قبل فهرست بعد


ج: جواز خروج از خانه شوهر حقِّ مرد است و با رضايت وى اشكال ندارد.

س 688 - وظيفه مرد در مورد زنِ مطلقه‏اش كه بى اذن وى خارج شده و در جاى ديگرى اسكان نموده چيست؟ و آيا مى‏توان چنين زنى را ملزم به بازگشت نمود؟

ج: مى‏تواند نفقه را به وى بدهد و به او تذكر دهد كه به خانه مراجعت نمايد.

عده‏

س 689 - آيا زنا عدّه دارد؟

ج: خير، عدّه ندارد.

س 690 - آيا زنى كه در عده طلاق است مى‏تواند با مسافرت براى صله رحم بدون إذن شوهرى كه از او طلاق گرفته برود؟

ج: اگر در عده رجعى باشد لازم است با اجازه شوهر از منزل خارج شود مگر براى انجام كارهاى ضرورى يا انجام عمل واجبى كه وقت آن مضيق است.

س 691 - اينجانب شوهرم چندين سال قبل فوت كرده و مدّتى بدون شوهر زندگى مى‏كردم و بعداً با آقائى بعنوان عقد غير دائم ازدواج نمودم مشروط بر اينكه اگر خواستگار دائمى برايم پيدا شد با او عقد ازدواج دائمى ببندم و بعد از مدّتى با يكى از فاميلها كه از سادات است از من خواستگارى كرد و شوهرم هم مدّت را بذل كرده و بخشيده و بعد از آن عقد انقطاعى و بذل مدّت يكمرتبه عادت ماهيانه شدم پاك شدم و فكر مى‏كردم كه با همان يكمرتبه عدّه تمام است و مى‏توانم ازدواج كنم و ازدواج كردم الان هم زندگى مطلوبى دارم بعداً متوجه شدم كه ازدواج ما مشكل شرعى داشته از آن مرجع عاليقدر استدعا دارم كه نظر خودشان را در مورد حل مشكل اينجانب بيان فرمايند.

ج: در فرض سؤال اگر بعد از عقد با شوهر دوّم دخول انجام گرفته است بر او حرام مؤبّد مى‏شويد و اگر دخول صورت نگرفته است فقط عقد باطل است و مى‏توانيد با عقد جديد با آن ازدواج نمائيد.

س 692 - اگر شخصى با زنى كه در عده وفات و عدّه طلاق خلع و يا عدّه طلاق مبارات است ازدواج كند و آگاه از مسئله نبوده آيا عقد او باطل است يا خير؟ و آيا آن زن حرام مؤبد مى‏شود؟

ج: در فرض سؤال عقد باطل است و اگر دخول انجام شده آن زن بر وى حرام ابدى مى‏شود.

س 693 - زن و مردى كه صيغه عقد موقت شده باشند و از لحاظ آميزشى تماسهاى ظاهرى با هم داشته باشند و هيچگونه دخولى صورت نگرفته باشد، بعد از تمام شدن صيغه آيا آن زن بايد عدّه نگه دارد؟

ج: اگر دخول انجام نشده عدّه ندارد.

س 694 - اگر كسى با زنى عقد موقّت بسته است، آيا بعد از اتمام مدّت يا بخشش مدّت مقرّر، مرد مى‏تواند با اين زن عقد مجدّد ببندد در حاليكه زن در عدّه مى‏باشد؟

ج: عقد مجدد براى همين مرد جايز است.

طلاق محاكم قضائى

س 695 - مردى معتاد و داراى مرض روانى بود و بيكار نيز مى‏باشد براى سومين بار هم به زندان افتاده است، ولى مرد منكِر است، البته اعتياد و مريضى ايشان نزد دكترهاى متعدّد و دكتر و پزشك قانونى به اثبات رسيده و همسرش تقريباً چهارده سال با مشكلات گوناگون با او زندگى كرده و دو فرزند او را بزرگ نموده، با توجّه به شروطى كه در عقدنامه‏ها نيز به آنها اشاره شده، آيا شرعاً حقِّ طلاق را دارد يا خير؟

ج: در صورتيكه زندگى براى او حرجى باشد مى‏تواند به حاكم شرع مراجعه نمايد تا او را طلاق دهد و اگر در عقد نكاح شرط كرده باشد كه در صورت اعتياد زوج و يا... زن از طرف مرد وكيل بلا عزل در طلاق است مى‏تواند در صورت اعتياد خود را طلاق دهد البتّه بايد به محاكم شرعى مراجعه نمايد.

