قبل فهرست بعد


             چو گفت آن خداوندِ تنزيل و وحـي‌                  خداوندِ امــــر و خداونـــدِ نهـــي‌

              كه من شهر علمم عليّم در اســـت‌                   درست اين سخن گفت‌ِ پيغمبر است‌

             گواهي دهم كاين سخن راز اوسـت‌                   تو گوئي دو گوشم بـآواز اوســت‌

         *         *           *

             اِنَّمــــــــَا المُصْطَفي‌َ مَدِينَة‌ُ عِلْم‌ٍ                     فَهُوَ بـــَاب‌ٌ فَمـــَن‌ْ اَتــَاه‌ُ اَتـَاهَا

        *         *           *

                 مرتضــائي كــه كرده يــزدانش‌                    همــره جــان مصطفي جانش‌

                 هر دو يــك قبـله و خِرَدشان دو                     هـر دو يكروح و كالبدشان دو

                 دو رونـده چـــو اختــر گردون‌                     دو برادر چو موسي و هارون‌

                 هر دو يك دُرّ ز يك صدف بودند                      هـر دو پيـرايـه شرف بودند

                 تــا نـــه بگشاد علــم حيدر دَر                       نـــــدهد سنــَّت پيمبر بــَر

2- جريان غدير خم‌

بنابر نقل مسلّم تاريخ شيعه و سنّي‌، حضرت رسول اكرم   )ص( در سال دهم هجرت‌، پس از مراجعت از حجّة الوداع‌، به امر خداوند متعال‌ حضرت امير مومنان ‌)ع ( را در ميان 120.000 نفر، بعنوان جانشين خود معرفي كرد، و خداوند بنابر نقل معتبر شيعه و اهل سنّت اين آيه را در مورد نصب خلافت آن‌حضرت در آن روز نازل فرمود:

الْيَوْم‌َ أكْمَلْت‌ُ لَكُم‌ْ دِيْنَكُم‌ْ وَ أَتْمَمْت‌ُ عَلَيْكُم‌ْ نِعْمَتِي وَ رَضِيت‌ُ لَكُم‌ُ الاسْلاَم‌َدِيْناً.[32]

«امروز دين شما را به سر حدّ كمال رساندم‌، و نعمت خود را بر شما تمام كردم‌، و اسلام بعنوان دين كامل‌، مورد رضايت من قرار گرفت‌.»

مفاد آيه اين است كه اسلام بدون امام و پيشوائي كه از جانب خداوند براي‌آن معين بشود دين كامل نيست‌، و لذا شيخ كاظم اُز ري بغدادي‌ در قصيده مشهور هائيّه مي‌گويد:

                                أنَبِي‌ٌّ بِلاَوَصَي‌ّ تَعَالي‌                 اللهُ عَمَّا يَقُولُه‌ُ سُفَهَاهَا

آيا پيامبر بدون وصي و جانشين مي‌شود؟ خدا و دين خدا بالاتر از اين سخنان ‌نا خردمندانه است‌.

مذاكره ابن ابي الحديد با استاد خود

در اين مورد، بياد سوال‌ ابن ابي الحديد و جواب استاد او ابو جعفر نقيب علوي‌مي‌افتيم‌:

ابن ابي الحديد مي‌گويد:

«من به استادم‌ ابو جعفر نقيب‌ گفتم‌: دلم راضي نميشود كه بگويم‌اصحاب پيغمبر )ص( معصيت كردند و بر خلاف گفته او رفتند و نص‌ّ«غدير» را زير پا گذاشتند (يعني با اينكه پيغمبر )ص( حضرت‌علي‌)ع( را به عنوان خليفه بعد از خود معيّن كرده باشد اصحاب‌مخالفت نموده ابوبكر را به خلافت بر گزينند).»

