قبل فهرست بعد


ج: بصورت حال است.

س 865 - چنانچه جنايت وارده فاقد ديه مقدّره باشد آيا ارش آن چگونه محاسبه مى‏گردد؟

ج: به سبب نقصى كه بين صحيح و معيب ايجاد شده و با توجه به اينكه ديه كامل ميّت صد دينار است ارش محاسبه مى‏شود.

س 866 - در خصوص جنايت بر ميّت بفرمائيد:

الف - آيا سوزاندن كامل بدن ميّت ديه دارد؟

ج: بلى.

ب - در صورت مثبت بودن پاسخ، ميزان آن چقدر است؟

ج: يكصد دينار، يكصد مثقال شرعى طلا كه هر مثقال 18 نخود است.

ج - در فرض فوق، آيا جانى علاوه بر ديه، تعزير نيز مى‏شود؟

ج: خير.

د - در مورد وجوب ديه، آيا بين عمدى و غير عمدى بودن جنايت تفاوتى هست؟

ج: خير.

ه' - در مقدار ديه، آيا بين ميت زن و مرد تفاوتى وجود دارد؟

ج: خير.

عاقله

س 867 - چنانچه عاقله با داشتن توانايى از پرداخت ديه امتناع نمايد، مى‏توان او را حبس نمود تا ديه را بپردازد يا خير؟

ج: حاكم شرع او را مجبور به پرداخت ديه مى‏كند و اگر راهى براى پرداخت نباشد جز حبس مى‏تواند در حدّ ضرورت او را زندانى‏كند.

ارش

س 868 - بفرمائيد استخوانهاى كف دست (حد فاصل مچ تا ابتداى انگشتان) يا كف پا چنانچه دچار شكستگى شوند داراى ديه هستند يا اينكه بايد براى هر شكستگى ارش تعيين شود و اصولاً آيا استخوانهاى مذكور ملحق به استخوانهاى دست يا پا هستند يا خير؟

ج: در شكستگى كف ديه نيست بلكه ارش ثابت مى‏باشد.

س 869 - در مورد ارش بفرمائيد: الف - آيا پرداخت ارش همانند پرداخت ديه مؤجل است يا فورى؟

ب - در صورت تأجيل مهلت پرداخت، در موارد عمد، شبه عمد و خطاى محض چگونه است؟

ج: الف: پرداخت ارش نيز مؤجل است.

ب: در عمد تا يكسال در شبه عمد تا دو سال و در خطا تا سه سال مى‏باشد.

س 870 - در خصوص ارش البكارة با دو فرض بلوغ و عدم بلوغ زانيه، بفرماييد:

1 - آيا زانيه در موارد ذيل مستحق ارش البكارة مى‏باشد؟

الف - زنا با رضايت و ميل وى انجام شود.

ب - زنا در اثر اكراه يا عنف واقع شود.

ج - زنا با فريب وى مبنى بر وعده قطعى ازدواج و... واقع شود.

ج: الف: فقط مستحق ارش البكارة مى‏باشد.

ب: علاوه بر ارش البكارة مستحق مهر المثل نيز مى‏باشد.

ج: مانند پاسخ ب مى‏باشد.

د - اگر ازاله بكارت دختر با انگشت يا شئى صورت گيرد، حكم ارش البكارة چيست؟ آيا رضايت يا عدم رضايت وى در حكم تأثيرى دارد؟

ج: همانند پاسخ ب مى‏باشد و فرقى بين رضايت و عدم رضايت نمى‏باشد. و از پاسخهاى بالا روشن شد در تمام موارد فوق فرقى بين بلوغ و عدم بلوغ زانيه نيست.

كسانى كه از ديه ارث نمى‏برند

س 871 - بيمه مبلغى به عنوان ديه به خانواده مقتول پرداخت نموده كه زن ميّت و دخترش و مادرش هر كدام طبق قانون بيمه سهم خود را دريافت نمودند.

آيا مبلغى را كه بيمه به مادر مرحوم داده است جزء ما ترك ميّت محسوب مى‏شود يا خير؟

ج: ديه حكم ما ترك ميّت را دارد و فقط كسانى كه از طرف مادر خود با ميّت قرابت و ارتباط دارند از ديه ارث نمى‏برند.