س 696 - شخصى يكبار و يا سه بار با ذكر «واللَّه» نزد همسرس قسم مى‏خورد كه اگر بدون اجازه براى رفتن به جائى از منزل خارج شود طلاقش مى‏دهد، با عنايت به اينكه زن با اجازه رفتن به منزل پدرش پس از مراجعه از آنجا، بدون اجازه به منزل خواهر خود مى‏رود، حال اگر شخص قسم خورده صيغه طلاق را جارى نكند (اصالتاً يا وكالتاً) آيا كفاره بر ذمّه وى قرار مى‏گيرد؟

ج: اين قسم باطل است و به آن ترتيب اثر داده نميشود.

س 697 - زن بعلت شير دادن بچه عادت نميشود با توجه به اينكه زمان طلاق زنان بعد از طُهر غير مواقعه مى‏باشد، اكنون كه زن در اين وضعيت مى‏باشد چه زمانى مى‏توان صيغه طلاق را جارى نمود؟

ج: بعد از آخرين نزديكى در صورتى كه سه ماه تمام عادت نشود مى‏توان بعد از آن زن را طلاق داد.

س 698 - اينجانب از تاريخ اول دى ماه 1376 كه شوهرم از منزل خارج گرديده و اقدام به تقديم دادخواست طلاق كرده‏ام تا كنون با نامبرده به هيچ وجه تماس نداشته‏ام و فقط يكبار در دادگاه با نامبرده حضوراً برخورد داشته‏ام، آيا از جهت شرعى به نامبرده حلال مى‏باشم يا خير؟

ج: به همان دادگاه كه در فوق مرقوم داشته‏ايد مراجعه كنيد و تا طلاق از طرف شوهر صورت نگرفته است شما به او حلال مى‏باشيد.

س 699 - زنى با بذل نيمى از مهريه از شوهر خود طلاق خلعى گرفته است و يك روز به انقضاء ايام عدّه باقى مانده به ما بذل خود رجوع مى‏نمايد ولى شوهر كه از اين رجوع بى اطلاع است از طلاق خود رجوع نمى‏كند. آيا اين طلاق از نظر شرعى صحيح مى‏باشد يا خير؟ و آيا زن مى‏تواند صاحب مابذل در فرض مذكور گردد؟

ج: در فرض مذكور طلاق محقّق شده است و زوجه صاحب آنچه كه بذل كرده نمى‏باشد بلكه (ما بذل) متعلّق به زوج مى‏باشد.

س 700 - در مواردى كه حاكم شرع زوج را ملزم به طلاق دادن زوجه‏اش مى‏كند و در صورت امتناع، حاكم شرع خود زن را مطلقه مى‏كند در موارد زير چه نوع طلاقى است و مهريه و حق نفقه ثابت است؟

ج: چنين طلاقى بائن است و حق مهر گرفتن خود را دارد ولى در صورتى كه حامله نباشد حق نفقه ندارد.

حضانت‏

س 701 - اگر جدايى فرزند از مادر، خواهر يا برادرش به سلامت روانى طرفين خصوصاً طفل، لطمه وارد كند يعنى مشقّت غير قابل تحمّل را سبب شود، آيا مى‏توان حضانت فرزند را تا رسيدن به سنِّ بلوغ يا رشد به يكى از والدين سپرد؟

ج: پسر تا دو سالگى و دختر تا هفت سالگى بايد تحت سرپرستى مادر باشند و بعد از آن تحت سرپرستى پدر قرار مى‏گيرند.

س 702 - آيا دادگاه اسلامى مى‏تواند با توجه به شرايط خاص والدين و حفظ مصالح طفل بدون در نظر داشتن سن طفل (2 و 7 سال) حضانت وى را به پدر واگذار نمايد؟

ج: با شرائطى مى‏تواند.

س 703 - آيا پس از رسيدن فرزندان به سن بلوغ يا رشد، پدر و مادر هيچ تكليفى درباره حضانت آنان ندارند؟

ج: پس از رسيدن فرزندان به سنّ بلوغ و رشد پدر و مادر نسبت به حضانت آنها تكليفى ندارند.

