قبل فهرست بعد


س 737 - شخصى در زمان حيات خويش با خود عهد مى‏كند: ملكى كه از دستش رفته است اگر باز گردد پنج هزار متر آن وقف حضرت ابوالفضل العباس‏عليه‏السلام بوده باشد، و اتفاقاً زمين به ايشان بر مى‏گردد؛

- آيا وقف به صورت مشاع و بدون تعيين و يا به نحو كلّى فى المعيّن صحيح است؟

ج: وقف بصورت مشاع مانعى ندارد.

- آيا پنج هزار متر از اين زمين وقف است.

ج: بعد از آنكه صيغه وقف جارى شد و ساير شرائط نيز موجود بود پنجهزار متر زمين وقف مى‏باشد.

- آيا بر ورثه لازم است كه طبق اين عهد عمل كنند؟

ج: هر كس كه عهد كرده واجب است به عهد خود عمل نمايد.

- آيا مى‏توان زمين را فروخت و وجه آن را براى حضرت ابوالفضل عليه‏السلام و يا ديگر وجوه مصرف نمود؟

ج: بعد از تحقق وقف جايز نيست.

س 738 ـ و سائلي در آشپرخانه وجود دارد كه مسجد به آن احتياج ندارد آيا مى‏توانيم آن را در كارهاى خير به اجاره داده و درآمد آنرا صرف مسجد كرد؟

ج: اگر منظور واقف استفاده از آنها براى خودِ مسجد بوده، اجاره آنها جايز نيست.

س 739 ـ آيا صحيح است كه كسي پولي را براى نيازمند وقف كند تا در بانكى نگهدارى شود تا هر نيازمندى در مدتى معين براى رفع حاجت از آن استفاده كند سپس مثل آن را به بانك بپردازد.

ج: از مصاديق وقف نيست ولى عمل مزبور بعنوان قرض مطلوب و داراى اجر است.

س 740 - مسجدى است كه واقف آن متولّى آنرا معيّن نموده و در اين زمينه وصيّت نموده است. شرعاً متولّى داراى چه مسئوليتى است و در قبال مسجد چه وظائفى را بايد انجام بدهد؟ آيا اداره مسجد و برنامه‏هاى آن به عهده متولّى است و يا هيئت امناء مسجد اين مسئوليتها را بعهده دارد؟

ج: اگر واقف وظيفه متولى را مشخص كرده است به همان نحو عمل مى‏نمايد اما اگر معيّن نكرده است آنچه را كه متعارف است انجام دهد مثل حفظ و نگهدارى و تعمير و نحو آن.

فروش عين موقوفه

س 741 - اگر ملك وقفى را كسى به نفعِ خود بفروشد و خريدار آنرا صاحب شود، در صورتيكه افرادى به خريدار گفته باشند اين ملك موقوفه است آيا خريد ملك موقوفه براى خريدار جايز است يا خير؟ چگونه؟

ج: در فرض مذكور خريد ملك موقوفه جايز نيست.

س 742 - اگر فردى اراضى موقوفه را فروخته باشد آيا ورّاث آن مى‏توانند بجاى آن اراضى ، اراضى ديگرى را به موقوفه واگذار كنند يا بايد اراضى خود موقوفه به آن برگردد؟

ج: بايد اراضى وقف شده مسترد شود ولى اگر امكان نداشته باشد بايد مشابه آن به وقف عودت داده شود.

س 743 - آيا هيئت امناء مساجد اجازه فروش زمين قبرستان به منظور دفن افراد را دارند يإ؛ٌ ظظ خير؟

ج: خير.

س 744 - اگر خريدار ملك موقوفه در هنگام خريد متوجه نبود و اطلاعى نداشته باشد ولى بعدها متوجه شود كه اين ملك موقوفه بوده است، خريدار چه وظيفه‏اى دارد؟

ج: هر زمان كه متوجه شده ملك موقوفه است بايد آن را بوقف برگرداند.

س 745 - زمينى را براى دفن اموات وقف نموده‏اند كه فعلاً نيز در آن محل كسى را دفن نمى‏كنند و آن مكان به زباله دانى تبديل شده و قبرستان بجاى ديگرى منتقل گشته، تكليف در مورد زمين مذكور چيست؟

ج: در فرض مذكور لازم است آن زمين را بفروشند و با پول آن در نقطه ديگرى زمين خريده براى قبرستان وقف شود.