فاضل ديه‏

س 872 - در مواردى كه ولى دم مى‏بايست فاضل ديه را بپردازد بعد قصاص كند اگر قبل از پرداخت فاضل ديه قاتل را بكشد چه حكمى دارد؟

ج: فاضل ديه از وى گرفته مى‏شود و حاكم شرع او را تعزير مى‏كند.

س 873 - اگر ولى دم فاضل ديه را بپردازد و از طرفى از قصاص هم صرفنظر نكرده و حقِّ خود را هم به ديه تبديل ننموده باشد، آيا مى‏توان قاتل را بلاقيد آزاد نمود؟

ج: خير، مگر با گرفتن وثيقه معتبر.

س 874 - چنانچه ولى دم به علت عدم تمكّن مالى فاضل ديه را نتواند بپردازد تا قصاص اجرا شود و حقِّ خود را هم به ديه تبديل نكرده و از حقِّ قصاص نيز صرفنظر ننموده باشد تكليف چيست؟

ج: بايد جانى را با گرفتن وثيقه معتبر آزاد كرد تا اولياى دم تصميم مقتضى اتّخاذ نمايند.

احكام سقط جنين‏

س 875 - حيات انسانى براى جنين از چه زمانى آغاز مى‏شود؟ و مجازات قاتل جنين (حمل) در جنايات عمدى چه مى‏باشد؟

ج: معمولاً بعد از چهار ماهگى روح در جنين دميده مى‏شود كه اگر بعد از آن سقط شود بر قاتل لازم است كه يك ديه كامل يعنى يك هزار مثقال طلا اگر پسر باشد و پانصد مثقال طلا اگر دختر باشد پرداخت نمايد.

س 876 - در موارد مجاز يا غير مجاز سقط جنين آيا كفّاره واجب مى‏گردد يا نه؟ در صورت وجوب بر عهده سبب است يا مباشر؟

ج: سقط جنين جايز نيست، و اگر سقط جنينى انجام شود، ديه به عهده مباشر است.

س 877 - اگر ادامه حاملگى موجب شدت يافتن و يا طولانى شدن بيمارى مادر گردد، مانند بيماريهاى كليوى، قلبى و عصبى آيا سقط جنين را تجويز مى‏فرمائيد؟

ج: خير.

س 878 - آيا در موارد زير قبل از ولوج روح مى‏توان سقط درمانى انجام داد؟ پس از ولوج چگونه خواهد بود؟

الف: بيماريهائى كه مى‏دانيم مسلماً جنين پس از تولّد خواهد مرد.

ب: بيماريهاى ژنتيكى‏

ج: ناهنجارى‏هاى نوزادان، مثل آنانسفالى (عدم وجود مغز)

ج: در تمام موارد مذكور جايز نيست.

س 879 - در زن حامله كه مبتلا به سرطان رحم شده است و درمان آن به اشعه درمانى نياز دارد و دادن اشعه هم باعث ناقص الخلقه شدن جنين مى‏شود آيا مى‏توان قبل از اشعه درمانى سقط درمانى كرد؟ در صورت جواز چند درصد احتمال ايجاد ناهنجارى در مصرف دارو، اشعه درمانى و شيمى درمانى موجب تجويز سقط جنين مى‏باشد؟

ج: بدون سقط جنين زن بيمار را معالجه نمايند.

س 880 - آيا در زن مبتلا به سرطان رحم كه حامله است مى‏توان قبل از دادن اشعه، سقط درمانى كرد؟

ج: جايز نيست.

س 881 - سقط درمانى براى حفظ جان مادر در بيماريهاى مختلف كه در كتب علمى معتبر و متخصصين مورد وثوق اعلام مى‏نمايند چه حكمى دارد؟

ج: در صورتى كه جان مادر در خطر است مادر مى‏تواند جنين را ساقط نمايد ولى براى ديگران جايز نيست.

س 882 - اگر تشخيص داده شود جنين در حال حاضر يا در صورت رشد و تولد ناقص الخلقه بوده يا خواهد بود آيا مى‏توان قبل از دميده شدن يا پس از دميده شدن روح درآن، اقدام به سقط جنين كرد؟

ج: خير، جايز نيست.