س 704 - مردى كه همسرش را طلاق مى‏دهد، دختر 12 ساله آنها با كداميك از مرد يا زن زندگى كند (يعنى اگر پدر بخواهد دخترش با او زندگى كند آيا خود دختر مى‏تواند مخالفت كند و اگر نزديكان زن يا خود آن زن، دختر را فريب داده باشند يا ترغيب كرده باشند يا نسبت به پدرش بدبين كرده باشند) در اين صورت دختر با پدر بايد زندگى كند يا با مادرش؟

ج: در فرض مذكور چنانچه دختر عاقله و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص ميدهد، اختيار با خود او است و در غير اينصورت لازم است كه نزد پدرش زندگى كند.

ظهار

س 705 - آيا بعد از ظهار و لعان دوباره با عقد جديد مى‏شود زندگى كرد؟

ج: اگر كفاره را پرداخت نمايد عمل زناشوئى بر وى حلال است و نياز به عقد جديد نيست.

احكام ردّ مظالم‏ و حق الناس‏

س 706 - ردّ مظالم يعنى چه و چه حكمى دارد و مصرف آن چگونه است؟ آيا در مصرف آن اجازه مجتهد لازم است؟

ج: مظالم عباد به اموال و حقوقى گفته مى‏شود كه از روى ظلم از بندگان خدا گرفته يا به حقوق آنها تعدّى شده است كه در صورتى كه عين آنها باقى باشد و صاحبانشان معلوم باشند بايد به آنها داده شود و اگر عين موجود نيست بايد مثل يا قيمت آنها را پرداخت نمود و اگر حقوق آنها مورد تعدّى قرار گرفته بايد رضايت آنان را بدست آورد و در صورتى كه صاحبان آنها معلوم نباشد از مصاديق مجهول المالك است و همچنين هر نوع مال و حقّى كه از ديگران به عهده انسان تعلّق گرفته است و صاحبانشان معلوم نباشد از موارد مجهول المالك به حساب مى‏آيند كه بايد بعد از تلاش براى شناسائى صاحبان آنها و يأس از شناخته شدن آنان، بنابر احتياط با اجازه حاكم شرع به فقير صدقه داد.

س 707 - اگر انسان قبل از بلوغ دزدى و يا حق كسى را ضايع و پايمال كرده باشد لازم است از صاحبان حق حلاليّت بطلبد يا خير؟

ج: بلى لازم است بعد از بلوغ از آنان درخواست حليّت نمايد يا حقوق ضايع شده آنان را پرداخت نمايد.

احكام ذبح‏

س 708 - فلسفه استفاده از ذبح اسلامى چيست و آيا افراد خارج از كشور كه استفاده از گوشت ذبح اسلامى براى آنان سخت است، چه تكليفى دارند؟

ج: در صورتى كه ذبح اسلامى محقق نگردد ميته مى‏باشد و ميته براى 2انسان ضرر معنوى و جسمى دارد. اما در رابطه با قسمت ديگر سؤال، در كشورهاى غير اسلامى بايد احراز شود كه ذبح اسلامى انجام گرفته است.

س 709 - گوسفند و يا گاو ماده كه ذبح مى‏نمايند جنين آن چه حكمى دارد؟

ج: چنانچه خلقت جنين مرده در شكم حيوان كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روئيده باشد با سر بريدنِ مادرش، پاك و حلال است.

س 710 - آيا ذبح حيوان با استيل جايز است؟

ج: با هر فلز برنده‏اى صحيح است.

س 711 - هنگام ذبح حيوان، شوك وارد كردن به آن و يا خوراندن داروى بيهوشى براى جلوگيرى از احساس درد جايز است يا نه؟ درصورت جواز، خون مانده درونِ بدن حيوان، چه حكمى دارد؟

ج: در صورتى كه موجب از بين رفتن حيات طبيعى نشود جايز است و خون باقى مانده، حكم خون ذبيحه را دارد.

س 712 - اگر در ذبح سنّتى مرغ، ذابح و يا ذابحين بسم اللَّه نگويند و يا قبله را رعايت نكنند، آن ذبيحه حلال است يا خير؟

ج: آن ذبيحه ميته است و خوردن گوشت آن حرام است.

س 713 - در ذبح حيوانات حلال گوشت اگر گلوى آن حيوان را از بالاتر و يا پائين‏تر از حد مشخّص ببرند چه صورت دارد؟

ج: اگر چهار رگ در حد مشخصى بريده نشود، آن ذبح مردار و خوردن گوشت آن حرام است.

