قبل فهرست بعد


ج: وصيّت شفاهى صحيح است.

د - آيا اگر وصيت شفاهى شرعاً صحيح است بايد حتماً به صيغه وصيت آمده باشد يا به هر لفظى كه دال بر انتقال خانه براى پس از مرگ به دخترها باشد كافى است؟

ج: هر لفظى كه دلالت بر وصيت كند كافى است.

ه' - آيا شك در اينكه شايد پدر از نظر خود برگشته است (حالا شك به هر دليلى باشد) مى‏تواند اعتبار آن جماعت و گفته‏هاى سابق را از بين ببرد و به عبارت بهتر آيا شك لاحق، اعتبار يقين را مخدوش مى‏كند؟

ج: خير.

و - در نهايت آيا شرعاً خانه به دخترها مى‏رسد - طبق اظهارات شفاهى پدر در زمان حيات - يا طبق ادعاى پسرها بايد بين پسرها و دخترها تقسيم شود؟

ج: در صورتى كه آنچه وصيت كرده به اندازه ثلث مال ميت يا كمتر باشد، بايد به آن عمل شود و اگر بيشتر از ثلب باشد، با رضايت ورثه، وصيت نافذ است.

احكام ارث‏

س 777 - مردى كه با زنى ازدواج نموده همسر ديگرى دارد كه داراى چندين فرزند دختر و پسر مى‏باشد آيا اولاد از همسر دوم از اموال ايشان نيز سهم دارند (البته همسر دوم زندگى و اموالش جداگانه است) اين مرد مى‏گويد اينها (همسر دوّمِ مرد همراهِ دو دخترش) از اموالم كه قبل از ازدواج با همسر دوّم داشتم حقّى ندارند، شرعاً حكم چيست؟

ج: تمام اموال اين شخص بعد از حياتش به تمام فرزندانش به عنوان ارث منتقل مى‏شود و فرقى بين اولاد همسر قبل و بعد نمى‏باشد.

س 778 - اگر كسى بدون وصيّت بميرد اموال و دارايى او چگونه تقسيم مى‏شود؟

ج: بعد از پرداخت بدهيها و حقوق واجب مالى، بر اساس قانون ارث بين ورثه تقسيم مى‏شود.

س 779 - شخصى با دخترى ازدواج مى‏كند با پنج ميليون تومان پول، اكنون آن شخص مرده و كلّ دارائى او همان پنج ميليون تومان است و ورّاث ميّت پدر و مادر و دو فرزند و همسر او مى‏باشند؛ تقسيم مال چگونه است؟

ج: در فرض سؤال اگر پنج ميليون تومان، مهريه زوجه بوده تمام ماترك به زوجه داده مى‏شود.

س 780 - شخصى نسبتاً ثروتمند و داراى اراضى كشاورزى بسيار و با داشتن همسران و تعداد زيادى فرزند، تمام اراضى كشاورزى و اشجار و باغات خود را كلاًّ به يكى از پسرانش واگذار كرده (بدون دليل بلكه نشئت گرفته از عناد) و بقيه فرزندان و همسران را از ارث محروم مى‏نمايد و مسئله را به صورت خريد و فروش (در واقع كلاه شرعى) در يكى از دفاتر ثبت، بصورت ثبتى به نام همان يك فرزند نموده است، مرقوم فرماييد از نظر شرعى تكليف چيست؟ و آيا ساير ورثه در اين اموال حقّى دارند يا خير؟

ج: سزاوار است كه انسان ساير فرزندان خود را از اموال خويش محروم ننمايد ولى اختيار اموال خود را دارد و مى‏تواند تمام اموال يا بخشى از آن را به يكى از فرزندان يا فرد ديگرى ببخشد يا بفروشد.

س 781 - شخصى از دنيا رفته و بجز يك خواهر مادرى و چند خواهر زاده پدر و مادرى وارثى ندارد. البتّه متذكّر مى‏شود كه اين مرحوم ارث پدرى را تنها تصاحب نموده و در قيد حيات، ارث خواهر خود را نداده است و همين خواهر چند سال قبل فوت نموده است، آيا فرزندان خواهر فوت شده مى‏توانند از تركّه متوفّى‏، حقِّ مادرشان را مطالبه نمايند و در صورت داشتن حق، سهم آنان چقدر مى‏باشد؟

ج: مسأله مورد سؤال در حقيقت دو مسأله است:

1 - اموال پدر ميان يك پسر و دو دختر به اين ترتيب تقسيم مى‏شود كه نصف آن مالِ پسر و براى هر يك از دخترانش ربع مال مى‏رسد.