نقيب‌ در جواب گفت‌:

دل من نيز راضي نميشود كه بگويم پيامبر )ص( اِهمال كار بود و اُمّت خود را همينگونه رها و وِل كرد و رفت و مسلمانان را بي سرپرست‌گذاشت‌ با اينكه او هر گاه از مدينه بيرون مي‌رفت براي مدينه‌اميري معين مي‌كرد و اين در حالي بود كه هنوز خود زنده بود

و از مدينه نيز چندان دور نمي‌شد، پس‌، چگونه ممكن است براي پس از مرگ‌ِ خود كسي

             را امير مسلمانان قرار ندهد؟[33]

آيا عبدالله بن عمر، و عايشه‌، و معاويه دلسوز ترند؟

شگفتا ملاحظه كنيد كه اينها در كتب خود اين مطالب را نقل مي‌كنند:

1. عبدالله بن عمر به پدر خود گفت‌: مردم مي‌گويند تو نمي‌خواهي كسي را جانشين خود قرار دهي‌! اگر تو سارباني‌، يا چوپاني مي‌داشتي‌، و او نزد تو مي‌آمد و شتران‌، يا گوسفندان تو را همين گونه رها

2. مي‌كرد، تو مي‌گفتي اين‌چوپان مقصّر است‌. در حالي كه اداره و سرپرستي مردم از چراندن‌گوسفندان و شتران مهمتر است‌، اي پدر! چون به نزد خداي‌ ـ عزّ و جل‌ّ ـ رسي‌چه پاسخ مي‌دهي در صورتي كه كسي را براي سرپرستي بندگان او، بجاي خويش تعيين نكرده باشي‌؟[34]

2. عائشه به عبدالله بن عمر گفت‌: «پسرم سلام مرا به پدرت‌، عمر برسان‌، و بگو اُمّت محمّد را بي سرپرست رها مكن‌، كسي را در ميان آنان جانشين خود ساز، و مسلمانان را چون رَمَه بي شبان رها مكن‌؛ مي‌ترسم آشوب برپاشود.»[35]

3. معاويه‌، هنگامي كه خواست فرزند خود، يزيد را به خلافت بعد از خود بر گزيند گفت‌: من هراسناكم از اينكه اُمّت محمّد را پس از خود چون رَمَه‌أي‌ بي‌شبان رها كنم‌.[36]

تعجّب اينجا است كه اينها مي‌گويند عبدالله بن عمر، و عائشه و معاويه براي‌ اُمّت اسلام‌، و بي سرپرست ماندن امّت‌، آن هم پس از قوام يافتن و تثبيت‌اسلام نگرانند و دل مي‌سوزانند!!! ولي خدا و پيغمبر خدا )ص( به اين امر توجّه‌ندارند و در روزگاري كه هنوز اسلام نو پا است محمّد )ص(، امّت اسلام را همين گونه‌، بحال خود رها مي‌كند و سرپرستي‌، براي بعد از خود در نظر نمي‌گيرد و از دنيا مي‌رود، واقعاً جاي شگفت است‌.

ائمّه : دوازده نفر مي‌باشند

بايد دانست همانطور كه روايات صحيح و صريح از طرق شيعه‌، حَضَرات‌ائمه دوازده‌گانه‌: را با اسم و نَسَب و اوصاف و شوون و سائر خصوصيّات معرفي كرده است‌، از طرف اهل سنّت نيز، روايات متعدّدي وارد شده است كه مضمون آنها اين است كه حضرت رسول اكرم )  ص( فرمودند:

«امامان بعد از من 12 نفر مي‌باشند».[37]

و از مضامين اين روايات اين سه مطلب استفاده مي‌شود:

1. قوام دين اسلام‌، بستگي به خود اين امامان دوازده‌گانه دارد.

2. اين روايات‌، دلالت دارند كه آنها، تا قيامت باقي هستند. و لازمه اين معني آن است كه عمر يكي از آنها بسيار طولاني باشد.

3. مودّت آنها واجب است و هر كس كه راه عداوت با آنها را در پيش بگيرد خداوند او را «به روي‌» در آتش جهنّم مي‌افكند.