ذبح بادستگاه

س 714 - در برخى از كشتارگاههاى صنعتى كه در هر بار به تعداد چند هزار قطعه مرغ كشتار مى‏كنند و فقط براى مرغ اوّل لفظ جلاله بسم اللَّه گفته مى‏شود؛ اين سؤال پيش مى‏آيد كه آيا مجموع اين مرغها از نظر شرعى پاك مى‏باشد و ذبح شرعى در مورد آنها اعمال گرديده است يا نه؟

ج: در صورتى كه اين تعداد از مرغها را با هم ذبح مى‏كنند يعنى در عَرْض هم ذبح مى‏كنند، يك دفعه بسم اللَّه گفتن براى همه آنها كافى است ولى اگر در طول هم ذبح مى‏شوند يعنى پس از اينكه ذبح اوّلى تمام شد ذبح دوّمى شروع مى‏شود و همچنين، در اين صورت بسم اللَّه كه براى قبلى گفته مى‏شود براى بعدى كافى نيست.

س 715 - ذبح گاو و گوسفند و مرغ با ماشين با يك بسم اللَّه چه صورت دارد؟

ج: در صورتى كه همه آنها هنگام ذبح با يك بسم اللَّه ذبح شوند و شرايط ديگر هم رعايت شود كفايت مى‏كند.

شكار و صيد

س 716 - شكار و صيد به جهت تفريح و تفنّن چه حكمى دارد؟ صدور محوّز از طرف سازمانهاى ذيربط براى چنين عملى چگونه است؟

ج: در فرض مذكور صيد اشكال دارد و صدور مجوز اسلحه تابع مقررات قانونى مى‏باشد.

س 717 - از بازار ماهى خريدم از شكم آن ماهى، ماهى ديگرى بيرون آمد آيا آن ماهى كه از شكم ديگرى بيرون آمده نيز حلال است؟

ج: حلال است.

ذبيحه اهل كتاب‏

س 718 - صيد و ذبيحه اهل كتاب چگونه است؟

ج: صيد و ذبيحه آنان پاك نيست.

احكام نذر

س 719 - احتراماً به عرض مى‏رسانم كه، بنده نذر كرده بودم اگر در حوزه علميه شهر مقدس قم پذيرش و قبول شوم يك ماه را روزه بگيرم؛ امّا اينجانب در مدرسه علميه روستاى حاجى آباد كه در يازده كيلومترى شهر قم واقع است پذيرش و قبول شدم. سؤال از حضرتعالى اينست كه: چون منظور بنده شهر قم بود نه جاى ديگر، آيا بايد به نذر خود عمل نمايم يا خير؟

ج: در فرض مذكور عمل به نذر واجب نيست.

س 720 - نذر كرده‏ام تا هر زمان كه زنده باشم بعد از نمازهاى يوميه‏ام دو ركعت نماز به نام امام زمان عليه‏السلام بخوانم آيا در ايامى كه به علت عذر شرعى نمى‏توانم نماز يوميه بخوانم بايد قضاى نماز نذرى كه در اين ايام نتوانسته‏ام بخوانم بجا بياورم؟

ج: اين سؤال در مورد مرد كه معذور از خواندن نماز يوميه باشد مصداق ندارد ولى با فرض عذر بايد آن را قضا كرد و عذر مذكور در مورد زنان مانند اصل نماز يوميّه قضا ندارد.

س 721 - آيا جايز است پارچه و دستمالهائى را كه بعنوان اداء نذر برروى علمها مى‏بندند بفروش برسانند و در عزادارى و تعمير حسينيه مصرف نمايند؟

ج: اگر نذر كننده مورد خاصّى را در نظر نداشته جائز است.

س 722 - آيا مى‏شود از وجوهات، مبرّات و صدقات و نذورات جهت كمك به طلاب واجد شرايط پرداخت نمائيم؟

ج: صرف وجوهات احتياج به اجازه مرجع تقليد دارد. صرف نذر در هر موردى تابع كيفيّت نذر ناذر است و در صورتى كه طلاب محترم نيز مشمول نذر ناذر باشند مى‏توان به آنها پرداخت و در صورتى كه استحقاق داشته باشند صدقات را هم مى‏توان به آنها پرداخت.