احكام اهل كتاب‏

س 883 - غيبت كردن چه كسانى را اسلام اجازه داده است؟ مثلاً كافر - نصارى - يهودى - شارب خمر و قمار باز و... - آيا جايز است؟

ج: غيبت غير مسلمان جايز است و همچنين مسلمان معصيت كار هم غيبت او با شرائطى جايز است.

س 884 - اهل كتاب چه كسانى هستند؟ آيا زرتشتيان جزء اهل كتاب مى‏باشند؟ حكم كلّى در خصوص ابزار و ادوات و مواد خوراكى و دارائى ايشان و استفاده از لباس و ظروف و... اهل كتاب چيست؟

ج: منظور از اهل كتاب يهود و نصارى و مجوس مى‏باشد و زرتشتيان كه همان مجوس باشند جزء اهل كتابند و ذاتاً پاك و ابزار و ادوات و استفاده از لباس آنان اگر از راه ديگر نجس نشده باشد پاك است.

س 885 - درمان بيمارى اهل كتاب و استفاده از خدمات درمانى و بهداشتى آنان چه حكمى دارد؟

ج: مانعى ندارد.

س 886 - دعوت كفار به مساجد جهت آشنائى با معارف اسلامى چه حكمى دارد؟ درصورت منع چنانچه خودشان بيايند، آيا جلوگيرى واجب است؟

ج: دعوت جائز نيست ولى اگر خودشان بيايند در صورتى كه هتك احترام مسجد نباشد بيرون كردن آنها واجب نيست.

س 887 - آيا كشنگان اهل كتاب درجنگ شهيد محسوب مى‏شوند؟

ج: اگر در راه دفاع از حق و جلوگيرى از ظلم وباطل كشته شوند ثواب شهيد دارند.

س 888 - آيا اموال اهل كتاب احترام دارد يا نه؟

ج: در صورتى كه محارب نباشند اموال آنان مورد احترام است.

س 889 - ورود اهل كتاب به اماكن مقدسه (مشاهد مشرّفه - مساجد - مكّه مكرّمه و مدينه منوره) و دفن ايشان در بلاد اسلامى و قبرستان مسلمانان چه حكمى دارد؟

ج: در بلاد مسلمين اگر به شرائط ذمّه عمل نمايند و زير سيطره حاكم اسلامى باشند با نظر او جايز است ولى دفن آنها در قبرستان مسلمين جايز نيست.

احكام پزشكى‏

س 890 - آيا بر طبيبى كه بيمارى لاعلاج و زمان مرگ مريض خود را مى‏داند واجب است آن را به او اعلام نمايد (جهت انجام امور ضرورى چون وصيت و غيره....)؟

ج: واجب نيست.

تشريح

س 891 - در موارد جواز تشريح مرده مسلمان، آيا ديه بايد پرداخت گردد؟ در صورت جواب مثبت، اين پرداخت بعهده چه كسى است؟ سبب يا مباشر؟ و اين ديه متعلّق به كيست؟

ج: اگر خود در حال حيات وصيّت كرده باشد، بعيد نيست كه ديه ساقط باشد، و اگر وصيّت نكرده اين كار جايز نيست، و اگر انجام دهند، ديه به عهده مباشر است و بايد آن را در راه خدا مصرف نمود و ثواب آن به ميّت مى‏رسد.

س 892 - در مورد آموزش در صورت عدم دستيابى، مشكلات تهيه و گرانى اجساد غير مسلمان آيا مى‏توان از جسد مسلمان براى آموزش دانشجويان استفاده كرد؟

ج: در صورتى كه امكان نداشته باشد، كه از اجساد كفار استفاده شود، در حد ضرورت مى‏توان از اجساد مسلمان استفاده نمود ولى بايد از اهانت نسبت به بدن آنها اجتناب شود.

س 893 - براى يادگيرى دقيق رشته پزشكى تشريح، اجتناب‏ناپذير است نظر مبارك در اين باره چيست؟

ج: در صورتى كه حفظ و نجات حال مسلمانان بر آن متوقف باشد لازم است، اگر ممكن است اين عمل در اجساد كفار و در صورت عدم امكان در اجساد مسلمين انجام گيرد و سعى شود به مقدار لازم اكتفا كنند و از اهانت به بدن مسلمانان اجتناب نمايند.

س 894 - تشريح بدن اهل كتاب آيا جايز است؟

ج: در صورت نياز و ضرورت اشكال ندارد.