بنابراين‌، اين روايات با اين مضامين‌، فقط به ائمه دوازده ‌گانه‌اي كه شيعه ‌اماميّه به آن معتقد است انطباق دارد.[38]

4- چهارمين عامل هدايت علماي ربّاني است‌

هر چند ملل و اقوام جهان‌، دانشمندان خود را بزرگ مي‌شمارند و در تعظيم و تكريم آنها مي‌كوشند، ولي گامهاي بلندي كه اسلام‌، در بزرگداشت مقام علم و عالم و متعلم برداشته‌، و تعظيم و تكريمي كه براي آنان قائل شده‌، و توصيه‌هائي كه در زمينه اِكرام و اجلال آنها بعمل آورده‌، و تعبيراتي كه در رابطه با فضيلت و عظمت و بزرگداشت آنان بكار برده است بي‌نظير است‌.

قرآن كريم در 80 مورد از علم و علماء، تمجيد و تكريم مي‌كند، و همانطور كه‌مي‌گويد:

«ظلمات و نور، نابينائي و بينائي‌، آفتاب سوزان و سايه آرام بخش‌، و مرده وزنده مساوي نيست‌.»

مي‌گويد:

هَل‌ْ يَسْتَوِي الَّذِين‌َ يَعْلَمُون‌َ وَ الَّذِين‌َ لاَ يَعْلَمُون‌َ.[39]

«آيا عالمان و جاهلان مساوي مي‌باشند؟»

يعني علم‌، نور و بينائي‌، و سايه آرام بخش‌، و زندگي است‌، و جهل ظلمات‌، و نابينائي‌، و آفتاب سوزان‌، و مردگي است‌.

و بالاخره‌، مي‌گويد:

يَرْفَع‌ِ اللهُ الَّذِين‌َ آمَنُوا مِنْكُم‌ْ وَ الَّذِين‌َ اُوتُوا العِلْم‌َ دَرَجَات‌ٍ.[40]

«خداوند متعال عالمان با ايمان را به درجاتي بالا مي‌برد و رفعت و عظمت به‌آنها مي‌بخشد.»

پيغمبر بزرگوار اسلام‌ )ص(، طلب علم‌ را مانند جهاد در راه خدا معرفي‌مي‌كند و مي‌فرمايد:

طَالِب‌ُ العِلْم‌ِ، لَه‌ُ كالغَادِي وَ الرَّائِح‌ِ فِي سَبِيل‌ِ اللهِ، و قَلْب‌ٌ لَيْس‌َ فِيه‌ِ شَي‌ْءٌ مِن‌َالحِكْمَة‌ِ، كَبَيْت‌ٍ خَرِب‌ٍ، فَتَعَلَّمُوا وَ عَلِّمُوا.[41]

«كسيكه در راه طلب علم گام بر مي‌دارد، و به تحصيل‌ِ علم مي‌پردازد اَجر او مانند كسي است كه صبح و شام در راه جهاد حركت مي‌كند، و هر دلي كه در آن چيزي از علم و حكمت نيست مانند خانه خراب است‌. بنابراين‌، علم را فرا بگيريد و به ديگران نيز ياد بدهيد.»

و نيز فرمودند:

مَن‌ْ طَلَب‌َ الْعِلْم‌َ فَهُوَ كَالصَّائِم‌ِ نَهَارُه‌ُ، القَائِم‌ِ لَيْلُه‌ُ، وَ ان‌َّ بَاباً مِن‌َ العِلْم‌ِ يَتَعَلَّمُه‌ُالرَّجُل‌ُ، خَيْرٌ لَه‌ُ مِن‌ْ اَن‌ْ يَكُون‌َ اَبُوقُبَيس ذَهَباً فَأنْفَقَه‌ُ فِي سَبِيل‌ِ اللهِ.[42]

«كسي كه علم طلب مي‌كند، مانند كسي است كه روزها روزه مي‌گيرد، و شبها به عبادت مي‌پردازد، و ثواب آموختن يك فصل از فصول علم بالاتر و بيشتر از آن است كه به اندازه كوه ابو قبيس‌، طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق‌كند.»

و فرمودند:

ألاَ ان‌َّ اللهَ يُحِب‌ُّ بُغَاة‌َ الْعِلم‌ِ.[43]

«آگاه باشيد خداوند، طلب كنندگان علم را دوست مي‌دارد.»