س 723 - اينجانب بعنوان مسئول و خادم يك مؤسسه خيريه و هيئت معصومين‏عليه‏السلام هستم با توجه به اينكه اين مؤسسه داراى اعضاء شورا هم مى‏باشد كه كليه اعضاى آن فى سبيل اللَّه بدون مزايا و حقوق داوطلبانه كار و فعاليت دارند آيا مى‏شود بعنوان پاداش مبلغى وامِ بلاعوض به نامبردگان جهت دلگرمى - از صدقات، مبرّات و نذورات و يا يك سوم سهم مبارك امام‏عليه‏السلام و سادات كه اجازه آن گرفته شده كه جهت مصارف كارهاى دينى هيئت خرج شود - پرداخت نمائيم؟

ج: نذورات تابعِ كيفيّتِ نذرِ نذر كنندگان است و بايد مراعات شود و صدقات و مبرّات را اگر مستحق باشند به آنها مى‏توان داد و در صرف سهم امام عليه‏السلام و سهم سادات از مرجع تقليد خود اجازه بگيريد.

س 724 - زنى فرزندى بدنيا آورده و نذر كرده اگر اين فرزند سالم بماند هفت ماه روزه بگيرم، و فعلاً اين زن يك روز هم روزه نگرفته، با توجّه به اينكه از نظر جسمانى نيز ضعيف مى‏باشد وظيفه او چيست؟

ج: لازم است بر اساس نذر عمل نمايد و مى‏تواند به مرور زمان و با فاصله روزه‏ها را بجا آورد.

س 725 - اگر شخصى نذرى مانند قربانى كردن گوسفند يا گاو در ماه محرّم داشته باشد، كه آن را در بين مردم تقسيم نمايد، ولى چون در مسجد شام يا نهار نذرى وجود دارد و اين نذريّه به كلّيه اهالى روستا داده مى‏شود، آيا اين شخص مى‏تواند قربانى خود را به نذورات مسجد هديه نمايد؟ و همچنين اگر شخصى قدرت مالى براى اداء نذر خود ندارد، مى‏تواند به همان مقدار توانايى خود به مسجد هديه نمايد؟

ج: به همان صورت كه نذر كرده بايد مصرف نمايد.

س 726 - اگر پدرى به طور مشخص نذرى داشته باشد مثل آب گوشت و يا حليم و غيره، آيا اولاد ملزم به عمل كردنِ اين نذورات هستند يا خير؟

ج: خير، اگر پدر نذرى كرده باشد بر اولاد واجب نيست كه به آن نذر عمل نمايند.

س 727 - در دهه اول ماه محرم در روستاى ما حسينيه‏اى هست جوانان در آنجا عزادارى و نوحه خوانى مى‏كنند و از آنجا دسته عزادارى را به مسجد جامع مى‏آورند و هر سال مبلغ بالائى پول بعنوان نذرى براى حسينيه و براى راه اندازى دسته سينه زنى جمع مى‏شود كه يك دهم پولها صرف حسينه نميشود به نظر حضرتعالى آيا مى‏شود همان پولها را صرف در امور مسجد مثل بلندگو و تعمير و مرمت ساختمان و ديگر مايحتاج مسجد نمائيم چون اگر در اين امور صرف نشود حيف و ميل مى‏شود.

و آيا مى‏شود از بلندگوهاى مسجد در حسينيه و از بلندگوهاى حسينيه در مسجد استفاده كنيم لازم به ذكر است عمده عزادارى و سينه زنى ماه محرم در مسجد واقع مى‏شود. ضمناً مسجد نوسازى است احتياج به پول دارد، صرف پول‏ها در مسجد چگونه است؟

ج: در صورتى كه صاحبان پول اجازه دهند يا در ضمن جمع آورى پول براى عزادارى مطرح شود كه قسمتى از اين پولها براى نيازمندى و مخارج مسجد است، مانعى ندارد ولى اگر پولها را مخصوص خرج عزادارى داده باشند بايد در همان راه مصرف شود و بردن بلندگوى حسينيه به مسجد و بالعكس در صورتى كه بلند گو مخصوص حسينه يا مسجد است نمى‏توان آن را بجاى ديگر برد.

احكام وقف‏

س 728 - گرفتن قرآنهاى ممهور به مهر وقف از مسئولين سعودى چگونه است؟

ج: اگر وقف عامّ است اشكال ندارد.