س 895 - تشريح جسد مؤمن يا مؤمنه را در چه صورت جايز مى‏دانيد و در صورت جايز دانستن آيا ديه به آن تعلّق مى‏گيرد؟ و در صورت داشتن وصيت مسئله چطور است ؟

ج: اگر حفظ و نجات جان مسلمان متوقّف بر آن باشد و جسد كافر براى تشريح وجود نداشته باشد و ميّت هم وصيّت كرده باشد در حد ضرورت اشكال ندارد و ديه هم ندارد.

س 896 - با توجّه به توسعه شهرها و تخريب قبرستانهاى قديمى آيا مى‏توان از استخوانهاى مكشوفه در امر آموزش استفاده كرد؟

ج: با حفظ احترام و دفن آنها پس از انجام آموزش مورد نظر، اشكال ندارد.

س 897 - آيا تشريح جسد جنين با انسان كامل از نظر (كار تخصصى و علمى) از لحاظ حكم تشريح متفاوت است؟

ج: جسد جنين كامل با غير جنين از نظر تشريح و احكام آن تفاوتى ندارد.

پيونداعضاء

س 898 - خريد و فروش اعضاء براى پيوند چه حكمى دارد؟

ج: در بعضى موارد مانند كليه جايز است.

س 899 - پيوند اعضاء اهل كتاب به مؤمن و بر عكس چه حكمى دارد؟

ج: پيوند اعضاء آنان به مؤمن در صورت نياز و ضرورت جايز و پيوند اعضاى مسلمانان به آنها تابع نظر فقيه است.

س 900 - پيوند اعضاى قطع شده ناشى از مجازات حدود و قصاص چه حكمى دارد؟

ج: اشكالى ندارد اگر با نظر حاكم شرع انجام گيرد.

س 901 - پيوند عضو مسلمان به غير مسلمان مجاز است يا خير؟

ج: پيوند عضو ميت مسلمان به غير مسلمان جايز نيست.

س 902 - پيوند قسمتى از بدن مرده به انسان زنده از لحاظ طهارت و نجاست چه حكمى دارد؟

ج: در صورتى كه جزء بدن انسان زنده شده باشد طاهر است.

تلقيح

س 903 - كودكانى كه در دستگاه مصنوعى يا دستگاه آزمايشگاهى به وجود آيند، از نظر شرعى چه ارتباطى با صاحبان نطفه و تخمك دارند؟ (صاحب نطفه و صاحب تخمك زن و شوهر باشند يا نباشند)

ج: در صورتى كه زن و شوهر باشند بچه بوجود آمده فرزند صاحبان نطفه و تخمك مى‏باشند و تمام احكام پدر و مادرى و فرزندى بر آنان مترتّب است و در صورتى كه از غير زن و شوهر باشند صاحبان نطفه و تخمك بمنزله پدر و مادر فرزند به وجود آمده مى‏باشند، مگر مسأله توارث كه از يكديگر ارث نمى‏برند.

س 904 - آيا تخمدان زن نامحرم را به زن عقيم با عمل جراحى پيوند زدن و با اسپرم شوهر زن عقيم به منظور بچه دار شدن تلقيح نمودن اشكال دارد؟

ج: در صورتى كه ضمن عمل جراحى مرتكب حرامى نشوند اشكال ندارد.

س 905 - با توجه به اين كه از نظر علمى هر گاه مردى فوت نمايد، تا مدّت محدودى مى‏توان نطفه او را به رحم زن منتقل كرد و وى را باردار نمود؛ بفرمائيد:

الف: انتقال نطفه زوج پس از مرگ به رحم زوجه چه حكمى دارد؟

ج: در صورتى كه مستلزم كار حرامى نباشد جايز است.

س 906 - عده‏اى از بيماران زن به علّت اشكال در تخمدان‏ها و يا موارد مربوط به آن قادر به تخمك سازى و يا آزاد نمودن تخمك جهت لقاح نيستند و در نتيجه نازا مى‏باشند، در حالى كه رحم آنها اشكالى ندارد و مى‏توانند جنين نگهدارى نمايند آيا همسر اين زن مى‏تواند زنى را صيغه كند و تخمكش را با اسپرم خودش ممزوج كند و جنين حاصله را به رحم زن دائمى منتقل كند؟

ج: اگر همراه با كار حرامى نباشد اشكال ندارد.