س 746 - آيا وسايلى كه وقف مسجد نموده‏اند مى‏توان درصورت عدم نياز به آن وسايل آنها را با وسايل مورد نياز مسجد تعويض نمود و يا اينكه آنها را فروخت و وسايل مورد نياز خريدارى شود و يا اينكه پس از فروش آنها مبلغ كسب شده را براى خرج تعميرات مسجد گذاشت؟

ج: مى‏توانيد آنها را بفروشيد و وسائل مورد نياز كه مشابه وسائل قبل باشد تهيه نمائيد يا با وسائل مشابه مورد نياز تعويض نمائيد.

س 747 - حدود بيش از يكصد سال پيش فرد خيّرى آب انبار (حوض آب) ساخته و وقف كرده است و بيش از سى سال است كه اين حوض آب، مخروبه شده است و فرضاً اگر باز سازى هم بشود استفاده كننده‏اى ندارد. آيا مى‏شود زمين آب انبار را فروخت و وجه آنرا در كار خير ديگرى بنام واقف صرف كرد؟

ج: در فرض سؤال فروش آن جايز است ولى بايد آن را در راهى كه نزديك به عين موقوفه باشد صرف كرد.

تبديل وتغيير موقوفه

س 748 - احداث ساختمان شخصى، ساختمان عام المنفعه از قبيل بهدارى و مدرسه و غيره در قبرستان جايز است يا خير؟

ج: در صورتيكه زمين وقف براى دفن اموات مى‏باشد جايز نيست.

س 749 - در شهر همدان قبرستان متروكه‏اى است كه حدود شصت سال قبل، زمين آن براى قبرستان خريدارى شده است و قسمتى از اين قبرستان را شهردارى همدان جهت احداث مسجد به اهالى محل واگذار نموده است كه ساخت مسجد نيز - به علّت اينكه فاصله زمين مورد نظر با مسجد جامع محلّ حدود يك كيلومتر مى‏باشد - ضرورت دارد، لكن هنوز صورت قبرها باقى است، نظر حضرتعالى در باره ساخت مسجد در اين محل مذكور چيست؟

ج: اگر زمين وقف قبرستان نباشد و نيز خراب كردن قبرها توهين به مدفونين نباشد و زمين هم صاحب معيّن نداشته باشد با اذن حاكم شرع جايز است كه در آنجا مسجد درست شود.

س 750 - در صورت نياز شديد ورثه به اموال مورّث و دچار شدن آنان به حرج و عسر شديد، در صورت وقف قطعه زمينى از مايملك وى، آيا چنان وقفى وجهه شرعى دارد يا خير؟

ج: در صورتى كه وقف محقّق شده باشد صحيح است و ملك مذكور به ورثه بعنوان ارث نمى‏رسد ولى اگر ورثه يا بعضى از آنها مشمول مورد وقف باشند مى‏توانند از وقف در حدّ خودشان استفاده كنند.

س 751 - آيا تبديل كردن حسينيّه به مسجد توسّط عدّه‏ اى از نمازگزاران جايز است؟

ج: جايز نيست.

س 752 - يكى از مساجد قديمى شهر شاهرود كه قدمت تاريخ احداث و دستور ساخت آن به امام يازدهم حضرت امام حسن عسگرى عليه‏السلام منصوب مى‏شود با توجه به قدمت تاريخ خود ضمن برگزارى نماز جماعت در شبانه روز، در تمام ايام سال كماكان برنامه‏هائى از قبيل جشنهاى مذهبى ايام سوگوارى و مواليد ائمه معصومين‏عليهم‏السلام برگزار و هزينه‏هاى مربوطه اين مجالس صرفاً از محل نذوراتى كه مردم اين شهر از طيب خاطر و ارادت به آن امام همام بصندوق نذورات مسجد واريز مى‏نمايند، برداشت و تأمين مى شود. اين مسجد داراى تعداد زيادى خدمه است كه بعضى از آنان سابقه خدمتشان به بيش از نيم قرن مى‏رسد كه اين خدمت امورات مسجد را با پنج نفر امناء منتصبه انجام مى‏دهند. چند سالى است هيئت امناء مذكور كه چهار نفر آنان از افراد خارج از خدمه اصلى مسجد هستند، ساختمان ادارى و چند واحد مسكونى در زمين موقوفه‏اى مربوط به همين مسجد احداث و اكثر هزينه‏هاى ساختمان مذكور را از محل نذورات صندوق مورد اشاره برداشت و پرداخت نموده و سپس با تنظيم وقف نامه‏اى اعيانى احداثى را به نام خودشان بعنوان واقف به مسجد مذكور وقف نموده و توليت آنرا براى يكى پس از ديگرى از افراد پنج گانه خود به ثبت رسانيده‏اند. اكنون با توضيحاتى كه فوقاً به استحضار رسيد از محضر آن زعيم عاليقدر سؤال مى‏شود كه امناء مذكور شرعاً مى‏توانند خود بنام واقف بوده و توليت آنرا صرفاً بنام فرد فرد قرار دهند؟