2 - اين شخص (يعنى پسر آن متوفّى‏) هنگامى كه از دنيا رفته چون يك خواهر بيشتر ندارد تمام اموال خودش مال خواهر مى‏باشد و خواهرزاده‏ها از او ارث نمى‏برند.

ولى در مسأله اوّل اگر آن مرد متوفى حقِّ خواهر خود را نداده باشد فرزندان او حق دارند سهم الأرث آن خواهر را از برادرش به اندازه يك ربع از مال پدر از تركه او بردارند.

س 782 - پدرى داراى چهار فرزند - دو پسر و دو دختر - و يك همسر مى‏باشد. پدر كه فوت نمود ارث تقسيم نشده بود كه دو فرزندِ پسر نيز فوت نمودند و ارث به دو دختر و همسر رسيد، آيا سهم دو پسر كه فوت نموده‏اند به مادر مى‏رسد يا اصلاً سهمى ندارند؟

ج: در ابتدا بايد «تَرَكه» ميّت ميان ورثه (همسر دو پسر و دو دختر) تقسيم شود و يك هشتم آن را با شرائطش كه در رساله ذكر شده به همسر بدهند و باقى مانده به هر پسر دو برابر دختر داده شود، ولى چون دو پسر وارث ديگرى غير از مادر ندارند سهم آن دو به مادر مى‏رسد.

س 783 - همين زن ازدواج نمود و از شوهر دوّم نيز دو دختر و دو پسر دارد، آيا اولاد از همسر دوم از اموال شوهر قبلى (ما ترك) ارث مى‏برند يا خير؟

ج: اولاد همسر دوم از اموالى كه از شوهر اول به مادرشان رسيده، نيز ارث مى‏برند.

ارث زن وشوهر

س 784 - شخصى مرحوم شده است كه داراى دو برادر پدرى و يك برادر پدر ومادرى و يك همسر بدون فرزند مى‏باشد برادر پدر و مادرى چندين روز قبل از خود متوفى از دنيا رفته و داراى چندين فرزند مى‏باشد در تقسيم ارث به چه نحوى بايد رفتار كرد؟

ج: در فرض سؤال كه برادر پدرى و مادرى قبل از متوفّى‏ فوت نموده است فرزندان او ارث نمى‏برند و وارث ميّت فقط همسر و دو برادر پدرى هستند كه يك چهارم از اموال را همسربر اساس آنچه در توضيح المسائل، مسأله 2769 ذكر شده، ارث مى‏برد و بقيّه اموال بطور مساوى بين دو برادر پدرى تقسيم مى‏شود.

س 785 - مادر اينجانب كه پس از فوت پدرم با شخصى ديگرى ازدواج كرده بود هم اكنون مرحوم شده است سؤال ما اين است كه مقدار سهم الارث باقى مانده از مادرم نسبت به شوهر دوم و بنده كه فرزند او از شوهر اول هستم به چه مقدار مى‏باشد؟

ضمناً بخشى از اموال باقى مانده از مادرم طبق سند، هبه شوهر دوم مى‏باشد، حكم آن چيست؟

ج: در فرض سؤال چهار يك همه اموال مادرتان چه هبه و غير هبه به شوهر دوّمش مى‏رسد و بقيه را ورثه ديگر مى‏برند.

س 786 - زنى كه فوت كرده و ورثه او شوهرش و تنها دخترش مى‏باشند، سهم الارث هر كدام چقدر است؟

ج: شوهر چهار يك از همه اموال را ارث مى‏برد و بقيه مال دختر است.

ارث پدرومادر

س 787 - پدر و مادر از اولاد چقدر ارث مى‏برند و از چه مى‏برند؟ البته غير از پدر و مادر متوفّى يك پسر و دو دختر هم دارد.

ج: در فرض سؤال پدر و مادر هر كدام شش يك از همه اموال به ارث مى‏برند و بقيه مال پسر و دخترها است و به پسر دو برابر دختر بايد داده شود.

