قبل فهرست بعد


الف: آمر عالم و مأمور جاهل است.

ب: آمر جاهل و مأمور عالم است.

ج: هر دو جاهل هستند.

د: هر دو عالم هستند.

ج: در صورت علم يا جهل هر دو يا علم مأمور و جهل آمر، مأمور ضامن است و اگر آمر عالم باشد و مأمور جاهل، ضمان به عهده آمر است.

س 822 - اگر مامايى با اخذ پول عمداً كارى كند كه موجب مرگ نوزاد هنگام ولادت شود، آيا قصاص مى‏شود؟

ج: اگر موجب شود كه پيش از تولّد، كودك بميرد ديه لازم است ولى اگر بعد از تولّد بميرد قصاص مى‏شود.

س 823 - فردى مقدارى شراب با درصد بيش از مقدار حدّ متعارف از الكل را به سه نفر فروخته است؛ يكى از خريداران بعد از مصرف شراب فوت نموده، يكى نابينا و نفر سوم فلج شده است، در مورد ميزان جرم و مسؤوليت فروشنده اين سؤالات مطرح است:

الف: در صورت اطلاع از ميزان بالاى الكل موجود در شراب آيا جنايت عمدى است؟

ب: در صورت عدم اطّلاع از مطلب فوق جنايت چگونه است و تكليف چه مى‏باشد؟

ج: آيا علم و جهل مصرف كننده‏ها با بالا بودن ميزان الكل تاثيرى دارد؟

د: آيا علم مصرف كننده‏ها به حرمت شرب خمر و بطلان اين معامله در اين مطلب نقشى دارد؟

ج: در فرض مذكور فروشنده شراب مسؤل قتل نمى‏باشد.

و جواب ب و ج و د از سؤال الف روشن شد.

شرايط اجراى قصاص

س 824 - طبق مادّه 222 قانون مجازات اسلامى؛ مقتول بايد عاقل باشد تا قصاص اجرا شود پس اگر مجنون بود موجب اسقاط قصاص مى‏شود، آيا اين حكم شامل جنون اَدوارى هم مى‏شود؟ به اين صورت كه، شخصى كه دچار جنون ادوارى است اگر به هنگام مجنون بودن به قتل رسيد، باز هم قصاص ساقط مى‏شود؟

ج: اگر قتل در حال جنون انجام شده باشد در جنون ادوارى نيز قصاص نميشود.

س 825 - براى شمول حكم قصاص آيا احراز قصد حين ارتكاب به عمل قتل (مبتنى بر قتل) شرط است يا نه؟

ج: اگر وسيله‏اى كه نوعاً موجب قتل است با قصد، به كار ببرد گرچه قصد قتل نداشته باشد، قتل عمد به حساب مى‏آيد و همچنين اگر وسيله نوعاً موجب قتل نباشد و به قصد قتل به كار ببرد، باز هم قتل عمد است.

س 826 - چنانچه مسلمى، عمداً فرد ذمّى (نصرانى، يهودى، مجوس) را بكشد، قصاص مى‏شود يا خير؟

ج: خير، قصاص نمى‏شود و لازم است كه ديه بپردازد.

اولياء دم

س 827 - الف: آيا حمل مى‏تواند ولى دم واقع شود يا خير؟

ج: آرى، حمل هم مى‏تواند ولىّ دم واقع شود.

ب:در صورتى كه جواب مثبت است، تكليف قاتل تا كبير شدن حمل چيست؟

ج: اگر مقتول ولى ديگرى دارد مى‏تواند قصاص كند و سهم ديه حمل را اگر راضى به قصاص شد پرداخت نمايد، و اگر ولى ديگرى ندارد، با ضمانت، قاتل را رها مى‏كنند تا وضعيت حمل روشن شود.

س 828 - آيا جدّ پدرى نسبت به قصاص يا عفو به عنوان ولايت بر صغار مقتول (پدر صغار) اختيار دارد يا خير؟ و آيا اساساً جدّ پدرى در خصوص فردى كه متّهم به قتل است مى‏تواند با استفاده از اختيار ولايت قهرى خود شكايت را مسترد و از تعقيب متّهم قبل از ثبوت اتّهام صرفنظر نمايد؟

ج: در فرض سؤال جدّ ولايت ندارد.