ج: نمى‏توانند و صحيح نيست.

س 753 - وقف منزل به عنوان حسينه در مدت 10 روز معين و توليت براى اولاد واقف يا برادر ارشد پس از پايان روضه خوانى و عزادارى، ملكيّت منزل - حسينيه - از وفقيت خارج و به ورثه بر مى‏گردد يا خير؟

ج: در صورتى كه وقف محقّق شده باشد، از ملكيت واقف و وارث خارج شده و مجدداً به ملكيّت آنان بر نمى‏گردد.

س 754 - آيا اداره اوقاف مى‏تواند بر خلاف نظر واقف در دهه عاشورا اطعام نمايد و حتى منزل واقف كه بعنوان حسينيّه استفاده مى‏گرديده بصورت مسجد درآورد يا خير؟ با توجّه به اينكه پس از دهه محرّم هيچ گونه استفاده عام المنفعه‏اى ندارد.

ج: بايد به همان صورت كه وقف شده، مورد استفاده قرار گيرد و تغيير آن جايز نيست.

س 755 - زمينهايى كه در روستاهاى كشور جمهورى اسلامى ايران و يا در اطراف شهرها به منظور كشت و توليد محصولات كشاورزى و باغبانى و مانند آن، از طرف واقف، شرعاً وقف شده است، آيا از طرف افراد حقيقى و يا حقوقى مى‏توان اين زمينها به قطعات كوچكترى تبديل شود؟ و نيز آيا مى‏شود كاربرى اين زمينها را كه براى زراعت و باغبانى وقف شده است، تغيير داد؟

ج: در صورتى كه به مصلحت وقف باشد، مى‏توان آنها را به قطعات كوچكتر تبديل نمود.

ولى تغيير آنها از حالت زراعى و باغى به چيز ديگر جايز نيست، مگر اينكه انتفاع از آن بصورت اوليه از بين برود يا به حداقل برسد كه در اين دو صورت مى‏توان آنها را به چيز ديگر كه حتى الامكان مشابه حالت اوّل و قابل انتفاع باشد، تبديل كرد.

س 756 - مسجدى داراى موقوفه است آيا مى‏توان وقفيات آن مسجد را در امورى غير از مورد وقف در همان مسجد خرج نمود؟

ج: خير

خروج عين موقوفه به محل ديگر

س 757 - آيا مى‏شود لوازم مسجد را - همچون ديگ بزرگ براى پخت و پز غذاى مجالس - از مسجد بيرون برد؟

ج: اگر آن لوازم بعنوان مسجد معين وقف شده است بيرون بردن آنها جايز نيست.

س 758 - با توجه به اينكه كتابخانه و مسجد هر دو مكان عمومى هستند آيا به علّت وسايل كم كتابخانه مى‏توانيم از وسايل مسجد استفاده بكنيم؟

ج: استفاده از وسايل و امكانات مسجد در صورتى كه مطابق با نظر واقفين و اهداء كنندگان باشد مانعى ندارد.

وقف عام

س 759 - وقف مؤبّد و حبس مخلّد منزل واقف در مدت دهه محرم فقط براى تعزيه دارى و روضه خوانى كه بدون اطعام صورت گرفته، آيا بنظر حضرتعالى اينگونه وقف بر اشخاص مثل امام حسين وقف عام محسوب مى‏شود يا وقف خاص؟

ج: وقف بر امام حسين عليه‏السلام وقف عام است.