س 788 - حدود چهار سال پيش يكى از دوستانم مبلغى پول (شصت و پنج هزار تومان) نزد اينجانب امانت گذاشت و بعد از مدّتى مفقود شد و تا كنون اثرى از شخص نامبرده بدست نيامده، بعد از اين واقعه همسرش كه حدوداً يكسال با وى زندگى كرده بود غياباً طلاق گرفت و فرزندى هم ندارند بنده را در اين مورد راهنمايى فرمائيد كه امانت را به پدرش مسترد نمايم يا به همسرش؟

ج: در صورتى كه اطمينان داريد كه صاحب مال از دنيا رفته آن را به ورثه او يعنى پدر و همسرش تحويل دهيد كه يك چهارم مبلغ مذكور مربوط به همسرش مى‏باشد و باقى مانده متعلّق به ساير ورثه است.

ارث عمو، عمه، دائى وخاله

س 789 - شخصى كه از دنيا رفته و وارث ميّت، عمو و عمّه پدر و مادرى و دائى هستند چگونه ارث مى‏برند و اگر ورثه عمو باشد با دائى زاده و يا عمو يا خاله زاده چگونه ارث مى‏برند؟

ج: مال را سه قسمت مى‏كنند يك قسمت را به دائى و خاله مى‏دهند كه بطور مساوى بين خود تقسيم مى‏كنند و دو سوّم را به عمو و عمّه مى‏دهند كه عمو دو برابر عمّه مى‏برد و با بودن عمو يا عمّه به دائى زاده و خاله زاده ارث نمى‏رسد.

س 790 - خانمى فوت كرده و ورّاث وى عبارتند از: شوهر، عمّه ابى، دايى ابوينى خواهشمند است نحوه تقسيم ما ترك متوفيّه را ارشاد نماييد.

ج: در فرض مذكور نصف تركه را به شوهر مى‏دهند و نصف ديگر را سه قسمت مى‏كنند يك قسمت را به دائى مى‏دهند و دو قسمت را به عمّه مى‏دهند.

ارث جدّ و جدّه‏

س 791 - شخصى از دنيا رفته وارث ميّت جدّ و جده پدرى و مادرى و جدّ و جدّه مادرى و يك برادر و دو خواهر هستند اينان چگونه ارث مى‏برند؟

ج: يك سوّم تركه به جدّ و جدّه مادرى مى‏رسد كه بطور مساوى قسمت مى‏كنند و دو سوّم ديگر ميان ساير ورثه بطورى كه مرد دو برابر زن ببرد تقسيم مى‏شود.

ارث كسانى كه باهم مى‏ميرند

س 792 - كيفيت و نحوه ارث بردن افرادى كه به طور دستجمعى در اثر حوادث طبيعى (زلزله و سيل يا...) و يا حوادث رانندگى (تصادف يا...) و يا حوادث جنگى (بمباران و...) كشته مى‏شوند و تقديم و تأخّر موت آنان معلوم نيست چگونه مى‏باشد؟

ج: در فرض سواال در صورتى كه از طريق زلزله، بمباران يا سيل از دنيا رفته باشند هر كدام از آنها از ديگرى ارث مى‏برد و اگر از طريق تصادف يا علل ديگرى از دنيا رفته باشند نيز از يكديگر ارث مى‏برند ولى احتياط آن است كه در اين صورت ورثه با يكديگر مصالحه و سازش نمايند و راه تعيين ارث آن است كه فرض شود زنده بودن يكى از آنها و مردن ديگرى كه از تمام تركه ارث مى‏برد و سپس اين ارث به بازماندگان زنده مى‏رسد.

اختيارات ولى

س 793 - كسى فوت شده و دو نفر صغير از ايشان باقى مانده است، پدرى دارد پير كه قدرت و توانائى سرپرستى صغار را ندارد، آيا برادر مرحوم مى‏تواند سرپرستى صغار را بعهده گيرد ولى از عمارت و اموال از قبيل فرش و ظروف اثاث البيت استفاده نمايد؟ نماز خواندن در آن خانه چه صورت دارد؟

ج: در فرض سؤال پدر كه ولىّ صغار است مى‏تواند كسى را به عنوان وكيل خود در نظر بگيرد تا امور مربوط به صغار را انجام دهد و خود در كارهاى وى نظارت نمايد و استفاده برادر از خانه و وسائل مذكور و نماز خواندن وى در آنجا با اجازه پدر و رعايت مصلحت صغار اشكال ندارد.