س 829 - آيا مجازات معاونت در قتل عمد، همچون قتل عمد، حق الناس است و قابل گذشت از سوى اولياء دم، يا حق اللَّه و عفو آن منحصراً در اختيار ولى امر مى‏باشد؟

ج: حق الناس است و اولياى دم مى‏توانند عفو كنند.

قاتل زنا زاده

س 830 - در مورد طفل متولد از زنا بفرماييد:

الف: آيا طفل ناشى از زنا كه والدين طبيعى او مسلمان مى‏باشند، به تبعيت از پدر يا مادر تكوينى، حكم مسلمان را دارد؟

ج: حكم مسلمان را دارد.

ب: مجازات قتل چنين كودكى چيست؟ (قصاص، ديه، تعزير، يا هيچكدام)

ج: قصاص است.

ج: چنانچه حسب مورد، قصاص يا ديه به او تعلق مى‏گيرد، ولى دم وى چه كسى است؟

ج: حاكم شرع.

د: ميزان ديه و مورد مصرف آن چگونه است؟

ج: همانند ديه يك مسلمان است و مصرف آن با نظر حاكم شرع است.

اختيارات حاكم

س 831 - در مواردى از قتل كه نوبت به ولايت حاكم مى‏رسد، آيا ولى امر همانند اوليا دم علاوه بر درخواست قصاص يا اخذ ديه، حقّ عفو نيز دارد؟

ج: در فرض سؤال بنابراحتياط قاتل را عفو ننمايند.

س 832 - هرگاه ولىّ دم پس از صدور حكم قطعى قصاص، بدون اذن ولىّ امر قاتل را بكشد چه حكمى دارد؟

ج: بدون اذن حاكم شرع قصاص جايز نيست و اگر ولى دم چنين كند حاكم شرع مى‏تواند وى را تعزير كند امّا اين عمل موجب قصاص يا ديه نيست.

س 833 - آيا مى‏تون تخفيف جرم محكومين به اعدام را موكول به اهداء عضوى براى نجات مسلمانى دانست؟

ج: در صورتى كه اعدام فرد، مربوط به ولى دم باشد و همچنين در مواردى كه حاكم شرع اختيار دارد كه محكوم به اعدام را ببخشد، مى‏توان چنين كارى را انجام داد.

س 834 - در مواردى كه شارع مقدس شيوه يا ابزار خاصى را در اجراى مجازات در نظر گرفته است - مانند رجم يا كشتن با شمشير - بفرماييد:

الف: آيا شيوه يا ابزار ياد شده موضوعيّت دارد؟ (به عبارت ديگر در اينگونه موارد آيا هدف شارع مقدس فقط ازهاق روح است ولو با استفاده از ابزار نوين؛ يا ازهاق به شيوه يا ابزار منصوص ضرورت دارد؟)

ب: در صورت موضوعيّت داشتن، چنانچه اجراى رجم يا مجازاتهايى نظير مجازات لواط با شيوه‏هاى منصوص در شرائطى خاص به مصلحت اسلام و نظام مقدس اسلامى نباشد - مثلاً وهن اسلام و مسلمين باشد يا چهره خشنى از اسلام يا نظام اسلامى نشان دهد - آيا مى‏توان ضمن اجراى اصل حكم - قتل - شيوه اجراى آنرا تغيير داد؟

ج: الف: قتل با ابزار ياد شده موضوعيت دارد.

ب: در صورتى كه كه حاكم اسلامى مصلحت بداند مانعى ندارد.

تأخير قصاص

س 835 - آيا قصاص عضو را مى‏شود فوراً اجرا نمود يا اينكه لازم است صبر كرد تا وضع جرح مشخص شود؟

ج: آرى مى‏توان فوراً قصاص نمود مگر در دندان طفل، چون احتمال روئيدن دندان مى‏باشد، و همچنين در گرما و سرماىِ شديد، گرچه احتياط آن است كه در ساير موارد نيز قصاص به تأخير بيفتد مخصوصاً در جائيكه احتمال سرايت وجود داشته باشد، براى اطلاع بيشتر از جزئيات به كتب فقهى مراجعه فرمائيد.

س 836 - اگر همه اولياء دم مقتول، صغير يا مجنون باشند، استيفاءِ قصاص يا مجازات قاتل به چه ترتيبى خواهد بود؟

ج: در صورتى كه صغير باشند بايد صبر كنند تا به حدّ بلوغ برسند و نسبت به گرفتن ديه يا قصاص يا عفو تصميم بگيرند و اگر مجنون باشند اختيار با ولىّ او خواهد بود.