وقف معاطاتى

س 760 - آيا وقف معاطاتى صحيح است؟

ج: وقف معاطاتى صحيح است ولى لازم است شرائط ديگر مراعات شود.

حبس

س 761 - بنظر حضرتعالى در وقف خاص مثل وقف بر اولاد يا وقف شخص مثل امام حسين با مدت معين ده روز كه وقف منقطع الاخر مى‏باشد ورثه واقف به صورت ملك غير طلق مالك ملك مى‏شود يا خير؟

ج: در فرض مذكور، به عنوان وقف صحيح نيست ولى به عنوان «حبس» صحيح است و اگر حابس در قيد حيات نباشد، ملكيت آن مربوط به ورثه است.

احكام خوردنيها و آشاميدنيها

س 726 - در اغلب موارد «ژلاتين» كه يك مادّه خوراكى است و با تركيب با اسانسهاى مختلف در ساخت شكلات، كاكائو يا شيرينى، بستنى و... به كار مى‏رود از «كلاژين»هاى موجود در ساختمان استخوان، زردپى، رباط، پوست و جلد گاو يا گوسفند كه بهترين نوع آن مى‏باشد اخذ مى‏شود، امّا ممكن است اين عمل از ساختمان حيوانات حرام گوشت و يا حيوانات حلال گوشتى كه ذبح شرعى نشده باشند نيز انجام پذيرد، با توجه به اظهار نظريّه علمى پيرامون همين موضوع كه استعمال شدن كلاژين و تبديل شدن به محصول جديدى بنام ژلاتين مى‏باشد و امروزه در اكثر مواد خوراكى مصرف دارد، آيا فرقى بين حيوانات حلال گوشت يا حرام گوشت و ذبح شرعى يا ذبح شرعى نشده در اين مسئله و تحصيل ژلاتين از ماده كلاژين كه در ساختمان بدن حيوانات، موجود است مى‏باشد يا خير؟

ج: ماده مزبور در صورتى كه از حيوانات حلال گوشت كه ذبح شرعى شده است و از لابلاى استخوانهاى اين قبيل حيوانات و از اجزاى حلال آنها بدست آمده است حلال است ولى از اجزاى حرام اين حيوانات اگر بدست آمده است حرام است؛ اجزاى حرام حيوانات حلال گوشت كه حرام است به اين شرح است: 1 - خون؛ 2 - فضله؛ 3 - آلت ذكوريت؛ 4 - آلت انوثيّت؛ 5 - بچّه‏دان و جفت احتياطاً؛ 6 - غدد كه آنرا دِشوَل مى‏گويند؛ 7 - تخم كه دُنبلان نيز ناميده مى‏شود؛ 8 - چيزى كه در مغز كلّه است و به شكل نخود مى‏باشد؛ 9 - مغز حرام كه در ميان تيره پشت است؛ 10 - پى كه در دو طرف تيره پشت است. 11 - زهره دان؛ 12 - سپرز (طحال)؛ 13 - مثانه؛ 14 - حدقه چشم (مردمك)، 15 - چيزيى كه در ميان سمّ است و به آن ذات الأَشاجع مى‏گويند.

س 763 - خوردن گوشت خرگوش نر و ماده چه حكمى دارد؟

ج: حرام است.

س 764 - اينجانب مدتى است كه به مرض اسهال مبتلى گشته و هر چه مداوا نموده‏ام مفيد واقع نگشته است و بر حسب تجربه در موارد مشابه و به گفته دكترها خوردن يك ليوان شراب براى اين مرض مفيد است، متمنّى است كه رأى حضرتعالى در اين زمينه را مرقوم فرماييد؟

ج: خوردن شراب و كلّيه مسكرات از محرّماتِ مسلّم اسلام است ولى چنانچه طبق تشخيص پزشك متخصّص و مورد اطمينان تجويز شود و معالجه بيمار نيز منحصر به آشاميدن آن باشد و (جايگزين) هم نداشته باشد مى‏تواند براى درمان به مقدار ضرورت مصرف كند.

س 765 - خوردن كنسرو ماهى كه پولك دار بودنش مشكوك است پس از احراز اينكه زنده از

آب خارج شده چه حكمى دارد؟

ج: در فرض سؤال مانعى ندارد.