احكام امر به معروف و نهى از منكر

س 794 - امر به معروف و نهى از منكر مرد نا محرم به زن يا بالعكس چگونه بايد باشد؟

ج: با رعايت شرايط امر به معروف و نهى از منكر اشكال ندارد.

س 795 - آيا براى آموزگار يا مسئولين آموزشگاه جايز است دانش‏آموز را به جهت آوردن تصاوير يا وسايلى مشابه آن كه منافى عفّت عمومى باشد تنبيه بدنى نمايند؟

ج: خير بايد با شرائطش امر به معروف و نهى از منكر نمود و در صورتى كه وسائل مذكور از ابزار لهو باشد از بين بردن آنها اشكال ندارد.

س 796 - در موارد بالا در صورت تكرار و اصرار بر عمل توسط دانش‏آموز آيا حكم تغيير خواهد كرد؟

ج: با رعايت امر به معروف و نهى از منكر حكم تغيير مى‏كند چون امر به معروف مراتبى دارد.

احكام قضاوت‏

س 797 - بدليل حساسيت حقوقى بعضى شغلها مثلاً شغل قضاوت كه ممكن است نادانسته حق كسى پايمال شده و حق الناس را در بر داشته باشد آيا اجتناب از اين شغلها خوب و مصلحت مى‏باشد يا نه؟

ج: در صورتى كه انسان واجد شرائط قضاوت باشد اجتناب از پذيرفتن آن مصلحت نيست ولى بايد سعى كند كه حدود الهى و حقوق افراد را كاملاً رعايت كند.

علم قاضى

س 798 - اگر استناد علم قاضى به يكى از مواردى مانند قراين و محتويات پرونده يا عكس و فيلم از فرد هنگام ارتكاب جرم يا نوار ضبط وى از مكالمات كه مشتمل بر برخى...... باشد يا تحقيقات محلى و يا گفتگوهاى غير رسمى طرفين در محكمه يا فيلم و عكس از مجرم حين ارتكاب جرم و يا استفاده از علائم غريبه‏اى مانند هيپنوتيزم و نظائرش و يا استفاده از روشهاى نوين در كشف جرم و يا استفاده از دستگاه دروغ سنج يا... باشد، اين علم مستند به موارد فوق حجيت شرعى دارد؟

ج: در صورتى كه از موارد مذكور يا غير آن براى قاضى علم حاصل شود حجيّت شرعى دارد.

س 799 - الف: آيا قاضى مى‏تواند در مقام قضاوت به علم خود عمل كند؟

ج: بلى‏

ب: در صورت مثبت بودن پاسخ، آيا علم قاضى در تمام موارد حجت است؟ (دعاوى جزايى و مدنى، حق اللَّه و حق الناس و جرايم جنسى و غير جنسى)

ج: علم قاضى در تمام موارد حجت است.

ج: آيا منظور از قاضى، قاضى مجتهد است يا قضات مأذون غير مجتهد را نيز شامل مى‏شود؟

ج: قضات مأذون غير مجتهد را نيز شامل مى‏شود.

د: آيا بين حصول علم براى قاضى، قبل از تصدى امر قضا و بعد از تصدى از نظر حجيت، تفاوتى وجود دارد؟

ج: در صورتى كه قاضى در حين قضاوت علم داشته باشد فرقى نمى‏كند.

س 800 - در صورت تعارض علم قاضى با اقرار يا بينه كدام مقدّم است؟

ج: علم قاضى بر اقرار و بيّنه مقدم است.

س 801 - چنانچه دليل اثبات جرم، منحصر به نظريه كارشناس - مانند كارشناس انگشت نگارى يا پزشكى قانونى - باشد بفرماييد:

الف - آيا از نظر شرعى چنين دليلى حجيّت دارد؟

ب - در صورت حجيت، آيا دليل مستقلى محسوب مى‏شود يا حجيت آن منوط به داشتن شرايط بيّنه است؟

ج: الف: خير مگر آنكه قاضى از اين راه علم پيدا كند.