معاذبن جبل‌ از حضرت‌ رسول اكرم )ص( نقل كرد كه حضرتش فرمودند:

تَعَلَّمُوا العِلْم‌َ، فَان‌َّ تَعَلُّمَه‌ُ للهِ حَسَنَة‌ٌ، وَ دِراسَتَه‌ُ تَسْبِيح‌ٌ، وَ البَحْث‌َ عَنْه‌ُ جِهادٌ، وَطَلَبَه‌ُ عِبَادَة‌ٌ، وَ تَعْلِيمَه‌ُ صَدَقَة‌ٌ، وَ بَذْلَه‌ُ لاِهِلِه‌ِ قُرْبَة‌ٌ؛ لانَّه‌ُ مَعَالِم‌ُ الحَلال‌ِ وَالحَرام‌ِ، وَ بَيان‌ُ سَبِيل‌ِ الجَنَّة‌ِ، وَ المُونِس‌ُ فِي الوَحْشَة‌ِ، وَ الُمحَدِّث‌ُ فِيالخَلْوَة‌ِ، وَ الجَلِيس‌ُ فِي الوَحْدَة‌ِ، وَ الصَاحِب‌ُ فِي الغُرْبَة‌ِ، وَ المُعِين‌ُ عَلَي‌الضَّراءِ، وَ الزَّيْن‌ُ عِنْدَ الاخِلاّء، و السِّلاح‌ُ عَلَي الاعداء.[44]

«علم را ياد بگيريد كه ياد گرفتن آن براي خدا داراي ثواب و حسنه است‌، و درس دادن آن ثواب تسبيح خدا را دارد، و اشتغال به بحث علمي جهاد در راه‌ خدا است‌، و طلب علم عبادت است‌، و تعليم علم داراي ثواب تصدّق در راه‌پروردگار است‌؛ زيرا احكام حلال و حرام در سايه علم بدست مي‌آيد، و علم‌نشانگر راه بهشت و سعادت است‌، علم مونس انسان در حال وحشت‌، و سخنگوي در خلوت‌، و همنشين در حال تنهايي‌، و رفيق در حال غربت‌، و راهنماي راههاي مسرّت بخش است‌، و در سختيهاي روزگار كمك و ياور انسان‌، و در نزد دوستان زينت‌، و در برابر دشمنان سِلاح انسان است‌.»

بطور خلاصه‌: پيغمبر اكرم )ع( علماء را عزيزترين مردم پس از پيغمبران و وارثان انبياء و جانشينان خود معرفي مي‌كند، و نگاه بر چهره آنها را عبادت‌، و مجالست با آنان را فضيلت‌، و دشمني با آنها را هلاكت مي‌داند.

حضرت امير )ع(، علماء را در ميان مردم‌، در درخشندگي و تابش مانند ماه‌شب چهارده قلمداد مي‌كند و حضرت صادق )ع(، مركّب علماء را بالاتر از خون‌شهيدان مي‌داند و امثال اين تعبيرات در كلمات معصومين ديگر: فراوان‌است‌:

علماء مانند ستارگان آسمانند

حضرت رسول اكرم )ص( فرمودند:

مَثَل‌ُ العُلَمَاءِ فِي الاَرْض‌ِ كَالنُّجُوم‌ِ[45] فِي السَّماءِ يُهْتَدَي بِهَا فِي ظُلُمَات‌ِ البَرِّ وَالبَحْرِ.

«همانطور كه ستارگان آسمان وسيله هدايت در تاريكي هاي خشكي و دريا مي‌باشند علماء نيز در روي زمين وسيله هدايت هستند.»

علماء بعد از پيامبر عزيزترين افراد مي‌باشند

حضرت نبي اكرم )ص( فرمودند:

ان‌َّ أكْرَم‌َ العِبَادِ الَي اللهِ بَعْدَ الاَنْبِيَاءِ العُلَمَاءُ.»[46]

«با كرامت‌ترين و عزيزترين مردم در پيشگاه خداوند متعال بعد از پيغمبران‌علماء هستند.»

