواند با آن  وضو نماز بخواند .

 

 

 

چيزهائي كه وضو را باطل مي كند

 

(مساله324)هفت چيز وضو را باطل مي كند :

اول :

بول

دوم :

غائط

سوم :

باد معده و روده كه از مخرج غائط خارج مي شود .

چهارم :

خوابي  كه  به  واسطة آن  چشم نبيند و گوش نشنود ولي اگر چشم نبيند و چشم گوش بشنود وضو باطل نمي شود .

پنجم :

چيزهائي كه عقل را از بين مي برد مانند ديوانگي و مستي و بيهوشي .

ششم :

اسستحاضه زنان كه بعداً گفته مي شود .

هفتم :

كاري كه براي آن بايد غسل كرد ، مانند  جنابت .

 

احكام وضوي جبيره

 

چيزي كه  با  آن زخم و شكسته را مي بندند و دوائي كه روي زخم و مانند آن مي گذارند ، جبيره ناميده مي شود .

(مساله 325)اگر در يكي از جاهاي وضو ، زخم يا دمل يا شكستگي باشد . چنانچه روي آن باز است و براي آن ضرر ندارد ، بايد بطور معمول وضو گرفت  .

( مساله 326 ) اگر زخم يا دمل يا شكستگي در صورت و دستها باشد و روي آن باز باشد و آب ريختن روي آن ضرر  داشته باشد  .  اگر  اطراف آن را بشويد كافي است . ولي چنانچه كشيدن  دست تر بر آن ضرر ندارد ، بهتر  آن   است كه دست تر بر آن بكشد و بعد پارچة

پاكي روي آن بگذارد و دست تر را روي پارچه هم بكشد . و اگر اين مقدار هم ضرر دارد يا زخم نجس  است و نمي شود آب كشيد ، بايد اطراف زخم را بطوري كه در وضو گفته شد ، از بالا به  پائين بشويد  و  بنابر  احتياط  مستحب پارچة پاكي روي زخم بگذارد و دست تر

روي آن بكشد، و اگر گذاشتن پارچه  ممكن نيست ،  شستن اطراف زخم كافي است و در هر صورت تيمم لازم نيست .     

( مساله 327 ) اگر زخم يا دمل يا شكستگي در جلوي  سر يا روي پاها باشد و روي آن باز باشد ، چنانچه نتواند آن را مسح كند ، بايد پارچه پاكي  روي آن بگذارد و روي پارچه را با تري آب وضو كه در دست مانده مسح كند ،  بنابر احتياط مستحب تيمم هم بنمايد و اگر

گذاشتن پارچه ممكن نباشد ، بايد به جاي   وضو تيمم كند و بهتر است يك وضو و بدون مسح هم بگيرد .

( مساله 328 ) اگر روي دمل يا زخم يا شكستگي بسته باشد ، چنانچه باز كردن آن ممكن است و زحمت و مشقت هم ندارد و آب هم  براي آن ضرر ندارد ، بايد روي آن را باز كند و وضو بگيرد ، چه زخم و مانند آن در صورت  و دستها باشد ، يا جلوي سر و  روي پاها .   

( مساله 329 )اگر زخم يا دمل يا شكستگي در صورت يا دستها و بشود  روي آن را باز كرد ، چنانچه  ريختن  آب روي آن ضرر داردو كشيدن تر ضرر ندارد ، واجب است كه دست تر روي آن بكشد .

(مساله 330)اگر نمي شود  روي زخم را باز كرد ولي زخم و چيزي كه روي آن گذاشته پاك است و رسانيدن آب به  زخم ممكن است و ضرر و زحمت و مشقت هم ندارد ، بايد  آب را به  روي زخم  برساند  ،  و  اگر زخم يا چيزي كه روي آن گذاشته نجس است ، چنانچه آب

كشيدن آن و  رساندن آب به روي زخم بدون زحمت و مشقت ممكن باشد ، بايد  آن را آب بكشد و  موقع  وضو  آب  را  به  زخم برساند ، و در صورتي كه آب براي زخم ضرر دارد ، يا آنكه  رساندن  آب  به  روي زخم ممكن نيست ، يا زخم نجس است و نمي شود ، آن را آب

كشيد   ،  بايد اطراف  زخم  را بشويد  و  اگر  جبيره  پاك است روي آن را مسح كند ، و اگر جبيره  نجس  است  يا  نمي شود روي آن را دست تر كشيد ، مثلاً دوائي است كه به دست مي چسبد  ،  پارچة پاكي را بطوري كه جزء جبيره حساب شود ، روي آن بگذارد و دست تر آن بكشد  ،  و اگر  اين  هم  ممكن نيست احتياط واجب آن است كه وضو بگيرد و تيمم هم بنمايد .

(مساله331)اگر  جبيره  تمام صورت  يا  تمام  يكي از دستها يا تمام هر دو دست را گرفته باشد ، بايد وضوي جبيره اي بگيرد .

(مساله332)اگر جبيره  تمام يا  بيشتر اعضاء وضو را گرفته باشد نيز بايد وضوي جبيره اي بگيرد .