قسامه ولوث

س 837 - شرايط كسانى كه براى اقامه قسامه مى‏خواهند اقدام كنند را بيان فرماييد.

ج: در قسامه چند شرط معتبر است: 1 - حالف نسبت به موضوع علم داشته باشد و اگر ظن داشته باشد كافى نيست. 2 - كسانيكه قسم مى‏خورند از بستگان و خويشان مدّعى باشند ولى خود مدّعى بايد از ورثه مقتول باشد. 3 - آنكه مذكّر باشند ولى اگر مُدعى مؤنث باشد مى‏تواند درخواست قُسامه نمايد.

س 838 - آيا افرادى از فرقه اهل حق مى‏توانند اقامه قسامه نمايند؟

ج: مى‏توانند.

س 839 - در صورتى كه مقتول از اهل حق باشد حكم آن در مورد قسامه را بفرماييد.

ج: مانند ساير موارد است و مى‏توانند درخواست قسامه نمايند.

س 840 - فرق لوث و قسامه چيست؟

ج: (لوث) در موردى است كه براى قاضى بر اساس شواهد، ظنِّ بوقوع قتل و جنايت حاصل شده باشد مانند آنكه يك شاهدى شهادت دهد يا دو شاهدى شهادت دهند كه تمام شرائط در آنها نباشد يا از طريق ديگرى براى وى ظنّ حاصل شود و منظور از قسامه آن است كه اولياى دم در موارد لوث به طريق خاص سوگند ياد مى‏كند كه قتل توسط فلان شخص انجام شده است.

س 841 - آيا قسامه زن مقبول است (با وجود ساير شرايط)؟

ج: قسامه زن اشكال دارد ولى زن مى‏تواند درخواست قسامه نمايد.

س 842 - در جنايت خطائى چنانچه جنايت باقسامه ثابت شود، به عهده خودِ جانى است يا عاقله؟

ج: اگر جنايت در قتل خطائى باقسامه ثابت شود، باز هم ديه به عهده عاقله مى‏باشد.

س 843 - در قسامه، آيا تكرار قسم توسّط يك نفر جايز است يا اينكه الزاماً بايستى پنجاه نفر باشند؟

ج: در صورت نبود پنجاه نفر به كمتر از آن هم اكتفا مى‏شود و اگر يك نفر بيشتر هم نباشد به وسيله او قسم پنجاه مرتبه تكرار مى‏شود.

س 844 - چنانچه مدعى بگويد چند نفر او را زده‏اند و پزشكى قانونى نيز گواهى نمايد چند قسمت از بدن وى مضروب و مجروح شده است حال اگر بنظر دادگاه مورد لوث باشد و مدعى هم نتواند معين كند كدام جراحت يا ضربه را چه كسى به او وارد نموده است آيا بنظر حضرتعالى مورد لوث هست يا نيست در هر دو صورت به چه شكل فصل خصومت مى‏شود بعبارت ديگر آيا ظن اجمالى نيز از مواردى است كه موجب لوث مى‏شود يا خير؟ ضمناً در فرض سؤال آن چند نفر محصور و معين هستند.

ج: 1 - مورد از مصاديق لوث است.

2 - در صورتى كه ديه جراحات به اندازه، ديه قتل نفس باشد، بايد مدعى شش مرتبه قسم بخورد و اگر به اندازه نصف ديه باشد سه قسم و اگر كمتر باشد بهمان نسبت تقسيم مى‏شود.

3 - چون ضربات وارده بطور دقيق معلوم نيست لازم است بين ضاربين و مضروب تصالح ايجاد گردد.

احكام ديه‏

س 845 - مردى كه در اثر قتل عمد يا شبه عمد يا خطاى محض فوت مى‏شود و نتيجه موضوع به پرداخت ديه به يكى از شقوق شرعى منتهى مى‏شود، آيا اين مال (ديه) جزء تركه محسوب است كه ديون به آن تعلّق گيرد و بدواً پرداخت شود سپس باقيمانده تقسيم گردد و يا اينكه ديون متوفّى‏ از آن استخراج نميشود؟

ج: جزء اموال ميّت محسوب مى‏شود و در صورت بدهى، بايد از بابت بدهى پرداخت شود.