شفاعت علماء

پيغمبر بزرگوار اسلام مي‌فرمايد:

ثَلاَثَة‌ٌ يَشْفَعُون‌َ الَي اللهِ يَوْم‌َ القِيَامَة‌ِ فَيُشَفِّعُهُم‌ْ: الانْبِياءُ، ثُم‌َّ العُلَمَاءُ، ثُم‌َّالشُّهَداءُ.[47]

«سه طائفه در روز قيامت شفاعت مي‌كنند و خداوند شفاعت آنان را مي‌پذيرد:

1- پيغمبران‌.

2- علماء.

3- شهداي راه خدا.»

علماء وارثان پيغمبرانند

حضرت رسول اكرم )ص( فرمودند:

ان‌َّ العْلَمَاءَ وَرَثَة‌ُ الاَنْبِياءِ.[48]

«علماء وارثان پيغمبران مي‌باشد.»

خدايا جانشينان مرا مورد رحمت خود قرار بده حضرت نبي اكرم فرمودند:

اللَّهُم‌َّ ارْحَم‌ْ خُلَفَائِي‌.

«خدايا جانشينان مرا مورد رحمت و لطف خود قرار بده‌.»

اين جمله را سه مرتبه گفتند و از آن حضرت پرسيده شد: جانشينان تو كيستند؟

در پاسخ فرمودند:

الَّذِين‌َ يَتَّبِعُون‌َ حَدِيثِي وَ سُنَّتِي، ثُم‌َّ يُعَلِّمُونَهَا اُمَّتِي.[49]

«جانشينان من كساني هستند كه از سنّت من پيروي مي‌كنند، و آن را بر امّت‌من نيز تعليم مي‌نمايند.»

و نيز فرمودند:

رَحِم‌َ اللهُ خُلَفَائِي‌.

«خداوند جانشينان مرا رحمت كند.»

پرسيده شد يا رسول الله خلفاي تو چه كساني هستند؟ در جواب فرمودند:

الَّذِين‌َ يُحْيُون‌َ سُنَّتِي‌ وَ يُعَلِّمُونَها عِبَادَاللهِ.[50]

«آنها، كساني هستند كه سنّت مرا اِحياء مي‌كنند، و به بندگان خدا نيز آن رامي‌آموزند.»

فضيلت حضور در محضر علماء و همنشيني با آنها

حضرت رسول اكرم )ص( فرمودند:

مَا مِن‌ْ مُوْمِن‌ٍ يَقْعُدُ سَاعَة‌ً عِنْدَ العَالِم‌ِ الاَّ نَاداه‌ُ رَبُّه‌ُ: جَلَسْت‌َ الي‌َ حَبِيبِي‌؟ وَعِزَّتِي و جَلاَلِي لاَسْكَنْتُك‌َ الجَنَّة‌َ مَعَه‌ُ.[51]

«هر مومني يك ساعت در نزد عالم بنشيند خداوند او را ندا مي‌كند: در نزد حبيب من نشستي‌؟ قسم به عزّت و جلال خودم تو را در بهشت با او همنشين مي‌گردانم‌.»

و نيز فرمودند:

حُضُورُ مَجْلِس‌ِ عَالِم‌ٍ، أفْضَل‌ُ مِن‌ْ حُضُورِ أَلْف‌ِ جَنَازَة‌ٍ، وَ مِن‌ْ عِيَادَة‌ِ ألْف‌ِمَرِيض‌ٍ، وَ مِن‌ْ قِيَام‌ِ ألْف‌ِ لَيْلَة‌ٍ، وَ مِن‌ْ صِيَام‌ِ ألْف‌ِ يَوْم‌ٍ؛ ان‌َّ اللهَ يُطَاع‌ُ بِالعِلْم‌ِ، ويُعْبَدُ بِالعِلْم‌ِ، وَ خَيْرُ الدُّنْيَا وَ الا‌خِرَة‌ِ مَع‌َ العِلْم‌ِ.[52]

«حاضر شدن در مجلس عالِم‌، از حضور در نزد هزار جنازه به منظور تشييع‌، و از عيادت هزار مريض‌، و از شب زنده داري هزار شب‌، و روزه گرفتن در هزار روز بالاتر است‌؛ زيرا عبادت و اطاعت خدا در سايه علم انجام مي‌گيرد، وخير دنيا و آخرت وابسته به علم است‌.»