(مساله333) كسي  كه در كف دست  و  انگشتها جبيره دارد و در موقع وضو دست تر روي آن كشيده است  ،  بايد سر و پا را با همان رطوبت مسح كند .

(مساله334)اگرجبيره تمام پهناي روي پا را گرفته،ولي مقداري از طرف انگشتان و مقداري از طرف بالاي  پا باز است ، بايد جاهائي كه باز است روي پا را و جائي كه جبيره است روي جبيره را مسح كند .

(مساله335)اگر در صورت  يا  دستها چند جبيره باشد ، بايد بين آنها را بشويد و اگر جبيره ها در  سر يا روي پاها باشد . بايد بين آنها را مسح كند و در جاهائي كه جبيره است بايد به دستور جبيره عمل نمايد .

(مساله336)اگر  جبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن ممكن نيست ، بايد به دستور جبيره عمل كند و بنابر احتياط واجب تيمم هم بنمايد ، و اگر برداشتن جبيره ممكن است بايد جبيره را بردارد  ،  پس  اگر  زخم  در صورت و دستها است اطراف آن را

بشويد  و  اگر در سر  يا روي پاها است اطراف ان را مسح كند و براي جاي زخم به دستور جبيره عمل نمايد .

(مساله337)اگر در جاي وضو زخم و جراحت و شكستگي نيست ، ولي به جهت ديگري آب براي تمام دست  و  صورت ضرر دارد  ،  بايد تيمم كند و احتياط واجب آن است كه وضوي جبيره اي هم بگيرد  ،  ولي  اگر  براي مقداري از دست و صورت ضرر دارد، تنها تيمم كافي

است .

(مساله338)اگر جائي از اعضاء وضو را رگ زده است و  نمي تواند  آن  را  آب بكشد يا آب براي آن ضرر  دارد  اگر  روي  آن بسته است ،بايد به دستور جبيره عمل كند ، و اگر معمولا باز است شستن اطراف آن كافي است .

(مساله 339 ) اگر درجاي وضو يا غسل چيزي چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست ، يا بقدري مشقت دارد كه نمي شود تحمل كرد بايد به دستور جبيره عمل كند .

(مساله 340 ) غسل جبيره اي مثل وضوي جبيره اي است ، ولي بايد آن را ترتيبي بجاآورند و اگر ارتماسي انجام دهند باطل است .

( مساله 341 ) كسي  كه وظيفة او  تيمم است اگر  در بعضي از جاهاي تيمم او زخم يا دمل يا شكستگي باشد بايد به دستور وضوي جبيره اي تيمم جبيره اي نمايد .

( مساله 342 )  كسي  كه  بايد  با وضو يا غسل جبيره اي نماز بخواند ، چنانچه بداند كه تا آخر  وقت  عذر او بر طرف نمي شود ، مي تواند در اول وقت نماز بخواند ، ولي اگر اميد دارد كه تا آخر وقت نشد در آخر وقت نماز را با وضو يا غسل جبيره اي بجا آورد .

( مساله 343 )  اگر  انسان براي  مرضي  كه  در چشم او است موي چشم خود را بچسباند ، بايد تيمم نمايد و احتياط مستحب آن است كه وضوي جبيره اي هم بگيرد .       

( مساله 344 ) كسي كه  نمي داند وظيفه اش تيمم است يا وضوي جبيره اي ، بنابر احتياط واجب بايد هر دو را بجا آورد .

( مساله 345 ) نمازهائي  را كه انسان  با  وضوي جبيره اي  خوانده صحيح است ، و  بعد از آنكه عذرش بر طرف شد ، براي نمازهاي بعد هم در صورتي كه وضوي او باطل نشده است نبايد وضو  بگيرد ،  ولي  اگر براي آنكه نمي دانسته تكليفش جبيره است يا تيمم ، هر دو را انجام داده باشد ، بايد براي نمازهاي بعد وضو بگيرد .

 

احكام جنابت

 

( مساله 346 ) به دو چيز انسان جنب مي شود : اول –  جماع ، دوم – بيرون آمدن مني ، چه در خواب باشد يا بيداري ، كم باشد يا زياد  با شهوت يا بي شهوت ، با اختيار باشد يا بي اختيار .

(مساله347)اگر رطوبتي از انسان خارج شود  و  نداند  مني  است  يا  بول  يا  غير  اينها ، چنانچه با شهوت و جستن  بيرون آورده  و  بعد  از بيرون آمدن آن ، بدن سست شده ، آن رطوبت حكم مني دارد و اگر  هيچ  يك از اين سه نشانه يا بعضي از اينها را نداشته باشد ،

حكم مني ندارد . ولي در زن  و  مريض  لازم نيست  آن  آب ، با جستن بيرو ن آمده باشد ، بلكه اگر با شهوت بيرون آمده باشد و بدن سست شود  در حكم مني است .

(مساله348) اگر  از  مردي كه  مريض نيست  آبي بيرون آيد كه يكي از سه نشانة را كه در مساله پيش گفته شد داشته باشد و نداند نشانه هاي ديگري را داشته يا نه ،  چنانكه پيش از بيرون آمدن آن آب وضو نداشته ، بايد وضو بگيرد .



قبل فهرست بعد