ب: دليل مستقلى حساب نميشود.

قضاوت بانوان

س 802 - انتخاب شغل قضاوت براى زنان چه حكمى دارد؟

ج: از آنجا كه قضاوت اسلامى يكى از شئون حكومتى اسلام است لذإ؛+ظظ قضاوت زنان و دخالت آنان در مراحل امور قضائى در مواردى كه با تنظيم برنامه‏اى از طرف زعيم اسلامى صورت گيرد و در چهار چوب موازين اسلامى تنظيم شود جائز است.

احكام حدود

س 803 - آيا مى‏توان تسهيلات پزشكى (استرليته و بيحسى و...) براى اجراى حدود در قطع اعضاء ايجاد نمود؟

ج: جايز نيست مگر اينكه حاكم شرع مصلحت بداند.

س 804 - اگر به تشخيص پزشكى قانونى اجراى حدّ (جلد، قطع يد يا...) يا قصاص عضو بر فرد بيمار يا سالمى كه دچار ضعف شديد جسمانى است باعث مرگ يا ابتلاى وى به بيمارى يا تشديد آن مى‏گردد، تكليف چيست؟

ج: در فرض سؤال صبر كنند تا فرد مذكور بهبودى حاصل نمايد و فرد ضعيف توانا شود و بعد از آن بر او اجراى حدّ نمايند.

س 805 - در صورت مساوى بودن تقصير سبب و مباشر، تقسيم مسئوليت آن دو براى پرداخت خسارت چگونه خواهد بود؟

ج: در فرض سؤال، مباشر مسئول است و فرض هم بسيار بعيد است.

حد زنا

س 806 - با توجه به مسائل جارى و مبتلا به در مورد رجم آيا در موارد زير زانى مستوجب و مستحق رجم مى‏باشد؟

الف: وقتى به قصد فرار از شرط احصان به مسافرت رفته و مرتكب زنا شده است؟

ج: مستوجب رجم نمى‏باشد.

ب: در شرايطى مرتكب زنا شده كه همسر وى (زن يا شوهر) به علت بيمارى توان جماع نداشته است؟ (گرچه ديگر استمتاعات ممكن بوده)

ج: رجم نمى‏شود.

ج: زنا وقتى محقّق شده كه به علت اختلافات خانوادگى يا انزجار همسر از او، جماع با وى ممكن نبوده است؟

ج: در صورتى كه امكان عمل زناشوئى براى وى نباشد رجم نميشود.

د: ارتكاب زنا به هنگام روزه دارى همسر بوده است؟

ج: عدم تحقّق احصان در اين مورد بعيد است.

ه': زنى كه در ايام عدّه طلاق رجعى مرتكب زنا شده است؟ (با عنايت به اينكه حقّ رجوع ندارد).

ج: احصان محقّق مى‏شود.

و: مردى كه در ايام حيض يا نفاس همسرش مرتكب زنا شده است؟

ج: احصان محقّق نمى‏شود.

حد سارق

س 807 - در صورتى كه سرقتِ جامع شرايط حدّ، با اقرار سارق نزد حاكم ثابت شود، آنگاه سارق توبه نمايد، آيا عفو وى توسط ولى امر جايز است؟

ج: آرى عفو وى توسط ولى امر مسلمين جايز است.

س 808 - اگر شخصى نزد حاكم به سرقت اقرار نمايد، بفرماييد:

الف: آيا در صورت وجود ساير شرايط اجراى حد، صرف اقرار، براى قطع يد كفايت مى‏كند، يا نياز به مرافعه مال باخته نيز دارد؟

ج: نياز به مرافعه مال باخته نيز دارد.

ب: در صورت نياز به شكايت، آيا براى اجراى حد، صرف مرافعه كافى است، يا مطالبه قطع يد از سوى مال باخته نيز لازم است؟

ج: نياز نيست.

حد مرتد

س 809 - آيا زن و مرد مسلمان با مرتد شدن به محارم خود نا محرم مى‏شوند؟

ج: خير.

س 810 - حكم توهين به انبياء عظام را بيان فرماييد؟

ج: به اتفاق علماء اعلام كثر اللَّه امثالهم كسى كه به پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله وعليه وآله وسلم اهانت نمايد بايد كشته شود و اهانت به ساير انبياءعليهم‏السلام هم بنابر نظر عدّه زيادى از آنها ملحق به اهانت به پيامبر اسلام صلى الله وعليه وآله وسلم مى‏باشد.