س 846 - الف: چنانچه در اثر ضربه وارده يك مورد شكستگى حادث گردد، ولى به خاطر خون ريزى شديد جمجمه مورد عمل جراحى قرار گيرد، آيا شكستگى ايجاد شده در استخوان جمجمه توسط طبيب، علاوه بر شكستگى ناشى از ضربه وارده، ديه جداگانه دارد؟

ب: در صورت مثبت بودن پاسخ، پرداخت آن به عهده چه كسى است؟ (جانى يا پزشك معالج)

ج: در اين مورد آيا بين جنايت عمدى و غير عمدى نظير تصادفات رانندگى، تفاوتى وجود دارد؟

ج: در صورتى كه جانى مسبب به حساب آيد و شكستگى توسط پزشك ديه خاصّى داشته باشد بر جانى لازم است ديه را پرداخت نمايد و در اين جهت فرقى بين عمد و غير عمد نمى‏باشد.

س 847 - اگر پدرى يا ولىّ قهرى بچّه‏اى، او را در به اندازه‏اى بزند، كه اگر چه مختصر، اما ديه واجب شود، اين ديه را بايد به چه كسى پرداخت، اگر بخاطر تنبيه و تربيت فرزند باشد چه؟

ج: ديه متعلّق به خود فرزند است ولى در صورتيكه غير مميز باشد در اختيار ولى قرار مى‏گيرد تا بر اساس مصلحت بچه مورد استفاده قرار گيرد و در صورتى كه موجب ديه شود فرقى نيست ميان آنچه بجهت تنبيه او را بزند يا بجهت ديگر.

س 848 - آيا ضرب و شتم و ناسزا گفتن فرزند توسط ولىّ او به بهانه تأديب و تصور اينكه ولىّ از اين حق برخوردار است، شرعاً جايز است؟

ج: پدر حق زدن فرزند خود را بصورتى كه ديه واجب شود (بدن كبود يا سرخ يا سياه گردد) را ندارد و همچنين حق ندارد كه ناسزا به فرزند خود بگويد.

س 849 - در صورت علم اجمالى به وجود قاتل در بين افراد محدود و معيّن، بفرماييد:

الف: آيا قاضى مى‏تواند براى تعيين قاتل و اجراى قصاص از قرعه استفاده نمايد؟

ب: در صورت منفى بودن پاسخ و لزوم پرداخت ديه، چه كسى بايد ديه را بپردازد و نحوه پرداخت آن چگونه خواهد بود؟

ج: الف: خير.

ب: در صورتى كه همه متهمين قسم بخورند كه مرتكب قتل نشده‏اند يا هيچكدام قسم نخورند بايد مشتركاً ديه را همه آنها بپردازند يا با توافق خود با قرعه يكنفر عهده دار ديه شود و اگر بعضى از آنها قسم بخورند و عدّه‏اى نكول كنند بايد ديه را نكول كنندگان بپردازند.

س 850 - آيا حكمت اينكه «ديه زن نصف ديه مرد است» روشن شده است؟

ج: ممكن است يكى از علتهاى اينكه «ديه زن نصف ديه مرد است اين باشد كه اداره زندگى و تأمين نيازمنديهاى خانواده به عهده مرد است و يا با از بين رفتن مرد، خانواده بى سرپرست مى‏شود و كسى نيست كه بازماندگان را اداره نمايد، لذا ديه مرد را دو برابر قرار داده‏اند كه تا حدودى جبران بى سرپرستى خانواده را بنمايد، و در صورتى كه مرد عضوى از اعضاى خود را از دست بدهد و به جهتى توانائى انجام كار را به طور كامل نداشته باشد، باز براى جبران كمبود درآمد خانواده، ديه او را دو برابر تعيين كرده‏اند، البته حكمت و فلسفه احكام دينى بطور دقيق روشن نيست ولى اين معنى مسلم است كه تمام احكام الهى داراى مصالح و آثار بس ارزشمندى است كه بر اساس آن مصالح، خداوند متعال امورى را بر جامعه فرض و لازم شمرده است.