س 907 - دكتر متخصص تشخيص داده است؛ نطفه زنى ضعيف است و بايد با نطفه زن ديگر تقويت شود تا بچه دار شود آيا اين عمل جايز است و اگر بچه‏اى به دنيا بيايد به كداميك از دو زن ملحق است؟

ج: اگر شوهر هر دو زن يكى باشد در صورتى كه همراه كار حرامى نباشد اشكال ندارد و در اين مورد اگر روشن شود كه منشأ خلقت جنين، نطفه مرد و نطفه زن اولى است، جنين ملحق به آن دو مى‏شود.

س 908 - اگر مركزى وجود داشته باشد براى نگهدارى اسپرم مردها و در صورت نياز اگر مردى نازا باشد اين اسپرمها را به همسر او تزريق كنند تا صاحب فرزند شود از نظر اسلام چه حكمى دارد؟ و اگر فرزندى متولّد شد متعلّق به كيست؟ و از چه كسى ارث مى‏برد؟

ج: تزريق نطفه مرد اجنبى به زن ديگر جايز نيست.

س 909 - تلقيح نطفه يا اسپرم زوج در رحم زوجه از طريق شوهر يا پزشك معالج جايز است يا خير؟

ج: از طريق شوهر اشكال ندارد.

س 910 - اگر نطفه مردى (زوج) با تخمك زوجه بعد از تركيب در رحم اجاره يا عاريه‏اى (زن ديگرى غير از صاحب تخمك) پيوند شود و جنينى در رحم اجاره‏اى يا عاريه‏اى رشد كند و متولّد شود، شرعاً جايز است يا خير؟ و چه رابطه‏اى از نظر نسبت و آثار حقوقى و شرعى با صاحب اسپرم و تخمك و صاحب رحم اجاره‏اى يا عاريه‏اى و فرزندان وى و يا شوهرش دارند؟

ج: در صورتى كه اين عمل توسط شوهر و در رحم زن دوّمش انجام شود اشكال ندارد و در اين صورت اگر ثابت شود كه نطفه زن و مرد موجب تكوّن فرزند شده باشد فرزند ملحق به آن دو است و تمام احكام ارث و غيره بر آنان مترتّب مى‏باشد.

س 911 - آيا بارور كردن مصنوعى زن يا وارد كردن منى مرد غريب (نامحرم) به داخل رحم زنى كه همسرش مرد نازا است، بطريق تزريق يا طرق ديگر جايز است؟

ج: اگر از نطفه شوهرش باشد در صورتى كه همراه كار حرامى نباشد، جايز است ولى اگر از مرد نا محرم باشد جايز نيست.

س 912 - بر فرض اينكه تلقيح مصنوعى انجام شد و زن آبستن گرديد و بچه دار شد آيا اين بچه مال شوهر اين زن است؟

ج: اگر از نطفه شوهرش باشد بچه متعلق به آن زن و شوهر است و در صورتى كه از نطفه نا محرم باشد و هر دو عالم باشند، بچه متعلق به هيچ كدام نمى‏باشد.

س 913 - نوزادى كه به واسطه تلقيح بوجود مى‏آيد از لحاظ نسبت چه حكمى خواهد داشت؟ و آيا احكام ارث بر آنها جارى خواهد شد؟

ج: از جواب سؤال بالا روشن شد.

س 914 - در جايى كه اين عمل بطور شبهه صورت گرفته باشد مثل جايى كه زن گمان كرده نطفه از شوهر خودش بوده و مرد گمان مى‏كرد كه زنى كه نطفه وارد رحم او شده، همسر واقعى او مى‏باشد در حاليكه اينطور نبوده در اين فرض آيا احكام اولادى بر فرزندى كه به دنيا خواهد آمد، جارى مى‏شود؟

ج: حكم وطى به شبهه را دارد و فرزند متعلق به آنان است و تمام احكام فرزندى بر آن مترتب است.

س 915 - اگر فرض شود علم در آينده آنقدر پيشرفت كند كه اسپرم مرد را بگيرند و در رحم مصنوعى (دستگاه توليد نوزاد) پرورش دهند در اين صورت حكم آن چه صورتى خواهد داشت؟

ج: اين فرزند متعلق به پدر است.