حد معاونت درقتل

س 811 - آيا مى‏توان مُمسِك در قتل (نگهدارنده مجنىٌّ عليه) را از مصاديق معاونت محسوب كرد؟ در اينصورت، با توجه به اينكه مجازات معاونت در قتل عمد در ماده 207 قانون مجازات اسلامى (3 تا 15 سال حبس) تعيين شده است، چه نوع مجازاتى مى‏توان براى ممسك در نظر گرفت؟ آيا مى‏توان مجازات ممسك را تحت شمول اطلاق ماده 207 قرار داد؟

ج: ممسك در قتل از مصاديق معاونت است و حكم شرعى وى حبس ابد مى‏باشد.

س 812 - آيا براى اجراى مجازات مُمسك در قتل، وحدت قصد بين مباشر و ممسك لازم است؟

ج: بلى وحدت قصد لازم است.

تأخير حد

س 813 - آيا حكم تأخير حدّ جلد يا اجراى آن به صورت ضغث كه در باب زنا مطرح است به تعزيرات و ساير حدود نيز قابل تسرّى و تعميم است؟

ج: ظاهراً قابل تسرّى مى‏باشد.

س 814 - اگر مجرمى در حال اجراء جلد بر وى بى هوش شد آيا بايد باقيمانده تازيانه‏ها را زد يا اجراء حد يا تعزير را تا بهوش آمدن او به تأخير انداخت؟

ج: در فرض مذكور تأخير جايز است.

تعزيرات‏

س 815 - آيا نسبت مساحقه دادن به زنى مؤمنه قذف است؟

ج: موجب قذف نميشود، ولى حاكم شرع مى‏تواند او را تعزير نمايد.

س 816 - چنانچه تعزير از نظر شرعى مصاديقى غير از تازيانه (نظير حبس، جزاى نقدى، محروميّت از حقوق اجتماعى و...) نيز داشته باشد، بفرمائيد:

الف: در مواردى كه در شرع مقدس يا قانون، تعزير با شلاق، منصوص باشد، آيا مى‏توان شلاّق را به نوع ديگرى از تعزير تبديل نمود؟

ب: در مورد تعزيرات غير منصوص، آيا پس از صدور حكم شلاق، مى‏توان آن را به تعزيرى غير از شلاق تبديل كرد؟

ج: اگر حاكم شرع مصلحت بداند مانعى ندارد.

س 817 - با توجه به اينكه اقدام به خودكشى مجازات ندارد، آيا معاونت در اين عمل قابل تعزير است؟ در اينصورت ميزان تعزير چقدر مى‏باشد؟

ج: بلى قابل تعزير است و مقدار آن با نظر حاكم اسلامى است.

س 818 - قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر مصوب 1376 براى خريد و فروش و... بيش از 30 گرم هروئين و خريد و فروش و... بيش از 5 كيلو گرم ترياك و... در صورت تكرار براى بار دوم مجازات اعدام مقرر نموده است. آيا مجازات اعدام (حتى براى مقدار مذكور) از باب حد است يا بر اساس مقتضيات زمان و مكان مجازات اين جرايم را قانونگذار تعيين مى‏نمايد (احكام سلطانيه)

ج: مجازات اعدام در مورد مذكور از باب تعزير است و تعيين آن بر اساس اقتضاى زمان و مكان بستگى به نظر حاكم شرع دارد.

احكام قصاص‏

س 819 - اگر كسى كه ربوده شده جانش در خطر مرگ باشد و براى گريز از آن راهى جز مقابله نداشته باشد (مثل اينكه با ممانعت مسلحانه رباينده مواجه شده باشد تكليف او چيست؟

ج: با رعايت مراتب، دفاع واجب است و اگر طرف كشته شد، مسؤليتى ندارد.

س 820 - آيا مكره بر امر حرامى مثل لواط و زنا خونش هدر است يا نه؟ خصوصاً اگر راهى جز كشتن نداشته باشد؟!

ج: اگر راهى براى دفاع جز كشتن مكرِه نباشد، خونش هدر است.



قبل فهرست بعد