و نيز آن حضرت‌ فرمودند:

مُجَالِسَة‌ُ العُلَماءِ عِبَادَة‌ُ.[53]

«همنشيني با علماء عبادت است‌.»

ثواب نگاه به چهره علماء

حضرت پيغمبر )ص( فرمودند:

النَّظَرُ الي العَالِم‌ِ خَيْرٌ لَك‌َ مِن اِعْتِكَاف‌ِ سَنَة‌ٍ فِي البَيْت‌ِ الحَرام‌ِ.»[54]

«نگاه كردن به چهره عالم از انجام اعتكاف به مدّت يك سال در خانه خدا بالاتر است‌.»

فضيلت زيارت علماء

حضرت امير مومنان‌ )ع( فرمودند:

زِيَارَة‌ُ العُلَماءِ أحَب‌ُّ الَي اللهِ مِن‌ْ سَبعِين‌َ طَوافَاً حَوْل‌َ البَيْت‌ِ.»[55]

«ثواب زيارت علماء در نزد پروردگار متعال از هفتاد مرتبه طواف خانه خدا بالاتر است‌.»

علماء در ميان مردم مانند ماه شب چهارده مي‌باشند

حضرت امير المومنين )ع( فرمود:

اِنَّمَا العُلَمَاءُ فِي النَّاس‌ِ كَالْبَدْرِ فِي السَّماءِ.»[56]

«علماء در ميان مردم مانند ماه‌ِ تمام در آسمان است‌.»

پاداش علماء با زيادي علم و جدّيت آنها

در اِرشاد مردم رابطه دارد

حضرت صدّيقه طاهره‌، فاطمه زهرا (س) فرمودند:

من از پدر بزرگوارم شنيدم كه فرمودند:

ان‌َّ عُلَماءَ شِيْعَتِنَا يُحْشَرُون‌َ فَيُخلَع‌ُ عَلَيْهِم‌ْ مِن‌ْ خِلَع‌ِ الكَرامَات‌ِ عَلي‌َ قَدْرِ كَثْرَة‌ِعُلُومِهِم‌ْ وَ جِدِّهِم‌ْ فِي ارْشَادِ عِبَادِ اللهِ.[57]

«علماي شيعيان ما در روز قيامت كه محشور مي‌شوند از طرف خداوند به‌اندازه درجات و مراتب علوم آنها و مراتب جدّيت و كوشش آنها در راه ارشاد و هدايت بندگان خدا به آنها پاداش و جائزه‌هاي كرامت الهي داده مي‌شود.»

حضرت امام صادق )ع( فرمود:

قال رسول الله )ص(:

اُغْدُ عَالِماً، اَوْ مُتَعَلِّماً، أَوْ أَحَب‌ِّ العُلَمَاءَ، وَ لاَتَكُن رَابعاً فَتَهْلِك‌َ بِبُغْضِهِم‌ْ.[58]

حضرت پيغمبر )ص( فرمودند:

«يا عالم باش و يا متعلّم و يا دوستدار علماء، اگر غير از اينها باشي دشمن‌علماء خواهي شد، و دشمن علماء اهل هلاكت است‌.»

بشارت بدهيد به علماي شيعه ما

حضرت امام سجاد )ع( فرمودند:

فَأَبْشِرُوا عُلَماءَ شِيْعَتِنَا بِالثَّواب‌ِ الاَعْظَم‌ِ وَ الجَزاءِ الاوْفَرِ.[59]

«علماي شيعيان ما را بشارت بدهيد كه بزرگترين ثواب الهي و كاملترين‌پاداش به آنها داده خواهد شد.»

علماي شيعيان ما مرزباناني‌ در برابر شيطان و لشكريان شيطان‌

حضرت امام صادق‌ )ع( فرمودند:



قبل فهرست بعد