س 916 - اگر علم تا آنجا پيشرفت كند كه اسپرم و نطفه را از دانه‏ها و محصولات نباتى و مانند آن بگيرند و به زن تلقيح كنند و نوزاد مصنوعى به عمل آورند در اينصورت كودك به چه كسى متعلق مى‏شود؟

ج: اين فرزند متعلق به مادر است.

س 917 - اگر نطفه و اسپرم را از فرآورده‏هاى نباتى تهيه كنند و آن را در رحم مصنوعى پرورش دهند و از آن كودكى بعمل آورند چنانچه فرض شود بشر موفق به چنين توليدى گردد نوزاد به چه كسى ملحق مى‏شود؟

ج: متعلق به هيچ كس نمى‏باشد.

س 918 - نسبت كودكان مصنوعى به يكديگر چگونه است؟ وضعيت تزويج آنها با يكديگر و ارث برى آنها چگونه است؟

- الف: نسبت يك دختر و يك پسر كه از اسپرم مرد در رحم مصنوعى پديد آيند؟

ج: آن دو برادر و خواهر پدرى مى‏باشند و از يك ديگر ارث مى‏برند و با يكديگر نمى‏توانند ازدواج نمايند.

- ب: نسبت يك دختر و يك پسر كه از نطفه مصنوعى در رحم زن كشت شده است؟

ج: برادر و خواهر مادرى هستند و احكام آن از جواب قبل معلوم شد.

- ج: اگر يك دختر و يك پسر از نطفه مصنوعى و در رحم مصنوعى پديد آيند؟

ج: هيچ نسبتى بهم ندارند و مى‏توانند با يكديگر ازدواج نمايند.

شبيه سازى‏

س 919 - آيا مشابه سازى و تكثير انسان در آزمايشگاه و از طريق روشهاى پيشرفته علمى (كلونار) جايز است؟ (گرفتن سلول انسان و ايجاد انسانى با همان خصوصيات قبلى)؟

ج: درصورت تطبيق بااحكام اسلامى، اشكال ندارد.

س 920 - آيا مشابه سازى حيوان زنده توسط تكثير سلولهاى وى (كلوناز) جايز است؟ (سّلولى از حيوان زنده اخذ مى‏شود و با تكثير آن سلّول از طريق اطلاعات DNA، حيوانى با همان خصوصيات قبلى ايجاد مى‏كنند)

ج: در غير انسان جايز است.

جلوگيرى از حاملگى‏

س 921 - احتراماً به عرض مى‏رسانم با توجه به بحث‏هايى كه در جهت كنترل جمعيت و بالا بردن سطح كيفى زندگى امروزه مطرح مى‏گردد و با توجه به اينكه وزارت بهداشت كشور راههاى جلوگيرى از حاملگى را در سطح جامعه گسترش مى‏دهد جهت روشن كردن مسائل شرعى مربوط به روشهاى جلوگيرى از حاملگى به كمك و مساعدت آن مقام عاليقدر نيازمندم:

نظر شرع در رابطه با مصرف قرصهاى جلوگيرى از حاملگى؛ در رابطه با استفاده از نورپلنت؛ در رابطه با استفاده از كاندوم ؛ در رابطه با استفاده از عمل توبكتومى (بستن لوله در زنان)؛ در رابطه با انجام عمل وازكتومى (بستن لوله منى در مرد) ؛ در رابطه با انجام عمل انزال منقطع (عزل) جهت جلوگيرى از حاملگى را مبذول فرمائيد؟

ج: بطور كلى استفاده از قرص‏هاى ضد حاملگى اگر موجب ضرر نباشد اشكال ندارد و استفاده از ساير طرق در صورتى كه موجب عقيم شدن دائمى گردد اشكال دارد و بستن لوله رحم اگر مستلزم ارتكاب عمل حرامى نشود و موجب عقيم شدن دائمى هم نباشد اشكال ندارد.

س 922 - بعضى اوقات به طور ناخواسته بعد از انزال مرد منى وى داخل رحم زن وارد شده و احتمال حاملگى مى‏رود آيا جايز است در اين صورت با مصرف قرص ضد باردارى از انعقاد نطفه و باردارى جلوگيرى نمود؟

ج: در صورتى كه يقين به حاملگى ندارد جايز است.

س 923 - آيا عزل در اسلام جايز است؟



قبل فهرست بعد