س 766 - با توجه به اينكه برخى از داروهاى ضرورى و حياتى از منابع حرام يا نجس مثل اعضاء يا مدفوعات انسان يا حيوان تهيه مى‏گردند و اصولاً اينگونه داروها از كشورهاى خارج و غير مسلمان وارد مى‏شوند حكم شرعى مصرف اينگونه داروها در انسان و نيز معامله بر روى آنها چيست؟

ج: خريد و فروش آنها اشكال ندارد و در صورتى كه استحاله شده يا شك داشته باشيم كه از اعيان نجسه تهيه شده باشد، خوردن آنها هم مانعى ندارد و در غير اين دو صورت خوردن آنها حرام است مگر اينكه به عنوان دارو مورد استفاده قرار گيرد و راه درمان منحصر در آن باشد كه استفاده خوراكى از آن درحد ضرورت جايز است و استفاده غير خوراكى در هر حال جايز مى‏باشد.

احكام وصيّت

س 767 - شخصى وصيّت نموده خانه مسكونى خود را بعد از فوت خود به همسر دائميش واگذار نمايد، امّا همسرش بعد از 16 روز فوت نموده و ايشان وصيت كرده بعد از من در ميان اين خانه دعاى ندبه و زيارت عاشورا و ماه رمضان جلسه قرآن بخوانند و داراى 1 پسر و 1 دختر نيز مى‏باشد و پسر مى‏گويد من مى‏خواهم اين خانه پدرى را بفروشم و دختر قصد فروش خانه را ندارد، حكم مسئله چيست؟

ج: خانه مسكونى كه وصيت كرده اگر به اندازه ثلث مال موصى باشد وصيّت صحيح است و خانه متعلّق به زوجه است، او نيز تا يك سوم اموالش مى‏تواند وصيّت كند و در صورتى كه بيشتر از ثلث مالش باشد اگر ورثه اجازه بدهند به وصيّت عمل مى‏شود و اگر اجازه ندهند تا يك سوم نافذ است و مازاد بر آن مربوط به ورثه مى‏باشد.

س 768 - شخصى در اثر تصادف ماشين فوت كرده و وصيت به ثلث نموده است. وصىّ ميّت ادّعاى ديه نموده است و بابت آن چكى از قاتل دريافت نموده است. بعد از آن بعضى از ورثه ميّت رضايت داده‏اند و بعضى سهمشان از ديه را گرفته‏اند.

حال سؤال اين است: حكم سهم ميّت و وظيفه وصى چيست؟

ج: ميّت از ديه سهمى ندارد و از ساير اموال ميّت به اندازه يك سوّم كه وصيّت كرده حق دارد كه بايد طبق وصيّت مصرف شود.

س 769 - پدر و مادر در زمان حياتشان چندين مرتبه گفته‏اند كه خانه‏اى كه خودشان در آن زندگى مى‏كنند مال دخترهاى آنهاست (احتمالاً منظور پس از فوت پدر و مادر بوده است) و اين مطلب را چندين نفر هم شنيده‏اند و شاهد بر اين گفته مى‏باشند.

اكنون كه پدر و مادر فوت كرده‏اند، دو پسر مى‏گويند كه اين خانه هم مثل بقيه اموال پدر و مادر بايد بين پسرها و دخترها تقسيم شود. حال با توجه به اينكه وصيت نامه مكتوبى در اين زمينه موجود نيست و نيز با توجه به اينكه پدر و مادر به غير از اين خانه املاك و اموال ديگرى هم دارند تكليف چيست؟

ج: به گفتن جمله مذكور وصيّت محسوب نميشود.

س 770 - اگر اين گفته را وصيّت حساب كنيم آيا لازم است كه حتماً به صيغه وصيت باشد؟

ج: وصيت بايد به كيفيّتى باشد كه معلوم باشد كه موصى نظرش اين است كه بعد از فوت وى فلان عمل انجام شود يا فلان مال براى فلان شخص باشد.

س 771 - شخصى وصيّت نموده كه از تمامى ماترك او كه شامل اثاث منقول و ساختمان و املاك مى‏باشد ثلث آنرا حساب نموده و وجه آن را ده قسمت نمايند دو سهم آنرا بزوجه دائمى خود پرداخت نموده و بغير از حق تقسيمه آن الباقى هشت سهم آنرا جهت خيرات و مبرّات مصرف نمايند سؤال اين است:

1 - آيا اين وصيّت نافذ مى‏باشد؟

ج: وصيّت نافذ است.