س 729 - زمينى را به عنوان مسجد و حسينه پايه ريزى نموده‏ايم، با توجه به اينكه تصميم داريم 2 طبقه باشد و يك طبقه به عنوان مسجد و طبقه ديگر به عنوان حسينيه، نظر جنابعالى در اين رابطه چيست؟

ج: از اول هر قسمتى را به هر عنوانى كه بسازيد و وقف كنيد اشكال ندارد.

س 730 - آيا مبلغى را كه فرد مثلاً جهت تعميرات مسجد وقف مى‏كند مى‏توان در جاى ديگر مثلاً خريد فرش براى مسجد خرج كرد يا اينكه فقط براى موردى كه وقف شده بايد مصرف شود؟

ج: در صورتى كه صاحب پول اجازه بدهد اشكال ندارد.

س 731 - در جنب مسجدى قديمى ساختمانى وجود داشت كه صاحبش وقف مسجد نموده بود و اكنون آن ساختمان را جزء مسجد نموده‏ايم پيش از تخريب ساختمان آب فاضلاب ساختمان همسايه از حياط آن ساختمان وقف شده ردّ مى‏شد الان كه جلوى فاضلاب همسايه مسدود شده آيا مى‏توانيم از زير شبستان مسجد فاضلاب را هدايت كنيم؟

ج: عبور دادن فاضلاب از مسجد جايز نيست، مگر اينكه پيش از مسجد شدن، همسايه نسبت به عبور فاضلاب خود، ذى حق بوده باشد.

س 732 - آيا مستأجرينى كه به موقع اجاره بها، رقبه مورد اجاره خود را پرداخت نمى‏نمايند و موجبات عدم اجراى به موقع نظر واقف مى‏شوند فرايض دينى آنها در اين رقبات اشكال شرعى دارد يا خير؟

ج: اگر در ضمن اجاره شرط كرده‏اند كه مستأجر در وقت معيّنى اجاره بها را بپردازد، و تخلّف كرده است موجر مى‏تواند اجاره را فسخ نمايد و اگر اجاره فسخ شد عبادت در آنجا اشكال دارد، و بهرحال تأخير اجاره بها از وقت مقرر، گناه و معصيت است.

س 733 - آيا اشخاصى كه بدون مجوّز اداره اوقاف و متوليان موقوفات اراضى وقفى را در تصرف دارند و متولى و اداره اوقاف به تصرفات آن‏ها راضى نيستند فرايض دينى آنها كه در اين رقبات انجام مى‏دهند از نظر شرعى اشكال دارد يا خير؟

ج: در فرض مذكور، عبادت آنان در آنجا باطل است.

س 734 - شخصى زمينى را وقف مسجد نموده است و اهالى محل آن زمين را بنا نموده و از درآمد آن بنا مخارج مسجد از قبيل خادم و امام جماعت و... را اداره مى‏نمايند، بيان فرمائيد آيا از درآمد اين بنا براى امورات فرهنگى و اعياد و وفيات و اردوهاى زيارتى، كلاسهاى تابستانى كه در مسجد برگزار مى‏شود مى‏توان مصرف نمود؟

ج: اگر واقف زمين و كمك كنندگان، مورد خاصى را در نظر نداشته‏اند صرف درآمد در موارد مذكور مانعى ندارد.

س 735 - آيا چيزى كه وقف مى‏شود بايد هنگام وقف - حال چه بالفعل و يا بالقوّة - منفعت داشته باشد؟

ج: در وقف شرط نيست كه فعلاً داراى منفعت باشد بلكه اگر در آينده هم منفعت داشته باشد كافى است، مانند وقف درختى كه در آينده داراى ميوه مى‏شود يا حيوانى كه در آينده شير مى‏دهد يا مى‏زايد.

س 736 - يك قطعه زمين زراعى بمدّت 99 سال اجاره داده شده است و ملك فوق الذّكر وقف اولاد ذكور مى‏باشد، مؤجر و مستأجر هر دو در قيد حيات نيستند و مورد نظر در اختيار برادر مستأجر مى‏باشد. آيا اجاره مذكور باطل مى‏باشد يا خير؟ در صورت جواز اجاره درآمد حاصله چگونه تقسيم مى‏شود؟ در ضمن مؤجر داراى پنج فرزند پسر نيز مى‏باشد كه در حيات هستند.



قبل فهرست بعد