اولياء ديه

س 851 - فردى تصادف كرده و منجر به فوت خانمى شده است پدر، مادر، شوهر خانم مرحومه رضايت داده‏اند و از حق خود گذشته‏اند، آنمرحومه يك دختر صغيره دارد آيا پدر صغيره مى‏تواند از طرف فرزند رضايت دهد يا خير؟

ج: خير نمى‏تواند.

س 852 - مواردى است كه قاتل معيّن است ولّى مقتول مستحق ديه ميان دو نفر مردّد مى‏باشد. آيا نحوه پرداخت ديه به اولياى دم چگونه است؟

ج: در فرض سؤال ديه بين اولياى مقتول تنصيف مى‏شود.

س 853 - آيا عفو ولى كودك از ديه كفايت مى‏كند؟

- اگر رضايت كودك هم جلب شود چطور؟

- در صورتى كه پاسخ پرسشهاى بالا منفى باشد در اين مورد چطور بايد عمل شود؟

ج: خير، ولى اگر كودك بعد از بلوغ رضايت بدهد مانعى ندارد.

ديه دندان

س 854 - دندانهائيكه به علت بيمارى لثه دچار لقى هستند در اثر كوچكترين ضربه از دهان بيرون مى‏افتد آيا در صورت اصابت ضربه از سوى فردى ديه به آن تعلق مى‏گيرد. و ديه اينگونه دندانها مثل دندان طبيعى است؟

ج: در صورتى كه داراى برخى منافع باشد بايد ديه كامل يك دندان سالم را بدهد وگرنه يك سوم ديه يك دندان لازم است.

ديه اهل كتاب

س 855 - با توجه به اين كه طبق فتواى مشهور فقها، ديه اهل كتاب - كافر ذمى - هشتصد درهم است؛ آيا اقليت زرتشتى نيز مشمول اين حكم خواهند بود؟

ج: بلى مشمول اين حكم خواهند بود.

س 856 - ميزان ديه فرد ذمّى چقدر است؟ در صورتيكه اين ميزان كمتر از ديه فرد مسلمان مى‏باشد، علت آن را مرقوم فرمائيد؟

- آيا روايات و احاديث مختلف در خصوص موارد فوق الاشاره وارد شده يا خير؟

ج: روايات وارده در رابطه با ديه ذمّى متفاوت است. و مفاد برخى از آنها اين است كه ديه ذمّى با ديه مسلم مساوى است و بنظر ما اين مورد از احكام حكومتى اسلام است و تعيين آن با نظر فقيه است.

ديه صدمات متعدد

س 857 - در صورتى كه نيزه يا گلوله و مانند آن در دست يا پا فرو رود، ديه آن يكصد دينار است بنا بر اينكه در اسلحه شكارى كه در يك فشنگ آن تقريباً پنجاه عدد ساچمه وجود دارد، چنانچه مثلاً ده عدد آن در دست يا پا فرو رود (در نقاط مختلف يك پا يا يك دست) آيا ديه ناشى از ساچمه‏ها كه در دست يا پا فرو رفته، صد دينار است يا خير؟ بعبارت ديگر جانى بايد صد دينار بدهد يا هزار دينار؟

ج: در فرض مذكور ديه متعدّد مى‏شود.

س 858 - آيا ايجاد چند شكستگى در اثر يك يا چند ضربه با هم تفاوتى دارند؟ و اگر علاوه بر شكستگى، مقدارى از استخوان (تكّه‏اى) جدا شود آيا در مورد جدا شدن استخوان، ديه شكستگى استخوان داده مى‏شود يا حكم ديگرى دارد؟

ج: خير، و شكستگيهاى متعدّد هر يك از آنها يك ديه دارد و جدا شدن استخوان ديه ديگرى دارد.

س 859 - فردى كه به دنبال شكستگى ستون فقرات دچار سلس و ريزش ادرار مى‏گردد و توانايى جنسى او از بين مى‏رود، آيا علاوه بر ديه شكستگى فوق، مستحقِّ ديه زوال منافع مذكور نيز مى‏باشد؟

ج: بلى ديه ساير نقصهاى وارده را نيز بايد پرداخت نمايد.