2 - از املاك غير منقول از قيمت هر يك آن بايد پرداخت شود يا از كلّ قيمت املاك آن هم بايد پرداخت شود؟

ج: از تمامى اموالى كه وصيت كرده منقول و غير منقول بايد به زوجه داده شود.

س 772 - آيا پدر مى‏تواند در مسئله ارث به دختر خودش مثل پسرانش يك سهم بدهد يا بايد به دختر نصف پسر را بدهد؟

ج: مى‏تواند به دخترش هر اندازه كه بخواهد ببخشد يا وصيّت كند كه به دخترش به اندازه سهم پسر بدهند و در حال حيات پدر تمام ورثه وصيّت نامه را قبول نمايند واگرنه تا يك سوّم فقط نافذ است.

اختيارات وصى

س 773 - شخصى فوت نموده و داراى وصيّت نامه شرعى مى‏باشد و از آنجايى كه داراى فرزند صغير مى‏باشد همسر خود را قيّم قرار مى‏دهد در اينصورت در منزل آنمرحوم مى‏شود نماز خواند يا چاى خورد...؟

ج: بدون اسراف و با رعايت مصلحت صغير و اذن وصىّ مانعى ندارد.

س 774 - آيا وصى مى‏تواند با ملك يكى از ورثه كه نزد او امانت است و با مطالبه مكرر عودت نداده، تجارت كند و آيا عوائد و منابع ملك از آنِ چه كسى است؟

ج: جايز نيست و درآمد ملك متعلق به مالك است نه وصى.

نفوذ وصيت بيشترازثلث

س 775 - آيا براى زوج و زوجه‏اى كه فاقد اولادند و مى‏خواهنداز نظر ارث به گونه‏اى عمل نمايند كه اگر هر يك از آنها زودتر از ديگرى از دنيا رفت تمام اموالش به همسرش برسد و ساير اقوام و فاميلش هيچگونه حقّى نداشته باشد، راه و طريق مشروعى وجود دارد؟

ج: هر كدام از آنها مى‏توانند وصيت كنند كه بعد از هر كدامشان تمام اموالشان براى ديگرى باشد و وصيت نامه مربوطه توسط تمام ورثه هر كدام امضاء شود؛ اگر چنين كنند چون ورثه آنان در حال حيات وصيّتشان را پذيرفته و امضاء كرده‏اند بعد از فوت يكى از آنان حق اعتراض و مطالبه چيزى از اموال را كه مورد وصيّت قرار گرفته است ندارند.

س 776 - پدرى فوت نموده و داراى 2 پسر و 2 دختر مى‏باشد كه همه بزرگ و متأهل هستند، پدر در زمان حيات خود و در هنگام ازدواج پسرها براى آنها هر كدام يك خانه مى‏خرد و بيان مى‏دارد كه خانه‏اش را كه خود در آن ساكن است پس از مرگش متعلّق به دختران باشد و اين مسأله را چندين مرتبه و به عناوين مختلف بيان مى‏كند به طوريكه عدّه‏اى آنرا مى‏شنوند يا به طور غير مستقيم اطّلاع پيدا مى‏كنند. اگر چه پسرها در زمان حيات وى از اين تصميم ناراضى بوده و اين نارضايتى را نيز به پدر اعلام مى‏كنند ولى پدر چندان ترتيب اثرى به حرف آنان نداده و در فرصتهاى ديگر بر نظر خود پافشارى مى‏نمايد، حال با توجه به اينكه هيچ وصيّت نامه مكتوبى وجود ندارد، سئوالات زير مطرح است:

الف - آيا پسرها در زمان حيات پدر شرعاً حق اعتراض به انتقالِ خانه به دخترها توسط پدر براى پس از مرگ پدر را داشته‏اند؟

ج: خير نداشته‏اند.

ب - آيا ننوشتن و عدم وجود وصيّت نامه مكتوب را بايد دالّ بر تغيير نظر و رجوع پدر از گفته‏هاى سابق خود مبنى بر انتقال خانه به دخترها دانست يا دال بر تأييد نظر و گفته‏هاى سابقش؟

ج: خير دلالت بر تغيير نظر وصيتّ كننده نمى‏كند.



قبل فهرست بعد