مخارج مازاد بر ديه

س 860 - در خصوص خسارتهاى وارده به مصدوم علاوه بر ديه شرعى بيان فرمائيد آيا هزينه‏هاى درمان و دارو و بيمارستان قابل وصول مى‏باشد يا خير؟ چنانچه صدمه شديد باشد و مانع كسب و كار مصدوم گردد آيا اجرت مصدوم در ايام عدم كارآيى وى قابل مطالبه مى‏باشد يا خير؟

ج: علاوه بر ديه، هزينه‏هاى درمان و ضرر و زيانى كه متوجه مصدوم مى‏شود نيز بايد پرداخت شود و در فرض اخير در صورتى كه توانائى كار كردن ندارد بايد ضرر متعارف وى جبران شود.

س 861 - گرفتن خسارت مازاد بر ديه از صدمه زننده مثل هزينه درمان و دوران نقاهت صدمه ديده، چه حكمى دارد؟

ج: مانعى ندارد.

س 862 - راننده‏اى كه همراه سرنشين ديگرى در حال ماموريت بوده در اثر بى احتياطى و سرعت زياد اتومبيلش با مانع وسط جاده برخورد كرده، واژگون مى‏شود و صدمات عديده‏اى به شرح ذيل بر سر نشين همراه راننده وارد مى‏شود:

1 - شكستگى مهره هفتم گردن و مهره چهارم سينه كه منجر به قطع نخاع كامل شده است (ضايعه دائم)

2 - فلج كامل و دائمى هر دو اندام تحتانى (هر دو پا) راست و چپ.

3 - عدم كنترل دائمى ادرار (سلس دائمى بول)

4 - عدم كنترل مدفوع.

5 - عدم توانايى مقاربت بطور كامل.

6 - فلج اندام‏هاى فوقانى (دست) راست و چپ، حدود هشتاد درصد.

7 - بروز زخم بستر بعلت عدم توانايى حركت و خوابيدن طولانى مدت در بستر كه منجر دو نوبت عمل جراحى شده است (زخمى كه در اثر بسترى شدن طولانى و عدم تحرك حادث شده است).

8 - بروز عفونت‏هاى مكرر مجارى ادرارى و كليوى كه قابل عود مجدد مى‏باشد.

9 - تكرار زخم بستر و عفونت‏هاى كليوى و ادرارى و عوارض روانى ناشى از بسترى شدن طولانى.

ضمناً بر اساس اتفاق نظر كارشناسان، راننده خودرو در اثر سرعت غير مطمئنه و خستگى مقصر شناخته شده، اكنون با توجه به موارد فوق الذكر مستدعيست بفرماييد:

الف: آيا بروز زخم كه در اثر بسترى شدن در بيمارستان و عدم توانايى حركت و خوابيدن طويل المدت حادث شده، داراى ارش جدايى از ديات معين شرعى در جنايات نقص اعضا دارد يا بعلت اينكه در اثر همان بيمارى‏هاى عارضى اصلى است ارش مجزا ندارد؟

ب: آيا عفونت‏هايى ادرارى و كليوى كه بصورت مكرر در اثر صدمات وارده بوجود مى‏آيد داراى ارش جدايى است؟

ج: در فرضى كه ضربه واحد يا حادثه واقعه موصوف، باعث عدم كنترل ادرار و مدفوع بصورت دائمى شده است آيا هر كدام ديه و ارش جدايى دارد؟

د: آيا قطع نخاع كه نوعاً منجر به فلج قسمتى از اعضاء مى‏شود و سبب ديه كامل انسان مسلمان است (مثل فلج اندامهاى تحتانى و فقدان كنترل ادرار و...) هر كدام ديه مستقل دارد؟

ه': در صورت تداخل، هر كدام را به تفكيك بيان نماييد.

ج: جواب الف: بايد هزينه‏هائى كه در اين رابطه متحمّل شده، پرداخت شود.

ج:واب ب: خير، فقط بايد هزينه‏ها را پرداخت نمايد.

ج:واب ج و د: فقط بابت قطع نخاع ديه لازم است و هزينه‏هاى صدمات وارده را نيز بايد پرداخت نمايد.

س 863 - ديه مجازات است يا دين؟ و آيا مخارج مازاد بر ديه كه مجنى عليه، به سبب جنايت جانى متحمل شده، قابل مطالبه مى‏باشد يا خير؟

ج: ديه، دين است و مخارج مازاد بر ديه قابل مطالبه است.

ديه جنايت برميّت

س 864 - آيا پرداخت ديه جنايت بر ميت به صورت حال است يا مؤجل؟



قبل فهرست بعد